
او در زادگاه خود علاوه بر تدریس مدتی هم مدیریت مدرسه راهنمایی دانش را عهده دار بود و در زمان مدیریتش فعالیتهای بسیار چشمگیر در تعمیر و تکمیل مدرسه داشت ؛ دبیرستانی هم با تلاش شبانه روزی او و شهید علی سرداری و با همکاری اهالی و اداره آموزش و پرورش احداث گردید که اینک نام آن شهید عزیز را بر خود دارد . علاوه بر فعالیت های آموزشی و تربیتی در فعالیتهای مذهبی و دایر کردن محافل مذهبی در مساجد و فعال نمودن انجمن اسلامی جوانان بسیار کوشا و خستگی ناپذیر بود و علاقه شدیدی به هیئت های مذهبی و قرآنی داشت .
متین ، باوقار ، آرام ، متفکر و ساکت بود ، غیبت و بدگویی کسی را نمیکرد و در برخورد اجتماعی بسیار باادب و خوشرو بود . شهید پس از چند سال تلاش خالصانه در سنگر تعلیم و تربیت به این نتیجه رسید که وظیفه اش را در پشت جبهه انجام داده ووقت آن است که به نبردی بی امان با دشمن غدار در جبهه های جنگ بپردازد ، او در سال 1364 داوطلبانه عازم جبهه شد و سرانجام درتاریخ 23/11/1364 در عملیات والفجر 8 در فاو بدرجه رفیع شهادت نائل آمد و روح ملکوتی اش به اعلا علیین پیوست . پیکر مطهر این شهید بعد از تشییع در گلزار شهدای روستای عمید آباد به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
و من يطع الله والرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم عن النبين والصديقين والشهدا والصالحين و حسن اولئك رفيقا سوره نساء آیه 69
و آن كس كه اطاعت كند مرا و پيغمبر را همانا آنان با كسانيند كه خدا نعمت بديشان داده است از پيغمبران و راستگويان و كشته شدگان راه خدا و شايستگان و چه نيكو رفيقانند.
با سلام درود به پيشگاه امام عصر (عج) و نايب برحقش، امام خمينى بت شكن زمان و با سلام درود به روان پاك شهداى انقلاب اسلامى بخصوص شهداى جنگ تحميلى و با سلام درود به خانواده هاى شهدا كه با دادن قرباني هاى خود درخت تنومند اسلام را آبيارى كردند، چند جمله اى را با عزيزان خود داشته باشم.
مدت يك سال و نيمى در خدمت برادران عزيز دانش آموز بودم و افتخار خدمت در حضورشان را داشتم و در اين مدت چهره هاى نورانى شما نشاط و شاديم مى بخشيدند و انشاءالله بعد از اين اعمال و نتيجه كارهاى شما روحم را شاد شادتر خواهند كرد. بارى عزيزانم اين را بايد برايتان بگويم كه خدمت به شما را يك عبادت مى پنداشتم و اين شغلى بود كه از خداى خود خواسته بودم و او به من عنايت كرده بود.
تازه ديپلم گرفته بودم و در نمازها ودر دعاهايم از خدا شغلى را مى خواستم كه بيشتر به مردم بتوانم، خدمت كنم و شغلى باشد، مسمرثمر و اين دعایم مستجاب شد و شغل معلمى نصيبم گشت و هرگز دوست نداشتم در بانك بنشينم و يا در اطاقى باشم در پشت ميز. دوست داشتم و دارم كه با محصلاى خوب كه صفاى قلب و دلشان هر انسانى را به سويشان مى كشاند، باشم. قلوبى كه از هر گونه شرك بخلها و كينه مبرا و پاك است و چقدر سعادت كه انسان بتواند اين قلوب را كه وصفش شد به سوى خدا بكشاند و جهت فدا به آنها بدهد و فلسفه آفرينش را برايشان مطرح نموده و قبول نمايند و ادامه بدهند. قدر خودتان را بدانيد از اين قلوب پاك خود استفاده بكنيد نگذاريد گرد و غبار غفلت جلو چشم دلتان را بگيرد و نور خدا در آن دل تجلى پيدا نكند خوش بحالتان كه زمينه رشد و تكامل برايتان فراهم است.
حكومت وقت، رهبرى مسلمين همه و همه در جهت شكوفايى استعدادهاى شما قدم برمى دارند، از اين موهبت الهى كه به دستتان افتاده، نهايت استفاده را بكنيد كه يكى از كفران نعمتها نشناختن نعمت و ندانستن قدر و منزلت آنست. اين انقلاب با خون هزاران شهيد به ثمر رسيده و اين چنين زمينه مساعدى براى شما فراهم آورده، از اين فرصت و از اين زمينه مساعد بهره بردارى نماييد و خودتان را رشد بدهيد الان كشور ما به متخصص مومن احتياج دارد و اين متخصصان بايد در كشور خودمان رشد پيدا كنند.
چه بهتر كه از روستاييان پاكدل باشند. اصولا صفا و صميميت در روستاها بيشتر است. از اين ويژگيهاى خودتان جهت بهروزى و سعادت خود استفاده كنيد. برايتان غلط جا نيافتد كه اسلام دين گريه و زارى و معلولى اينهاست، نه، نه، هرگز اين چنين نيست.
هيچ مكتبى به اندازه اسلام به علم و دانش اهمیت قائل نشده وهیچ مکتبی به اندازه مکتب اسلام به انسان اهمیت نداده است تنها مكتبى كه به ارزشهاى والاى انسانى علی توجه داشته و همه چيز را در جاى خودش بهتر دانسته، مكتب اسلام است. علل انحطاط مسلمين در چيز ديگرى است. آن وقتى كه معلمين اروپايى خودشان را به شكل ابوعلى سيناها در مى آوردند، عمامه سر مى كردند و ابا به سر مى كردند، چرا آن زمان را به ياد نمى آوريد. زمانى كه اسلام دنيا را هدايت مى كرد، نمى انديشيد.
آن زمانى ما بدبخت شديم كه به احكام اسلامى بى توجهى كرديم و اسلام را فراموش كرديم و به خواب رفتيم. اگر حالا هم قدر و منزلت اسلام را ندانيم، بلائی كه به سر آنها آورده اند به سر ما هم مى آورند. دشمنان اسلام مى خواهند، مايه روشنايى و آگاهى كه همان اسلام باشد، از ما بگيرند. متوجه باشيد كه دشمن چه نقشه خطرناكى براى ما تدارك ديده، جبهه، خطراتش از مدرسه كمتر است.
خطر سخت است زيرا دشمن ناحيه ضربه پذير انقلاب را مدرسه مى داند و از طريق اينكه مدارس ما را جاى شلوغى تبديل كند كه نه درس باشد، نه علم باشد، نه عفت باشد و نه اسلام باشد. اين روالى كه مدرسه ما داراست، بايد بهتر شود و از نظر علمى و اخلاقى و عقيدتى، دانش آموزانى بار آورده شوند كه بتوان روى آنها حساب كرد. اگر مدارس ما اصلاح شود، هيچ قدرتى انقلاب را تهديد
نخواهد كرد.
و توصيه من به شما دانش آموزان اين است كه خوب از امكانات مدرسه جهت رشد فكرى، عقلى، مذهبى استفاده كنيد كه مايه رشد را از كودكى بايد در پيش گرفت و بدان عمل كرد. و آرزوى توفيق همگان را خواهانم.
مدیرشما منوچهر عمیدآبادی:امضا
64/11/13










































































ثبت دیدگاه