حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6020 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
معلم شهید مجتبی شهبازی گروسی
4

مجتبی شهبازی گروسی در سال ۱۳۳۵ در خانواد های متدین و معتقد به اسلام ناب محمدی اصل از پدری با ایمان و مادری مهربان و مؤمنه قدم به عرصه ی هستی نهاد. تربیت او در زیر سایه ی پدر و مادر تحصیل کرده و متدین، موجب پیشرفت و آ گاهی بیشتر او نسبت به مسائل […]

پ
پ

شهید مجتبی شهبازی گروسیمجتبی شهبازی گروسی در سال ۱۳۳۵ در خانواد های متدین و معتقد به اسلام ناب محمدی اصل از پدری با ایمان و مادری مهربان و مؤمنه قدم به عرصه ی هستی نهاد. تربیت او در زیر سایه ی پدر و مادر تحصیل کرده و متدین، موجب پیشرفت و آ گاهی بیشتر او نسبت به مسائل اجتماعی و اخلاقی گردید.
مجتبی شهبازی در شهریور ۱۳۵۷ دیپلم طبیعی خود را از دبیرستان شهید منتظری -صدر جهان سابق-دریافت نمود. آن گاه در تربیت معلم دانشسرای راهنمایی تحصیلی زنجان در رشت هی تربیت بدنی پذیرفته شد. پس از دو سال تحصیل در خرداد ماه ۵۹ مدرک کاردانی خود را با موفقیت و پشتکار بالا احراز نمود.
ایشان از همان دوران کودکی فعالی تهای زیادی در مراسم نماز جماعت و عزاداری سالار شهیدان(ع)و مجالس آموزش قرآن از خود نشان م یداد. با شعله ور شدن قیام مردم اسلامی خود را به خیل مردم روانه ساخت. در این راه شب و روز نم یشناخت و برای به ثمر رسیدن پیروزی انقلاب اسلامی تلاش مضاعفی می کرد. آن گاه که دیو سیرتان تار و مار شدند و ملت ایران از یوغ بندگی استثمار آزاد گردید، دانشجوی شهید برای استمرار کلم هی توحید به عضویت بسیج سپاه پاسداران و انجمن اسلامی دانشسرای راهنمایی تحصیلی زنجان درآمد. او از اعضای فعال پایگاه شهید دستغیب محسوب می شد. در بیشتر ایام مخصوصاً شب ها با موتور سیکلت شخصی درخدمت پایگاه بود.
فعالیت های ورزشی شهید
شهید شهبازی از دوران کودکی در میادین ورزشی حضوری فعال داشت و به عنوان یک ورزشکار اخلاقی مورد قبول و احترام دیگران بود.
حمید رسولی از دوستان شهید از آن دوران چنین یاد می کند: «قبل از انقلاب با شهید شهبازی چندین مسافرت برای مسابقات منطقه ای به شهرهای مختلف داشتیم. ایشان پسر محجوبی بود؛ اخالق و صمیمیت او با دوستان موجب محبوبیتش شده بود. در عرص هی ورزش نیز در چندین بازی همراه تیم شهر زنجان بود که تاثیر به سزایی در موفقیت این تیم داشت. »
از دیگر فعالی تهای شهید م یتوان به شرکت در کلاس داوری فوتبال در شهرستان یزد از تاریخ۱/ ۵/ ۶۲ تا ۱۴ / ۵/ ۶۲ و همچنین به داوری مسابقات فوتبال در عرصه های مختلف اشاره نمود.
در سال ۳۰/ ۳/ ۶۳ به عنوان رئیس انجمن بدمینتون آموزشگاهی شهرستان زنجان منصوب شد. مدتی هم به عنوان مسئول آموزش نظامی اردوی برگزاری مسابقات قهرمانی ژیمناستیک آموزشگاه های سراسر کشور انتخاب گردید. ) ۲۴ / ۴/ ۶۳ تا ۳۰/ ۴/ ۶۳(خصوصیات اخلاقی شهید از زبان امیر کلامی فرد)دوست و ه مرزم شهید(: حق طلبی و عدال تخواهی وی چه دربار هی خود و چه در مورد دیگران بارها اتفاق افتاده بود. برای احقاق حق دیگران پیشقدم شده حضوراً برای حل مشکلات افراد تلاش می کرد. صداقت از خصوصیات بارز شهید بود. در ابراز عقیده و نظر صادقانه رو دربایستی بود. برخوردی صادقانه و دوستانه با نیروها و بسیجیان داشت و از محبوبیت خاصی در بین افراد برخوردار بود.
استخدام در آموزش و پرورش
پس از فارغ التحصیلی در رشته ی تربیت بدنی در سال ۵۹ به استخدام اداره آموزش و پرورش زنجان درآمد و در مدارس مهدی محسن، خاقانی، شیرودی و ۲۲ بهمن به عنوان «معلم ورزش » خدمت نمود. مدتی هم در آذرماه ۶۲ به صورت موقت مسئول سال نهای ۲۲ بهمن و نواب صفوی انتخاب گردید.
شهید شهبازی از تاریخ ۱۸/ ۹/ ۶۱ به عنوان کارشناس تربیت بدنی اداره کل آموزش و پرورش زنجان منصوب و تا لحظه ی شهادت در این سمت انجام وظیفه کرد.
حضور در جبهه های جنگ
او که از خانواده ی پرتحرک ورزش و جامعه پویای آموزش و پرورش برخاسته بود و طبعاً این دو پیوستگی بزرگ برای او در قبال جنگ تحمیلی مسئولیتی سنگین را ایجاب م یکرد، با قلبی سرشار از علاقه و ایمان پس از یک سال خدمت در مدارس با شروع جنگ روان هی جبهه ها شد.
او چندین بار در عملیات حضور پیدا کرد و در آن مکان مقدس گمشد هی خود را بازیافت. آخرین مسئولیت او در جبهه معاونت گروهان شهید یاغچیان از گردان علی اصغر(ع) بود.
خاطره ای از مادرشهید
در همان روزهایی که برادر کوچک مجتبی «محسن » در عملیات خیبر به اسارت صدامیان کافر در آمد، مجتبی نیز از ناحی هی پیشانی مجروح شده بود. مجتبی و محسن هر دو با هم از یک واحد رزمی اعزام شده بودند. چند روزی گذشت و مجتبی به خانه برگشت ولی چنان مضطرب و نگران بود که هنوز چهره ی نگران او در ذهنم باقی مانده است. او می گفت: «مادر ای کاش برادرم به خانه برمی گشت و من به اسارت می رفتم. » پس از اسارت محسن روزی از وی خواستم که مدتی در زنجان بماند و به جبهه نرود تا از لحاظ روحی، هم من و هم خودش قدری نیروی قلبی پیدا کنیم زیرا من در آن روزها به وجود او و حضورش در منزل نیاز شدیدی داشتم. وی در نهایت ادب و تواضع کامل با لحنی ملتمسانه و عاجزانه پاسخ داد: «مادرجان اطاعت می کنم. » و چند روزی هم ماند ولی یک شب بعد از صرف شام که خیلی شاد و بشاش گرم صحبت بود رو به من کرد و گفت: «مادرجان ساعت نه صبح فردا ان شاءالله عازم جبهه هستم. یقین پیدا کرده ام که از عمق دل با تصمیم من موافق هستی و می دانم که راضی و خرسند خواهی شد. امیدوارم فردا صبح پس از اقامه ی نماز خودت مرا از زیر قرآن عبور دهی و بدرقه ام کنی. » همانگونه شد که او می گفت. صبح زود نماز را با هم خواندیم. صبحانه خوردیم. با روی گشاده با هم خداحافظی کردیم و او شاد و سر حال راهی جبه هها شد. مجتبی مقید به انجام فرایض دینی بود. حتی یک بار هم نشد که بعد از رسیدن به سن بلوغ شرعی نماز یا روزه اش را ترک کند. عشق و علاقه ی خاصی نسبت به خاندان عصمت و طهارت داشت. امام خمینی(ره) را خیلی دوست داشت.
به محض دیدن تصویر امام در تلویزیون با شتاب همه ی اهل خانه را خبر می داد که امام را ببینیم.
متن مصاحبه ی شهید شهبازی در جبهه که از نوار پیاده شده است
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و به نستعین و هو المعین.
با سلام و درود بر آقا امام زمان و درود بر امام امت و نایب بر حقش]حق[ حضرت ولی عصر و با درود بر روان پاک و طیبه ی شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با آرزوی پیروزی رزمندگان کفرستیز جبهه های نور علیه ظلمت.
بنده مجتبی شهبازی از شهرستان زنجان اعزام شدم و هم اکنون در جبهه های گرم خوزستان در منطقه ی دزفول مشغول آموزش هستم.
هدف از اعزام به جبهه های نور علیه ظلمت.
این جنگی که توسط امپریالیسم شرق و غرب – بعد از پیروزی نهایی انقلاب در ۲۲ بهمن به رهبری امام امت – اتفاق افتاد، آمریکای جنایتکار تحت لوای گروه کهایی چون منافقین خلق، لیبرال ها و گروهک های ملحد و انجمن کذایی حجتیه جهت از بین بردن این انقلاب یک سری حرکت های مذبوحانه ای را انجام داده است.
آمریکا چون از این عوامل دست نشانده ی خود نتوانست نتیجه ای بگیرد توسط صدام جنایتکار که عامل دست نشانده ی امپریالیسم شرق و غرب است، این جنگ را بر ما تحمیل کرد. در اوایل جنگ یک سری خیانت هایی که از طریق عوامل دست نشانده در ارتش و سایر
قسمت های اداری و نظامی آن زمان بود عراق توانست حملات خودش را ادامه بدهد و تا منطقه ی آبادان و دزفول پیش بیاید.
پس از اینکه بنی صدر خائن و مزدور دست نشاند هی آمریکا توسط امام عزیزمان از فرماندهی کل قوا بر کنار شد و امام امت خودشان رهبری جنگ را بر عهده گرفتند درجنگ ما الحمدلله بعد از عزل بنی صدر خائن پیروز یهای زیادی را به دست آوردیم. تا عملیات پارسال که هم اکنون
سالگرد آن است توانستیم عملیات بزرگ و مهم خیبر را که در جهان ب ینظیر بود به مورد اجرا در بیاوریم.
و مسئله ای که من باید مطرح کنم این است که عراق اسلحه هایی که از طریق شوروی، آمریکا و سایر عوامل دست نشانده به او داده می شود فکر می کند که می تواند با این اسلحه ها در مقابل یک نظام الهی که از طرف آقا امام زمان رهبری می شود قرار بگیرد. ما هم سلاحی در دست داریم به نام سلاح ایمان که نشأت گرفته از قدرت لایزال الهی است.
ما می توانیم با این سلاح خودمان در مقابل کلیه ی امپریالیسم ها قرار بگیریم و ما این جنگ را آن قدر ادامه می دهیم که مصداق سخن امام تا رفع فتنه در اقصی نقاط جهان بشود.
نامه های خانوادگی شهید شهبازی
اکنون به جملاتی از نام ههای خانوادگی معلم شهید و وارسته مجتبی شهبازی که در حکم وصیتنامه اوست نظر می افکنیم و با اندیشه ی پاک و زلا ل و همت والای این مرد بزرگ آشنا می شویم. وی در قسمتی از نامه اش در مورخه ۴/ ۷/ ۵۹ از خونین شهر ]خرمشهر [ خطاب به
خانواده اش چنین نوشته است: «اول از همه باید بگویم که هر جا هستید امام را دعا کنید و همه سعی کنید مقلد امام باشید. فقط به جنگ بیندیشید و نگویید که من پیر هستم و نمی توانم تفنگ به دست بگیرم. این جا مردان هفتاد ساله در سنگرها می رزمند. در آخر مادرم مرا دعا کن. »
شهید شهبازی در نامه ی مورخ ۷/ ۲/ ۶۰ از خرمشهر «عملیات بیت المقدس » نوشته بود: «مرا دعا کنید تا خوب برزمم و اگر شهید شوم خداوند مرا از یاران امام حسین(ع)قرار دهد.» در نامه ی دیگر در تاریخ ۲۳/ ۸/ ۶۰ از اهواز در عملیات طریق القدس «فتح بستان » نوشته بود «مادر می دانم که دوری من برایت سخت و دشوار است ولی صبر کن. چرا که خداوند با صابرین است.من سلامت هستم ». همچنین در تاریخ ۱/ ۱۱/ ۶۲ نیز از جزیر هی مجنون «عملیات خیبر » که خود در این عملیات معاون گروهان بود نوشته بود: «فقط از امام تبعیت کنید زیرا امام از فرزندان امام حسین(ع) است. مادرم اگر چنانچه خداوند سعادت شهادت را بر من عطا کرد هرگز گریه نکن و اگر خواستی گریه کنی اشک شادی بریز و خداوند را شکر کن که شاکرین نزد خداوند عزیزند. »
سرانجام در نامه ی مورخ ۵/ ۱۱/ ۶۳- که از دزفول «عملیات بدر » فرستاده است و آخرین نامه و پیام اوست- نوشته بود: «پرچم این انقلاب اسالمی که از انقلاب عاشورا سرچشمه می گیرد باید در تمام جهان به اهتزاز درآید و رهبری امام در جهان مسلمین قوت یابد. باید عدالت در جامعه حاکم شود و تبعیضات از بین برود در تمام کارها. مخصوصاً در خلوت خدا را در نظر داشته باشید و همیشه امام را الگو قرار دهید. در پایان سلامتی همه ی رزمندگان اسالم را از خداوند متعال خواستارم. »
مسعود مقیمی همرزم شهید:

قبل از خروج از پادگان لشکر عاشورا در دزفول، و اعزام برای شرکت در عملیات بدر ، مجتبی شهبازی پیش من آمد و گفت: «مسعود! این قیچی و این هم شانه. بیا محاسن مرا کوتاه کن! »با لبخند زیبایی که روی صورتش نقش بسته بود اضافه کرد: «مگر نمی خواهیم به پیکنیک برویم! باید خودمان را مرتب کنیم. » چون احتمال بمباران شیمیایی از سوی عراق وجود داشت، دستور داده بودند موی سر و صورت را کوتاه کنیم. من صورت ایشان را اصلاح کردم. به آینه ی کوچکی که داشت نگاه کرد و گفت: «چقدر قشنگ شدم! » اولین شب عملیات، هنگام سوار شدن به بلم گفت: «مسعود! دارم میروم. بیا خداحافظی کنیم! »گفتم:مجتبی! به زودی همدیگر را در خاک عراق می بینیم. برگشت گفت: «معلوم نیست همدیگر را بتوانیم پیدا کنیم. » متاسفانه بلم در یک لحظه پس از سوار شدن نیروها برگشت و غرق شد و مجتبی با تعدادی از نیروها در همان شب به شهادت رسیدند.
نحوه ی شهادت
در عملیات بدر نیروهای گردان حضرت علی اصغر؟ع؟ در ساعت یک بامداد جهت اجرای عملیات سوار قایق ها شدند. از آنجا که عملیات گردان از محلی باید اجرا می شد که گردان امام سجاد(ع) به فرماندهی شهید حمید احدی درگیر بودند، نیروها سوار بر بلم منتظر عملیات بودند. به علت زیر آتش بودن منطقه، انفجاری در کنار بلم که حدود ۵۰ نفر رزمنده بر آن سوار بودند رخ داد و بخشی از بلم آسیب دید. به تدریج آب کل بلم را در بر گرفت. چون نصف بچه ها به یک طرف جمع شده بودند بلم وارونه شد و رزمندگان در زیر آن قرار گرفته شهید شدند. یکی ازآن شهدا، شهید مجتبی شهبازی که عمری به دنبال رستگاری ابدی بود در ﴿عِندَ مَلیکٍ مُقتَدِر﴾جای گرفت. 
دبیرستان ورزش ناحیه ۲ آموزش و پرورش زنجان و یکی از سالن های ورزشی استادیوم ۱۵ خرداد زنجان به نام این شهید مزین شده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.