حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6020 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
معلم شهید نقی حاجی یعقوبی
2

نقی حاجی یعقوبی در یک خانواده ی زحمتکش و مؤمن در محله ی شوقی زنجان چشم به جهان گشود. در سال ۱۳ ۴۶ دوره ی ابتدایی خود را در دبستان نهم آبان واقع در دانشسرا شروع نمود. آن گاه پس از دو سال تحصیل در دانشسرای مقدماتی زنجان دیپلم نظام جدید خود را با موفقیت […]

پ
پ

شهید نقی حاجی یعقوبینقی حاجی یعقوبی در یک خانواده ی زحمتکش و مؤمن در محله ی شوقی زنجان چشم به جهان گشود. در سال ۱۳ ۴۶ دوره ی ابتدایی خود را در دبستان نهم آبان واقع در دانشسرا شروع نمود. آن گاه پس از دو سال تحصیل در دانشسرای مقدماتی زنجان دیپلم نظام جدید خود را با موفقیت پشت سر گذاشت. پس از دریافت ابلاغ استخدام قطعی خود، در هشتم مهر ماه سال پنجاه و هشت به عنوان آموزگار در دبستان های ماهنشان منصوب گردید و در روستاهای سریک، پشتوک، نصیرآباد، اَندآباد سُفلی، ایلی بُ الغ و لولک آباد توانست به خوبی از عهده ی مسئولیت خود یعنی تعلیم و تربیت برآید. مدتی هم به عنوان معلم راهنما انجام وظیفه نمود. سال ۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد.
در تاریخ ۱/ ۷/ ۶۵ به زنجان منتقل و در دبستان اسرافیل گنجی مشغول به تدریس شد. حاجی یعقوبی با آغاز انقلاب به ندای ابراهیم زمان لبیک گفت و خود که با مشکلات زندگی بسیاری از مردم زمان ستمشاهی آشنایی داشت فعالانه در تظاهرات و درگیری های خیابانی شرکت می کرد و به این وسیله اعتراض خود را نسبت به حکومت پهلوی ابراز می نمود.
جواد زرین کمر برادر خانم شهید: «از خصوصیات اخلاقی آن شهید طرفداری او از حق بود. هر جا که می دید حق کسی پایمال می شود به طرفداری از او برمی خاست و جانب مظلوم را می گرفت. همچنین انسان بسیار خیرخواه و در خوش اخلاقی در بین دوستان و آشنایان مشهور
بود. در برخورد با مردم همیشه خنده بر لب داشت »
ایشان از لحظه ی شهادت شهید چنین حکایت میکند: «در تاریخ ۲/ ۱۱/ ۱۳۶۵ تقریباً ساعت یک بعدازظهر صدای بمب افکن های عراقی در شهر شنیده شد. مدرسه ی ابتدایی در سعدی شمالی و نمایشگاه مُبل دنیای هنر در محل هی شوقی، بمباران گردیدند. شهید حاجی یعقوبی با
شنیدن صدای هواپیماها به سرعت به طرف منزل خود در حال دویدن بوده که به محض رسیدن به کوچه، پشت مبل فروشی مذکور به علت بمباران به شهادت می رسد. یکی از خاطراتی که از آن شهید در یاد همه ی افراد خانواده و آشنایان باقی مانده است این است که دو یا سه ماه قبل از شهادتش اکثراً از نزدیک بودن مرگ به انسان صحبت می کرد و اغلب اظهار می داشت که مرگ را مقابل چشمان خود می بیند و به این مسئله بسیار فکر می کرد و همین امر باعث شده بود که در هر جا که در این مورد صحبت می کرد برای خود حلالیت بطلبد مثل این بود که سفر ابدی به او الهام شده بود. »
محمدنقی آقامیری، همکار فرهنگی که در سال تحصیلی ۶۶/ ۱۳۶۵ دانش آموز دهم فرهنگ و ادب دبیرستان شهید محمد منتظری زنجان بوده، خاطره اش را درباره ی دو بمب افکن عراقی، این گونه بیان می کند: «ظهر روز پنج شنبه، ۲ بهمن ۱۳۶۵ مدرسه تعطیل شد و من از مدرسه بیرون آمدم و م یخواستم با تنها مینی بوس روستای ینگجه که آن موقع در گاراژ جنب بازار مستقر می شد به روستا بروم. قریب ساعت یک بعد از ظهر بود. من تازه به جلوی بازار در خیابان سعدی جنوبی رسیده بودم که ناگهان دیدم دو هواپیمای عراقی با سرعت خیلی زیاد و ارتفاع کم از طرف غرب زنجان آمدند. وقتی که یکی از هواپیماها به محله ی شوقی رسید، آنجا را بمباران کرد و من که جلوی بازار ایستاده بودم دیدم که بمب ها به صورت معلّق زنان به طرف پایین می آیند. زمانی که بمب ها به زمین رسیدند، صدای مهیبی آمد. دود، آتش و غبار از زمین بلند شد و من از رفتن به روستا منصرف شدم و با پای پیاده، خودم را به ابتدای خیابان جاوید رساندم. با چشم های خودم دیدم که جنازه ی فردی را که کتانی چینی در پایش بود، به آمبولانسی گذاشتند و بردند و شهید نقی حاجی یعقوبی هم در بمباران هوایی همان روز ، به درجه ی رفیع شهادت نایل آمده بود.

در ضمن، مدرسه ی راهنمایی دخترانه ی شهید نواب صفوی کوچه ی بینش -کوچه ی آیت اله رفیعی-سعدی شمالی زنجان نیز در همان روز وقتی که شیفت مدرسه ها عوض می شد،بمباران شده بود. من به آنجا هم رفتم و از نزدیک دیدم که کتاب و دفتر بر روی زمین مانده ی لاله های  سرخ پرپر شده را باد ورق می زند و آن لحظه، آیه ی ﴿بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت﴾ در ذهنم آمد؛ راستی دان شآموزانی که تقصیری نداشتند، به کدامین گناه به خاک و خون کشیده شدند؟!
مدتی بعد از آن حادثه ی ناگوار ، پشت بام ساختمان های بلند و مهم بیشتری مجهز به ضدهوایی شدند و از آن زمان به بعد، بمب افکن های عراقی به ندرت موفق به انجام عملیات در زنجان می شدند.

بنابراین ما باید به فرموده ی قرآنی: ﴿ وَ اعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه﴾ عمل کرده و هر چه در توان داریم بر علیه دشمن آماده کنیم تا حمله به ایران اسلامی، حتّی در ذهن دشمن هم خطور نکند.»

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.