حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه‌شنبه, ۲۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
غواص شهید سعید حسنی تنها
22

شهید سعید حسنی تنها در دوم اردیبهشت ماه سال 1347 هجری شمسی در شهر زنجان چشم به جهان گشود خانواده وی از نظر اعتقادات مذهبی در رده بالائی قرار داشتند و به همین خاطر ایشان را از همان دوران کودکی با مسائل دین آشنا ساختند ایشان از همان دوران کودکی علاقه خود را نسبت به […]

پ
پ
شهید سعید حسنی تنها
شهید سعید حسنی تنها در دوم اردیبهشت ماه سال 1347 هجری شمسی در شهر زنجان چشم به جهان گشود خانواده وی از نظر اعتقادات مذهبی در رده بالائی قرار داشتند و به همین خاطر ایشان را از همان دوران کودکی با مسائل دین آشنا ساختند ایشان از همان دوران کودکی علاقه خود را نسبت به مسائل دینی بعداز چندین مراحل نشان داد و قران را تا حدی که توانش بود از نظر ترجمه و قواعد یاد گرفته او در سن 12و13 سالگی روانه پایگاه محله خویش شد و در آن جا به بسیجیان خواندن وادامه دادن راه وروش قرآن را یاد می داد 
شهید حسنی تنها دوران ابتدائی را در مدرسه ای بنام غریب اصغرحیدری پشت سر گذاشت و دوران راهنمایی را باموفقیت در مدرسه مرحوم رزاق افشلرچی ادامه داد و بعد از آن روانه دبیرستان شد 
ایشان در این مدت فعالیتهای بینظری در پایگاه خود داشت و بعد از اعزام به جبهه در چند مرحله درس خویش را در ربیرستان در کلاس دوم دبیرستان که در مدرسه شهید محمد منتظری ادامه می داد رها کرده و برای بار دوم یا سوم به جبهه اعزام شد شهید سعد حسنی تنها قبل از دوران انقلاب سنی نداشتند که بتوانند در صحنه باشند باشند ولی بیشترین حرکات او اعم از رفتار و کردار و اخلاقی خوب از همان دوران به چشم می خورد ایشان بعد از انقلاب فعالیتهای خود را از پایگاه محله خود گسترداند تا اینکه در محله و پایگاه مورد توجه خاص برادران بسیجی راضع گردید 
ایشان در بیرون با اخلاقی که نشان  می دادند بیشتر جوانان بیرون را جذب و به پایگاه معرفی می کردند تا در آن جا مسائل دینی را به نحو احسن فرا گیرند و به دیگران ادامه دهند 
خاطره ای که از ایشان در فعالیتهای خودرو پایگاه در ذهنم می باشد این است که وقتی ایشان از نماز جماعت ظهر فارغ می شوند پایگاه را تعطیل و به خانه می آمدند و بعد از خوردن نهار سریع به پایگاه روانه شده و آن جا را جارو و تمیز می گردند بدون آن که کسی متوجه شود 
ایشان در پایگاه روزهای یکشنبه و سه شنبه وپنج شنبه را ه خواندن قرآن و دعا مشغول بودند روزهای یکشنبه در پایگاه به برادران خواندن قرآن یاد می داد و می گفتند که این جلسه نیاید تعطیل شود هر چند یک نفر در جلسه حضور بهم رساند 
ایشان در اواخر عمر خویش قائم مقامی پایگاه را به عهده گرفت و تلاش و کوشش خود را نسبت به این مسولیت دوچندان کرد.
 
وصیت نامه شهید سعید حسنی تنها
وصیت نامه  بنده حقیر سعید حسنی 
((بسم الله الرحمن الرحيم))
((ياالله، يا محمد(ص )، يا على، يا حسن، يا حسين تشنه لب))
خدايا مى دانى، با چه زبانى مى خواهم، با تو سخن بگويم. اى معبود من مى دانى به چه دلى مى خواهم، اين كلمات را بنويسم. خدايا مى دانى، كدام دستها را مى خواهم به درگاهت، دراز كنم. مولاجان تو همه‌ُ اينها را مى دانى، آگاهى به همه پنهانها. خدايا تو خيلى به من نعمت دادى، چه كنم، نتوانستم، شكر آن نعمت را بجا بیاورم. مى دانم، آقاى من، تو بنده ات را دوست دارى، وقتى بنده ات تو را مى خواند تو زود جوابش مى دهى، تو خيلى خوبى، من بتو خيلى علاقه دارم ولى چه كنم شيطان رهايم نمى كند. كمكم كن خدا كه اين طنابى كه شيطان به گردنم، انداخته آنرا پاره پاره كنم. يا سيدى. ياران همگى رفتند، آنان از براى تو بودند، همه چيزشان از آن تو بود. اصلا خود را به تو سپرده بودند. چون بتو اطمينان داشتند، چون اين طور بودند تو هم آنان را به پيش خود خواندى تا در پيش حسين تو باشند و از ياران او، ولى ما مانديم در اين دنياى پر از معصيت. خدايا آنان با تو، چگونه سخن گفتند، چگونه تو را خواندند، تا تو هم اينگونه آنان را پذيرفتى. اما چه كنيم؟ چگونه مثل آنها باشيم، آيا مى توانيم بشویم. خدايا تو مى دانى كه از تو چه خواسته ام. ولى حتما يا من لياقتش را نداشتم و يا وقت موعود نزديك نشده. ولى اى خداى مهربان يك آرزو دارم از تو مى خواهم، بحق زهرايت، به حسينت به على، كه اين خواسته مرا رد نكنى. اى خدا مى خواهم، طورى شهيد بشوم كه جسدم در بيابانها بماند، يا تكه تكه شوم و بعد پوسيده شوم و با خاك مخلوط گردم تا وقتى اين رزمندگان و بسيجيان رد مى شوند، همراه با گرد و غبار به صورت مباركشان، به چهره هاى نورانيشان بنشينم، تا افتخار كنم كه پروردگار من هم، همراه خاك به صورت بنده هاى خوبت بنده های  نمونه ات نشستم، تا تو به احترام آنها، به خاطر آن زحماتى كه مى كشند، مرا ببخشى تا در جلوى حسينت، شرمنده نباشم. و چند كلمه با خانواده ام، گفتگو مى كنم: سلام بر همگى. سلام بر تو اى مادرم كه خدا تو را حفظ كند. خدا تو را با زهرا همنشين كند، كه خيلى زحمت مرا كشيده اى. و احسن بر تو، اى پدر عزيز كه نان حرام به من نخوراندى. پس از هر دوى شما خجلم.و  از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد كه به شما زحمت دادم، مرا ببخشيد، شما را بجان زهرا و حسين مرا حلال و از اذيتهايم درگذريد. شما اى برادران عزيزم و خواهرانم شما هم مرا حلال كنيد و دعايم كنيد كه خدا مرا ببخشد. خدا به همه شما توفيق دهد كه بيشتر بتوانيد، در راه خدا خدمت كنيد. اى پدر و مادر عزيزم اگر خدا مرا پذيرفت، از شما تقاضا دارم كه ناراحت نباشيد و افتخار كنيد كه يك قربانى ناچيز را به خدا تقديم كرده، تا در پيشگاه حسين (ع) سربلند باشيد و بار ديگرمى گويم كه مرا حلال كنيد. 
چند كلمه با عزيزان هم پايگاها سخن بگويم:
 سلام عليكم: بحضور شما عزيزان، اى عاشقان مقام شما پيش خدا زياد است، سعى كنيد آن مقام را والاتر كنيد و پايگاه را با محبت و برادرى و معنويت خود نورانى كنيد. تا يك مجلس روحانى باشد و آن موقع پايگاه ملائكه ‌الله  خواهد بود و ملائك به آن جا مى آيند، در آن موقع، توانسته ايد راه شهدا را به پيمائيد و آنها را شاد كنيد. سعى كنيد، كم شوخى كنيد و به يكديگر احترام قائل شوید. در سلام سبقت بگيريد و در نگهبانى، تمام سعيتان را بكنيد و خيلى كوشا باشيد و اطاعت از فرمانده و يا مسئول از يادتان نرود. حتما از مسئولتان، اطاعت كنيد كه اگر چنين كنيد، حرف امام عمل كرديد. در دعاها و مجالس عزادارى، شركت كنيد و در آنجا امام و رزمندگان را دعا كنيد به اسرا و مجروحين دعا كنيد و سعى كنيد، نماز را اول وقت و با جماعت بخوانيد، همراه با امام زمانتان كه امام عصر، اول وقت نماز مى خواند. و اى منتظران امام عصر و اى عزيزان، هميشه بياد خدا باشيد و با گريه دعا كنيد كه خدا فرج مولايتان را نزديكتر كند، كه اگر دعا با تضرع و گريه باشد، خدا قبول مى كند، به قول شاعر:  هر دعائى كان بود با سوز و درد       آن دعاها را اثر باشد بمرد   رفتن به مجالس شهدا را فراموش نكنيد و هر چند وقت، سعى كنيد به خانه آنها برويد و نگذاريد كه آنان احساس تنهائى كنند. اگر اين كار را انجام دهيد، خدا را شاد كرديد. ديگر عرضى ندارم و از همه عزيزان مى خواهم، اگر حقى بر گردنم دارند، خودشان به بزرگيشان مرا حلال كنند. مرا ببخشيد و دعايم كنيد و من هم، همه عزيزان را حلال مى كنم، خدا به شما توفيق دهد كه بتوانيد به اسلام زياد خدمت كنيد. 
خدايا رزمندگان را پيروز كن، خدايا امام را از ما نگير. معبودا مجروحين و معلولين را شفا ده. مولا جان شهدا را رحمت و به خانواده شهدا صبر بده.
يك مقدار پول دارم، آن را به مستحق بدهيد.
آمين يا رب العالمين                             
خدايا، خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار    
                                                                                 (امضا) سعيد حسنى پنج شنبه به تاريخ65/10/11
 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.