حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6020 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
1

شیروان حسن زاده در سال ۱۳۳۹ در یک خانواده ی مذهبی در روستای بیشه گاه-منطقه ی ضیابر-از توابع شهرستان صومعه سرای استان گیلان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رسانید. به علت نبود مدرسه ی راهنمایی در روستا با وجودی که فاصل ه ی روستا تا «شاندرمن ۱۵ » […]

پ
پ

شیروان حسن زاده در سال ۱۳۳۹ در یک خانواده ی مذهبی در روستای بیشه گاه-منطقه ی ضیابر-از توابع شهرستان صومعه سرای استان گیلان چشم به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رسانید. به علت نبود مدرسه ی راهنمایی در روستا با وجودی که فاصل ه ی روستا تا «شاندرمن ۱۵ » کیلومتر بود تحصیلات دوره ی راهنمایی را در شاندرمن گذراند. در دوران تحصیل از استعداد فوق العاده ای برخوردار بود. علیرغم مشکلات مالی، خانواده اش وی را برای گذراندن تحصی الت دور هی متوسطه به رشت فرستادند. شهید بزرگوار در مدت تحصیل متوسطه در رشت منزل یکی از بستگانش اقامت گزید و سرانجام موفق به اخذ مدرک تحصیلی دیپلم اقتصاد گردید. همزمان با شروع جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. بعد از دوران سربازی در آموزش و پرورش صومعه سرا استخدام گردید و متعاقب آن برای خدمت به دانش آموزان محروم به منطقه ی ماهنشان زنجان اعزام گردید. در سال ۱۳۶۵ از زنجان به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید. هنگامی که عملیات کربلای ۵ شروع شد به عنوان امدادگرِ عملیاتی، پیکرهای مجروحِ ه مرزمان خود را برای مداوا از میدان نبرد به نقاط امن منتقل می کرد که مورد اصابت ترکش خمپار هی نیروهای بعثی عراق قرار گرفت. پس از انتقال به بیمارستان گلستان اهواز در تاریخ ۳/ ۱۱/ ۶۵ به فیض عظیم شهادت نایل گردید. آن گاه پیکر
مطهرش در زادگاهش بیشه گاه به خاک سپرده شد.
ازخصوصیات بارز اخلاقی شهید بزرگوار این بود که با حقوق معلمی خود به نیازمندان کمک می کرد. نماز و روزه اش هرگز ترک نمی شد. از دایر کنندگان کلاس احکام و قرآن در روستایش بود.
به ورزش کشتی علاق هی زیادی داشت و در اغلب مسابقات کشتی «گیله مردی » شرکت می کرد.
وصیت نامه ی شهید شیروان حسن زاده بیشه گاهی
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
خداوندا دوست می دارم این جان ناقابل را با این خون کثیف،در راه پاک و پر ارزش تو هدیه کنم.
به جبهه می روم با چشمی باز و با فکری روشن و با عشقی به معشوق خداوند بزرگ. تنها هدف من این است که رضایت خداوند تبارک و تعالی را جلب کنم همان گونه که پروردگار می فرماید﴿وَ قاِتلوا ذینَ یُقاِتلونَکُم﴾ و در راه خدا با آنهایی که با شما می جنگند بجنگید.
خدا(ص) می فرماید: «وَ اَحینی یا رب سعیداً و توَ ف بمیران.( آری برادران،این مکتب انسان ساز اسلام است که تنها با خون حفظ می شود مثل درختی که تنها با آب زنده می ماند. ناراحت نباشید که این خون ها ریخته می شود چون که این ها در راه خدا و اسلام شهید شدند و اسلام را جانی تازه بخشیدند. برادران امیدوارم که ادامه دهنده خون شهیدان باشید و ولایت فقیه این امام بزرگوار و معلم بزرگ زندگانی و رهبرکبیر انقلاب… را حتی به قیمت جان پشتیبانی کنید و از هر گزند دشمنان حفظ کنید.
چند توصیه به خانواده
تو ای پدر مهربانم شما از آزمایش الهی قبول شدید و خداوند امانتی که به شما داده بود پس گرفت.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.