شهید ذوالفقار احمدی

شهید ذوالفقار احمدی فرزند گنجعلی در سال ۱۳۴۷ در روستای اردجین و در یک خانواده زحمتکش کشاورز بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در همان روستا و در مدرسه ابتدایی شهید محمد افضل گروسی سپری نمود. همزمان با تحصیل در امورات کشاورزی نیز به پدرش کمک می نمود. عشق وعلاقه ایشان به شهادت و جبهه موجب گردید که درس و مدرسه را رها نماید و در دانشگاه ایثار و شهادت ثبت نام نماید. او به بسیج محل رفته و ثبت نام نمود با دوستان آماده رفتن به جبهه شد از آنجایی که فرماندهان و مسئولین سپاه اکثراً از بچه های روستای اردجین بودند لذا ایشان به اصرار به جبهه اعزام شد۳ بار به جبهه اعزام شد و به مرخصی برگشت در مرحله آخر که در سال ۱۳۶۴ بود از طریق بسیج سپاه ابهر بعد از طی آموزش کوتاهی به جبهه اعزام شد و به جزیره مجنون رفت در تاریخ ۱۷/۰۱/۱۳۶۴ در همان جزیره بر اثر اثابت ترکش به شهادت رسیدو پیکر پاک این مجاهد شهید بر روی دستان امت همیشه درصحنه و حزب اله روستا تشییع شد و در جوار دیگر شهیدان روستا به خاک سپرده شد او یک فرزند صالح وخلف وبسیار خوب بود و دارای اخلاقی ویژه و قابل تحسین و در بین هم سن وسالان خودش سر آمدبود. روحش شاد ویادش گرامی باد.

وصیت نامه

بسم الرحمن الرحیم

کسى که بدون وصیت نامه از دنیا برود، مثل کسى مى‌باشد که در زمان جاهلیت از دنیا رفته است. پیامبر اکرم (ص)
و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون .(آل عمران ۱۶۹)کسانى که در راه خدا کشته مى‌شوند، آنها را مرده مپندارید، بلکه زنده‌اند و در نزد خداى خود روزى مى خورند.(قرآن کریم)
به نام الله وصیتم را شروع مى کنم. شهادت مى دهم خدا یکتاست. جز او معبودى دیگر نیست و شهادت مى دهم به پیامبران که اولین آنها حضرت آدم و آخرین آنها پیامبر اکرم (ص) رسول الله مى باشد. سپاس بیکران برخداوند یکتایى که بعد از سالهاى خفقان و جهل و گمراهى رهبرى پیامبرگونه به ما عطا فرمود که ما را از راه ضلالت نجاتمان بخشید.
اى مردم حزب الله آخرین ساعات روز عاشورا، سرور آزادگان، سالار شهیدان در سرزمین کربلا بعد از به شهادت رسیدن ۷۲ تن از بهترین یاران خود فرمود: ((هل من ناصر ینصرنى -آیا کسى هست که بدین جدم یارى کند؟ اماحسین جان! اگر چه در روز عاشورا نبودیم تا یاریت کنیم، اما در این زمان به فرزندت امام خمینى لبیک گفته به یاریش شتافتیم.
خدمت پدر مهربان سلام، پدرجان! تو نه تنها پدرم بودى، بلکه بیش از پنج سال نداشتم که مادرم را ازدست دادم. به جاى مادرم تو زحمات مرا متحمل شدى. پدرجان! اگر لیاقت شهادت را داشتم و شهید شدم،امیدوارم حلالم کنید.
به خدمت برادر بزرگم ابوالقاسم و جمشید، سلام برادران! از تمام همسایگان از همسنگران و از اهالى اردجین برایم حلالیت بگیرید.
اى مردم حزب ا!لله باور کنید، کاروان سیدالشهداء در جبهه ها در حرکتند. شهدایى که تا حالا رفته اند،خودشان را به آن کاروان رسانیده اند. اما بزرگترین مسئولیت را براى ما گذاشته اند; ما باید ادامه دهنده راه آنها بوده وپیام شهداء را زینب وار به تمام جهانیان برسانیم.
اما پیام بنده به عنوان یک شهید این است که شما را قسم به خدا، امام عزیز، رهبر عزیز را تنها مگذارید و پیام دیگر اینکه برادرانی که در جبهه ها شهید مى شوند، سلاح آنها را برداشته، سنگرهایشان را خالى مگذارید. تامى توانید، جهاد کنید. یکى از درهاى بهشت، جهاد است.
پدر جان! اگر جنازه من به دست شما رسید، پیش محمد افضل گروسى دفن کنید. نمى خواهم بر سر قبرم سنگ گران قیمت بگذارید، یک تکه حلبى هم باشد، راضى هستم.

پدرجان! اگر خواستى، برایم گریه کنى، در جاى خلوت گریه کن; چون منافقین خوشحال مى شوند.

پدرجان! صبر داشته باش. اگر منافقین ببینید شما ناراحت هستى، آنها خوشحال مى شوند; اما اگر ببینید تو صبر دارى و خوشحالى، آنها از خوشحالى تو رنج خواهند برد. باز به شما جوان ها سفارش مى کنم که به وصیت و به پیام شهدا عمل کنید. جبهه ها را خالى نکنید. پشتیبان امام عزیز باشید به حرفهایش گوش کنید و بدان عمل کنید. مالا و جانا به جبهه کمک کنید. چطور که تا حالا کرده اید. من کاره اى نیستم از زحمات شما تشکر کنم. اجر شما را خدا خواهد داد، چون براى رضاى او داده اید.
خداحافظ همه شما، پدرم، برادران و برادرزادگان و فامیلها و مردم حزب الله .
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار، آمین یا رب العالمین.
اى وصیت نامه که مى روى به سویش از سوى من ببوس، رویش
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
مرگ بر آمریکا ـ مرگ بر شورورى ـ مرگ بر صدام
ذوالفقار احمدى

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code