شهید جلال حاتمی

 من عرف نفسه {فقد عرف ربه }
هر کس خودش را شناخت {پس پروردگارش را مى شناسد}
با درود به درگاه احدیت و سپاس خداى منزه و سلام بر منجى عالم بشریت، حضرت مهدى (عج ) و سلام بر امام خمینى، رهایى بخش دنیا. با توسل به قدرت لایزال خداوند ازفنا و نیستى و درود بر ملت شجاع ایران که با تقدیم شهدا و اسرا، از مایه گذاران دستگاه قدرت و حکومت عدل الهى محسوبند و مسئولیت به ثمر رساندن اهداف انقلاب را بر عهده دارند، تا اینکه این حکومت را به دست صاحب عصر بسپارد.
 با سلام بر پدر و مادر عزیز و گرامى که مرا از هستى و نیستى به سنگر علم و ایمان مدرسه فرستاده و به طلب ((العلم فریضک على کل مسلم و مسلمک)) حضرت محمد (ص) لبیک گفته و حقى به گردن من گذاشته تا شاید بتوانم خود را از تاریکى و ظلمت به نور و فضیلت برسانم. و به درگاه خداوند، بسى جاى شکر است و افتخار که چنین فرزندى پرورش دادید.از شما پدر و مادر گرامى تقاضامندم، که مرا ببخشید و از کلیه همسایگان و دوستان مى خواهم که به احترام و بزرگى خود مرا مورد عفو و بخشش قرار دهند، گر چه خداوند بخشاینده ترین، بخشنده هاست. از شما مى خواهم که با مهربانى با یکدیگر رفتار کنید و خود را به اخلاق اسلامى عادت دهید.
به شما والدین گرامى وعده دیدار را در پیشگاه حضرت حسین (ع) مى دهم. چون که من راه به کمال رسیدن انسانیت و یافتن یگانه معشوق و پیوستن به لقاء الله را و با شرف زندگى کردن و داشتن حرمت و عزت و شرف در نزد پروردگار را جز این نمى دانم و گفتن لبیک به نداى ((هل من ناصر ینصرنى)) حسین (ع) را جز این راه نمى بینم. از شما مى خواهم اگر مى توانید، حسینى باشید و یا زینبى.
از برادران، والدین و اهل خانواده تقاضامندم، در تشییع من در صورت امکان ناراحت نباشید و اگر گریه مى کنید به جهت نیستى من مباشد، بلکه به دلیل اینکه خود را شریک راه شهید قرار دادن و به منظور تایید این راه قدم بردارید.

همیشه گریه خود را شامل دو جنبه نمایید. اول: به منظور افتخار و نشان دادن روحیه انقلابى و در ثانى در امر به معروف به عوامل و گروههایى که فعالیت مى کنند و گریه خود را در ازاى آگاهى قرار دهید، و همیشه به چگونه زیستن و چگونه انتخاب کردن و چگونه کشته شدن حسین (ع) باشد، مبادا به منظور شادى منافقین باشد.
از برادران مى خواهم که راه من را ادامه داده و مبادا به مجرد رفتن من ناراحتى کنید و دوستان و آشنایان زندگى خود را تغییر دهند و رنگ و روى زندگانى مرا عوض کنند و در پرورش برادران کوچکم غفلت نکنید که در پیش خداوند مسئولید.
از خواهران گرامى خواستارم، بعد زینبى بودن را در خود تقویت کنید و در چهارچوب خود محورى قرار نگیرند و دامنه خدا محورى را وسعت داده و از خود راضى نباشید و همیشه به رضاى خدا کار کنید و خود را در شناخت مکتب زینب گسترش داده و آنگاه به خود پى مى برید و در این میان خدا را خواهید شناخت و رعایت اصول صحیح اسلامى شما را به نیل والاى خود سریعتر مى کند.
از همکلاسیهاى عزیزم که در آینده مسئولیت دیار اسلام را بر عهده دارند، مى خواهم، تحول عمیقى در خود و فرهنگ اصیل اسلامى بدهند و اخلاق حسنه را در خود پرورش دهند و تنها علم را در نهایت آرزوى خود و نتیجتا رسیدن به یک زندگى مرفه قرار ندهید، بلکه لباس علم و ایمان و خوى انسان دارى را به خود بیارایید تا اینکه جهت خود را ایمان و سرعت بخشتان علم باشد و ایمان را مسلط سوار خود نمایید و در بحبوحه علم قرار نگیرید تا خداى نکرده به سیل قهقرایى دچار گردید.

از مردم عزیز ایران مى خواهم که مشکلات خود را در جامعه با روحانیت حل کنند و حوزه را با دانشگاه تطبیق داده و به عنوان گره گشاى عموم قرار دهید و هدف خون شهدا و انقلاب را به دست روشنفکران تاریخ نسپارید که در آن موقع کار از کار گذشته و باز به .۵ سال قبل برمى گردیم و دیگر نه اسلامى خواهیم داشت، بلکه در جهت از بین بردن آن دست به کار شدیم.

مجلس را از طریق انتخاب نمایندگان آگاه و گذاشتن مسلمانان آگاه در اداره ها و اماکن مهم در صدور انقلاب بکوشید و سیاست و تعیین قانون و اظهار نظر در مورد اسلام را به دست کسانى نسپارید که اسلام را با ((ص )) مى نویسند.

امام را تنها نگذارید که پیروزى اسلام و مسلمین نشات گرفته از رهنمودهاى امام است و چرخه زندگى و مسائل روزمره خود را با رهنمودهاى امام تنظیم نمایید.
والسلام علیکم                              
خدایا، خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار
وصیت نامه جلال حاتمى (امضا) ۶۲/۹/۲۸

وصیت نامه دوم
((بسم الله الرحمن الرحیم))
((ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص))سوره صف آیه ۴
از اینکه قبلا در این مورد وصیتى نوشته بودم، ولى چون نزدیک عملیات تقریبا ۲ ساعت به عملیات مانده است، نصایحى را به ملت مسلمان ایران دارم.  
بعد از اینکه من حق را ادا نمودم. اسم پاک شهید را بر من نگذارید، چون بنده چنین لیاقتى را ندارم و فقط تقاضایى که دارم، این است که ملت خداجوى ایران به وظایف خویش عمل کنند، زیرا اصول و اساس کارها عمل کردن به وظایف است و پشتیبان امام عزیز باشید و به مسئولین کشورى و لشکرى اعتماد داشته و همکار باشید.  
از والدین گرامى مى‌خواهم که در تشییع حقیر، اصلا ناراحتى را به رخ دیگران نکشند و با مردن من استفاده کامل در جهت قرب خدا را برده باشید، شاید که ما نیز از آمرزیدگان باشیم.
من بیشتر از این مطلبى ندارم، فقط مى خواهم رفتن من به صورت گمنام باشد. تا اجرى در پیش خداوند برده باشیم. از برادران همسنگر هر چه بدى از حقیر دیده اند، امید است به حلالیت درآیند. مخصوصا برادران دیدبانى و به امید انتظار در روز حساب و غلطیدن در خاک همدوش با شهیدان.
 (امضا) ۶۴/۱۱/۲ جلال حاتمى شب ساعت ۵/۸

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code