شهید دانش آموزی که شکنجه شد

فضایل یکی از همرزمان جهادگر شهید بهمن آدینه لو بود. او از آخرین روزهای حضور بهمن در کردستان تعریف می کرد:چند روز بیشتر به عملیات نمانده بود. ما را به دیواندره اعزام کردند تا آمادگی لازم را داشته باشیم.در راه دیواندره برای رفع خستگی در پشت سنگ بزرگی که در میان کوه ها بود چادر زدیم.
بهمن و یکی دیگر از دوستان کشیک دادند تا بقیه استراحت کنند بی خبر از اینکه منافقین در کمین ما نشسته اند. چند دقیقه ای از خوابیدن ما نگذشته بود که با صدای شلیک تیر از خواب بیدار شدیم. منافقین دوست بهمن را اسیر کرده بودند اما بهمن فرار کرده و خود را به قهوه خانه رسانده بود. منافقین قهوه خانه را محاصره کردند. همه با حسرت به قهوه خانه چشم دوخته بودیم ولی نمی توانستیم جلو برویم. اگر قدمی جلو می گذاشتیم همه مان کشته می شدیم.
بهمن را از قهوه خانه بیرون کشیدند و شکنجه اش می دادند.
صدای ناله فریاد بهمن جگرم را آتش می زد.
بهمن را آنقدر شکنجه دادند تا به شهادت رسید.

راوی: مادر شهید بهمن آدینه لو

شهید دانش آموزی که توسط منافقین شکنجه شد

                                             نشسته از راست شهید بهمن آدینه لو

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code