شهید منصور الماسی

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به حضور ساحت مقدس ولیعصر (عج) و نایب بر حقش قلب تاریخ، امید امت، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن، و با درود به شهدای اسلام از کربلا گرفته تا صحرای خونین و سوزان خرمشهر و کوه های سر به فلک کشیده غرب وصیتنامه خود را آغاز می نمایم.
معبودم الله، مکتبم اسلام، کتابم قرآن، حزبم حزب الله و رهبرم روح الله است. سپاس و شکر پروردگاری را که مرا در این زمان که دوران شکوفایی اسلام است و به دست رهبر انقلاب جلوه گر شده، آفرید.اینجانب از آنجا که خود را یک فرد مسئول دانستم که برای دفاع از اسلام و حریم اسلامی به جبهه آمدم، امام را درود می فرستم و او را از صمیم قلب دوست دارم، زیرا مرا آن چنان رهبری نمود تا به معبودم الله برسم.
به قول برادر شهید ابوالفضل نوری:((وای به حال آن خانواده ای که یک شهید در راه خدا نداده باشد، چون در روز محشر در پیشگاه حضرت زینب(س) شرمنده و سرافکنده خواهد بود پس با صبر خود به دشمنان ضربه بزنید)).
شهادت عزیزان چه سخت است، انسان دوستانی را از دست می دهد که با دنیا عوضش نمی کند.یکی از این برادران، برادر شهید، محمود بیات بود که در تاریخ ۳/۸/۶۲به درجه رفیع شهادت نائل آمد. این برادر عاشق حسین(ع) بود و در این ماه، همه فکر و ذکرش حسین(ع) بود و همه اش حسین، حسین می گفت و می گفت:
قامت رفت، نوری رفت، ولی ما هنوز مانده ایم.

او با آن دهانی که ذکر مولایش حسین(ع) را می کرد، ترکش خمپاره درست، بر دهانش خورده بود. چه خوب است که انسان، آن گونه به فکر خدای خود باشد و خدا دوست داران خود را می شناسد و آنان را به سوی خود می خواند و می گوید: ای دوستداران حسین(ع) که عاشق کربلایید، لبیک گویان به امام زمان، بیایید. محمود رفت، به معبودش رسید. او عاشق حسین(ع) بود و شخصا با حسین(ع) دیدار کرد.

آرزو داشتم در حجله بختم به سعادت بــرسـم

رهبرم گفت که در سنگر عشقم به شهادت برسم

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code