حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۳ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5992 تعداد نوشته های امروز : 3 تعداد دیدگاهها : 362×
سردار شهید طاهر اسدی
2

  زندگینامه سردار شهید طاهر اسدی شهید طاهر اسدی در دوم شهریور سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای زنجان در خانواده‌ای ساده و با مهر و محبت به دنیا آمد. دروس ابتدائی را در همان روستا سپری نمود و هم‌زمان قرآن را نزد پدر فراگرفت. در سال ۱۳۵۵ برای ادامه‌ی تحصیل به شهر آمده، دروس […]

پ
پ
 

شهید طاهر اسدی

زندگینامه سردار شهید طاهر اسدی

شهید طاهر اسدی در دوم شهریور سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای زنجان در خانواده‌ای ساده و با مهر و محبت به دنیا آمد. دروس ابتدائی را در همان روستا سپری نمود و هم‌زمان قرآن را نزد پدر فراگرفت. در سال ۱۳۵۵ برای ادامه‌ی تحصیل به شهر آمده، دروس دوره‌ی راهنمایی را در سال‌های شکوفائی انقلاب اسلامی در مدرسه‌ توفیق گذراند و فعالیت برای انقلاب را از همین دوره شروع نمود. البته آشنائی وی با آرمان‌ها و اندیشه‌های امام خمینی از طریق پدر و مادر بود. پس برای تکمیل دروس به دبیرستان امیرکبیر در رشته علوم تجربی قدم گذاشت و در سال سوم دبیرستان به مدت ۶ ماه به جبهه‌ کردستان در محور سنندج به دیوان‌دره رفته، ضمن شرکت در یک عملیات نظامی اولین مجروحیت برایش رقم خورد.

پس از بازگشت از کردستان بمدت یک سال دیگر چهارم دبیرستان را در آن دبیرستان سپری نمود. وی در انجمن اسلامی دبیرستان امیرکبیر فعالیت­های چشم‌گیری برای پیروزی و تثبیت انقلاب ایفا نمود. بعد از فراغت از تحصیل به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و بلافاصله به عنوان مسئول بسیج طارم انتخاب و به آن منطقه عزیمت نمود. بعد از هشت ماه خدمت در شهرستان طارم از طرف لشگر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب به منطقه جنوب اعزام و در عملیات خونبار خیبر شرکت نمود. در این عملیات بسیاری از دوستان و همرزمان او به شهادت رسیدند. چند ماه پس از عملیات خیبر به زنجان آمده، سازماندهی بسیج و امور پایگاهی بخش‌ها و ستادهای نواحی را با موفقیت به انجام رساند که این پایگاه‌ها در حفظ و حراست از انقلاب نقش بی‌بدیل داشتند.

مجددا در آستانه عملیات بدر به آرزوی خود رسید و به جبهه بازگشت و در لشگر عاشورا – گردان حرّ مشغول خدمت شد.

شهید طاهر اسدی در شب ۲۳ اسفند ۱۳۶۳ در عملیات بدر به شهادت رسید و بعد از ۱۱ سال مفقودی در سال ۱۳۷۴پیکر پاکش به زادگاهش زنجان بازگشت و در گلزار شهدا به آرامش رسید.

وصیت نامه 

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل اَحیاءَ ولکن لا تشعرونَ (آری حقیقت در آیات قرآن است.)
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و بخشنده گناهکاران وصیت نامه ام را به تحریر درمی آورم. سلام بر تو ای مرجع تقلیدم و امام عزیز. ای امام جان اگر بر سرم گلوله بارد و اگر بر رودخانۀ دجله و فرات افتم و در زیر تانک های دشمن قرار بگیرم فریاد الله اکبر و خمینی رهبر سر خواهم داد و اگر قطعه قطعه شوم تکه تکه های بدنم فریاد خواهند کشید مرگ بر منافقین صدام. زیرا که من دوران مبارزه با منافقین و جهاد با کفار را از یاد نخواهم برد و در هر کجا باشم با آماج گلوله های دشمن مبارزه خواهم کرد و ای نفس مرگ و نفرت ابدی بر تو که می خواستی جلوی مبارزه و جهاد مرا سد نمایی. ای عزیزان نمی دانم از کجا برای شما خواهران و برادران حزب الله سفارش کنم. از نفس شیطانی یا از منافقین و از نابرابری ها که بر ملت ما روا می دارند و از شکنجه هایی که بر امام ما داده اند چرا امام را درنمی یابید. یا از تبعیض ما در ادارات و بعضی تشکیلات های اسلامی. سعی کنید نباشید از آن هایی که خون شهدا را پامال می کنند.
و ای جوانان ایرانی و قشر عظیم دانش آموز! چرا به خودتان نمی آیید. بدانید که لباس تقوا جهاد است و مطمئن باشید که در جمهوری اسلامی جوانی ارزش دارد که مسجدی و منبری و عقیدتی باشد و عمل به اسلام نماید و جوان ولگرد خیابانی از مضرات جامعه اسلامی است. و ای برادران و خواهران معلم مسئولیت شما خیلی بزرگ است که اکثر شما ایفا نمی کنید و خدا می داند که در آخرت چه جوابی خواهید داشت و شما هستید که بعضی از دانش آموزان را بی بند و بار و فاسد به وجود می آورید. شما را به وجدان بیدار انسان ها سعی کنید خودتان را اصلاح نمایید. و ای آن هایی که با بیت المال مسلمین به هر نحوی سر و کار دارید. در ادارات و ارگان ها از آن ها فقط استفاده شرعی بنمایید.
و ای متکبران و چپاول گران تاریخ و سرمایه داران آلود! چرا خون ملت مظلوم ما را می خورید. ای زالوهای فاسد چرا. و چرا به حق خودتان قانع نمی باشید. واقف باشید که وقت شما هم خواهد آمد.

 ای بازاریان مسلمان خط امام! چرا در فکر طرح یک بازار اسلامی نمی باشید. مگر نمی دانید آن بازاری که شما دارید مرکز فساد شده است برای قشر بی بند و بار جامعه. بلکه بازار باید مرکز اشاعۀ فرهنگ اصیل اسلامی و عدالت اسلامی باشد نه اینکه گناهان را ببینید و تماشاگر باشید.

 ای برادران و خواهران مسلمان! مگر اوضاع کلی جهان اسلام را نمی بینید که می خواهند بر سر مسلمین خاک سیاه بریزند و نگذارند آب حیات بخش اسلام و انقلاب اسلامی به دنیا برسد و این چشمه جوشان را از ما بگیرند. ولی دیدید که استفاده دشمن از بمب های آتش زا و گازهای شیمیایی و مخرب اعصاب مگر نشانه چه چیزی است. آیا غیر از وحشت از همین اسلام و همین مسلمین است و در آینده نزدیک انشاءالله رزمندگان مقدم اسرائیل را در فلسطین اشغالی گلوله باران خواهند کرد ولی بدانند همچنان که تسلیحات جنگی آنان در برابر انقلاب مؤثر واقع نشد تسلیحات شیمیایی هم به همین صورت خواهد بود.

 درود و سلام خدا بر مهدی موعود و نایب بر حقش امام خمینی و بر سنگر نشینان جبهه های نبرد و بر مبارزین مسلمان فلسطینی و لبنانی و افعانی و سلام و درود بر مهدی زین الدین ها و حاج همت ها و قامت ها و شهید بهرام حیدری ها و بر خانوادۀ شهید پرور شهدا. ای برادران پاسدار و بسیجی و رزمنده سعی کنید حتی یک قدم هم از هدفی که داریم و دارید عقب نشینی نکنید. برای اینکه امام همیشه ثابت قدم است و استوار.

ما هم امت آن امام هستیم. برادران و خواهران حزب الله بر همه شما باد صمیمانه و مخلصانه اطاعت و پیروی از امام که اطاعت از امام فرمان خداست. اطیعوا… و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم. ملت! تنها امید امام خداست و شما هم او را دریابید. مبادا خدایی نکرده شما هم به سرنوشت مردم کوفه دچار شوید.

برادران و خواهران سفارش باد شما را به قرائت قرآن که امام حسین(ع) با سر بریده قرآن تلاوت می کرد و حالا ای نسل های آینده و ای نغمه گران استقلال و آزادی و حافظان جمهوری اسلامی و ای پیام رسانان خون هزاران شهید پاس بدارید این خون ها را. قدر بدانید این زحمت ها را.
خدایا از تو می خواهم که مرگم را کشته شدن در راه خود قرار بدهی در زیر پرچم رسول عزیزت انشاءا… خدایا از تو می خواهم به دست من دشمنان خود و رسولت را نابود گردانی و عاقبت همه مسلمین را خیر بکنی. و ای مادر عزیزم در تمام مصائب صبر و مقاومت کن و بر مادران دیگر رزمندگان الگو و نمونه باش و ای برادران و خواهران عزیزم اگر شهادت نصیب من گشت به هیچ وجه ناراحت نباشیدکه من برای خدا رفته ام و برای سلامتی امام دعا کنید و همیشه در خط ولایت فقیه باشید و هیچ گونه انتظاری از جمهوری اسلامی نداشته باشید به جز پیاده کردن اسلام. مادرم و برادرانم و خواهرانم برای من
گریه نکنید بلکه برای امام حسین گریه کنید.
دایی جان! به حمد و شکر خداوند بزرگ سلامت هستیم و سلام گرم و خالصانه داریم و حتماً شما هم پذیرا خواهید بود و از این که بنده زیاد نامه نمی نویسم و قلم به دست نمی گیرم دلیلش این است که من معتقدم کار قلم را قلب انجام بدهد و قلب هایمان به هم پیوند بخورد، نه خط قلم روی حقیقی را که در قلب است بپوشاند و بنده به همۀ فامیل ها از ته قلب سلام می رسانم و دعا می کنم که همیشه سلامت و موفق در زندگی باشند و عملشان برای خدا باشد.

بنده  این نامه را در حالی به تحریر درمی آورم که تازه از جزیرۀ مجنون برگشته ام و تصمیم دارم باز هم به آن جا بروم ولی چقدر خوب بود که از جزیره یک قلمی نشان می دادند و شما می دیدید آن جا چه خبر است و چگونه هواپیماهای دشمن توسط ضد هوایی یک بسیجی درس نخوانده و محروم و سیلی خوردۀ روستایی سقوط می کند و جداً چرا همه عاشق جزیرۀ مجنون می باشند و حقیقتاً یک بسیجی بی سواد کاری می کند که یک سرهنگ آمریکایی نمی فهمد و در نهایت بزرگ مقلدان خمینی را سرنوشتی جز شهادت نیست و انشاءالله در نزدیک زمان خواهید شنید چه بلایی بر سر آمریکا خواهیم آورد و به قول امام به صدام همچنان سیلی خواهیم زد که دیگر از جایش نتواند بلند بشود و لازم است برای شما بنویسم که جزیره دیگر خوب شده است یک صفایی دیگر دارد و امیدوارم احوال همه شما خوب بوده باشد مخصوصاً پاسدار ادیبی و آباجی و یوسف جان و همه بچه های دیگر. به امید پیروزی و شناختن حق و دیدار و روز موعود در بارگاه اباعبدالله حسین.
از این که وقت نداشتم و نامه رو زود نوشتم و بد خط شد معذورم.

                     

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.