
چون دو برادرش که همزمان باهم در جبهه بودند یکی از آنها زخمی شده بود شهید به آن یکی برادرش می گفت که باز خونی از برادرم به زمین ریخت حتی یک خار هم به پای تو نرفته و شوخی می کرد تا اینکه در همان عملیات به شهادت رسید و پیکرش 3 روز بعد بعد از شهادت به ابهر آورده شد و بعد از تشییع در جوار دیگر شهیدان شناط به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
تاريختولد :1348/07/19
تاريخ شهادت :65/10/21
با سلام و درود بر پيشگاه بقية الله الاعظم، منجى عالم بشريت، حضرت حجت ابن الحسن العسگرى و نايب برحقش، حضرت امام خمينى و با سلام و درود بر روحانيت مبارز از صدر اسلام تاكنون و با سلام درود بر ملت شهيدپرور و خانواده محترم شهدا و درود و سلام خدا و رسول خدا بر شما اى پدر و مادر مسلمان باد.
اينجانب الياس حاجيانى، به شماره شناسنامه 1234، متولد 1348، صادره از ابهر، در زمان حيات و در حين سلامتى براى خود وظيفه و تكليف شرعى دانستم، وصيت نامه اى تنظيم نمايم در رابطه با جبهه، گرچه قلم از نوشتن آن عاجز و بنده از بيان آن قاصر هستم. على (ع) فرموده: ((ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه و هو عمادالدين و منهاج البعد)) ((بدرستيكه جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را به روى دوستان خاصش مى گشايد و جهاد لباس تقوى و قلعه محكم و زرهى است، مورد اعتماد)) پس هر كس جهاد را ترك گويد، خداوند لباس ذلت و خوارى بر اندام او پوشاند.
آرى، بهشت زير سايه شمشيرهاست و پاكباختگانى چون فخر شهدا حسين ابن على (عليه السلام). و شعارشان و مرامشان اين بود كه دين پيامبر خدا زنده و جاويد نمى ماند، مگر با جهاد و شهادت من، پس اى شمشيرها بيابيد و مرا دريابيد تا با خون خويش، سبب جاودانگى دين محمد (ص) گردم و جهاد ستون دين و شيوه نيكبختان است و خداوند درهاى آسمان و رحمت را به روى آنان باز مى كند و اينجانب نيز در اين سن با توجه به وظيفه خود را يكى از بندگان ناقابل خداوند سبحان دانسته و توفيق آن را يافته ام كه در جبهه هاى نور عليه ظلمت حضور بيابم و با لشگريان كفر صدامى ستيز نمايم و اين حركت خود را نشات گرفته از خون مطهر شهدا دانسته و اولين گامى است، جهت حراست از خون مطهر شهدا و ادامه دهنده راه آنان و با تمامى اين تفاسير، اين توفيقات را از عنايت خداوند سبحان و ائمه معصومين و حاصل زحمات امام عزيز و روحانيت مبارز بايد دانست. زيرا اگر روحانيت نبود، اسلامى نبود و اگر روحانيت نبود، انقلابى نبود.
آرى ما در گمراهى به سر مى برديم و فسق و فجور همه جا را گرفته بود و هر كس كه پا به عرصه وجود مى نهاد، با جو حاكم زمان رشد مى كرد و اين رحمت و الطاف خداوندى است كه يك روحانى عاليقدرى چون امام عزيز از جا برخيزد و با تحمل تمامى مشكلات و تبعيدها از دور و نزديك اذهان مردم را روشن و آگاه سازد تا اين كه قيامى بنمايد و بوسيله از خدا بى خبران به خون خود آغشته و ديو زمان را از تخت و تاج انداخته و فرشته زمان را كه باز امام عزيزمان باشد، در راس مملكت قرار دهند.
اميدوارم خداوند تبارك و تعالى عمر اين امام عزيز را تا انقلاب مهدى (عج) طولانى و همچنين قائم مقام رهبرى حضرت آيت الله منتظرى را در پناه خود حفظ نمايد. انشاءالله.
آرى بنده از روى هوى و هوس و با تبليغ به جبهه نيامدم، بلكه از روى آگاهى و خون پاك شهداست كه ما را به اينجا كشاند و از عموم مردم و مخصوصا از پدر و مادرم و خواهران و تمام دوستان و آشنايان تقاضا دارم، اگر چنانچه گريه مى كنيد، فقط براى رضاى خداوند تبارك و تعالى باشد و از كليه دوستان مى خواهم در هر حال مرا فراموش نكنند و هنگامى كه بر سر قبر ما مى آيند، از حمد خدا و تلاوت قرآن مرا ياد نمايند. انشاءالله.
به اميد پيروزى نهايى رزمندگان اسلام و صدور اين انقلاب به ديگر كشورهاى مسلمان و طول عمر امام امت، خمينى بت شكن.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
الياس حاجيانى (امضا) 12/6/1365










































































ثبت دیدگاه