حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۸ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5995 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد دیدگاهها : 362×
سردار شهید رضا زلفخانی
1

زندگینامه سردار شهید رضا زلفخانی رضا زلفخانی در تاریخ ۱۳۳۸ در یکی از روستاهای شهر زنجان در یک خانواده پاک و مذهبی دیده به جهان گشود و پس از سپری شدن ۱۸ سال از زندگیش در سال ۱۳۵۷ به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و بعد از گذشت نه ماه و اندی به دستور رهبر […]

پ
پ

شهید رضا زلفخانی

زندگینامه سردار شهید رضا زلفخانی
رضا زلفخانی در تاریخ ۱۳۳۸ در یکی از روستاهای شهر زنجان در یک خانواده پاک و مذهبی دیده به جهان گشود و پس از سپری شدن ۱۸ سال از زندگیش در سال ۱۳۵۷ به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و بعد از گذشت نه ماه و اندی به دستور رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی محل خدمت خود را ترک و به شهر خون قیام به زنجان بازگشت و سپس برای تحقق راه انقلاب اسلامی ایران و به فرمان امام بزرگوار به عضویت سپاه پاسداران در آمد وضعیت تحصیلی شهید نام و آدرس که در آنجا تحصیل کرده است.

رضا رلفخانی ۵ سال ابتدایی را در روستای خود با موفقیت پشت سر نهاد ولی به دلایلی از ادامه تحصیل به مدت ۲ سال ترک تحصیل نمود و بعد با کوشش و همت خود به زنجان آمده برای ادامه درس خود راهنمایی را در مدرسه انوری واقع در امیر کبیر گذرانده و دوره دبیرستان را بعد از یک سال و اندی به صورت شبانه آغاز نمود زیرا وی علاقه زیادی به به تحصیل و ادامه آن داشت لازم به تذکر است که شهید دو سال از تحصیل خود را به خاطر استعدادی که در خواندن دروس داشت در یک سال خوانده و در مورد کار ضمن تحصیل نیز وی روزها به شغل پاسداری مشغول و شبانه درس می خواند.

رضا از اخلاق بسیار خوبی برخوردار بود و با هر کسی به اندازه سن وی رفتار می کرد سعی می نمود کسی از وی دلخوری نداشته باشد همه را از خود راضی نگه می داشت به مطالعه و شرکت در جلسات علاقه فراوانی داشت چه بسا که اکثر اوقات خود را به همین منظور می گذراند در نماز جمعه ها و دعای کمیل شرکت مداوم داشت هرگز فرائض دینی خود را فراموش نمی کرد به طور کلی می توان گفت که شهید چه قبلا از انقلاب و چه بعد از انقلانب در فعالیتهای اجتماعی – سیاسی – فرهنگی شرکت مستمری داشته گو همیشه پایبند به مذهب و اسلانو قران و امام بود

بخشی از فعالیت های خویش را قبلاً به صورت پوشیده انجام می داد بعد از انقلاب به طور آشکار دست به فعالیت زد و برای به ثمر رسیدن انقلاب به نوبه خود سهم بسزایی داشت و برای اینکه بتواند بهتر دین خود مسولیتهای را به عهده گرفت علاوه ب این برای به اثبات رساندن گفته هایش با عمل خود اینکار را کرد و به جبهه حق علیه باطل شرکت نمود و تحول الی که همیشه دوست داشت در او باشد همان نیل به آرزوی شهادت بود و همیشه با کسانیکه به راه راست هدایت نمی شدند مبارزه می کرد و حتی یک بارنیز در درگیری با این خدا بی خبران زخمی شده بود همیشه خود رت پیرو و لایت فقیه می دانست و چنین وصیتی به ماه نمودشهید همیشه نظرش این بود که جنگ تا پیروزی نهایی ادامه پیدا کند و مخالف هر گونه صلحی بود که چرا که این جنگ یک جنگ تحمیلی بود و وظیفه مردم را چنین بیان می کرد:
عزیزان جبهه را فراموش نکنید و سنگرها را پر خون این عزیزان را خالی نکنید و انشاء الله موفق شویم با قلبی پاک به زیارت معلم بزرگ مکتب شهادت حسین بن علی نایل گردیم.

اعزام های شهید همیشه از طریق سپاه انجام می گرفت سومار- دار خوئین-کردستان – بوکان – و جنوب کشور نیز شرکت داشت وی در سالهای ۵۷ – ۵۸ که در سپاه بود در اولین اعزام به جبهه شرکت نمود و با شرکت در تمام عملیاتها خود را نسبت به انقلاب و اسلام و امام و مردم مسلمان ادا نمود.

از روحیه بسیار بالایی برخوردار بود و هر موقع که اعزام می شد شوق عجیبی داشت چرا که بهترین خواسته او و آرزویش بود و معاونت فرماندهی را به عهده داشت و در حملات فتح المبین – بیت المقدس – رمضان – خیبر و بدر شرکت نموده بود که در آخرین حمله به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید همیشه توصیه اش این بود که به امام دعا کنید و دعا برای رزمندگان و پیروزی جنگ نمایید و خطاب به همسرش می فرماید که فرزندم مثم را خوب تربیت کن و خود زینب گونه باش در مجالس دعا و نمازها شرکت داشته باش و همیشه گفته اش این بود که شما مرا به عنوان یک فرد زنده در این دنیا به حساب نیاورید یعنی منظورش از آمادگی خانواده اش برای معلولیت زخمی و یا شهادتش بود در مورد امام همیشه می گفت پیرو ولایت فقیه باشید و گوش به فرامین وی کنید و تا آنجا که می توانید به انقلاب یاری نمایید در حمله بدر به هنگام پیشروی اول یک ترکش به پشت سرش اصابت می کند وی سرش را پانسمان می کند در حالی که خونریزی داشته بعد از مدتی ترکش دیگری به کتف راست وی اصابت می کند و دوستانش اصرار می کنند رضا برگرد پشت خط برای معالجه ولی وی خطاب به آنها می گوید نیرو هایم را چگونه رها کنم مسئولیتی که بر گردن گرفته ام چگونه از آن شانه خالی کنم و در موقع برگشت از خط خمپاره به محل آنها می زنند که ترکش به طرف راست سر وی اثابت می کند و بر اثر ضربه مغزی به شهادت می رسد اغلب ماموریت های وی در مورد مسکن بود که در کمیسیون های مربوطه به تهران اعزام می نمود در ضمن انجام ماموریت حداقل به دو یا سه بیمارستان برای ملاقات با جانبازام و مجروحین جنگ مراجعت می کرد هر یک از دوستان وی که شهید می شدند در وی اثر بسزایی می گذاشت و ناله از این می کرد که یاران او می رفتند و هنوز باقی مانده ؟

با همه با عطوفت و مهربانی رفتار می نمود نحوه برخوردش طوری بود که کسی از وی ناراحت نمی شد و همیشه با همه با تفاهم رفتار می نمود نحوه برخوردش طوری بود که که هیچکس از او رنجشی ندیده بود سعی می کرد به صورتی رفتار نماید که همه را راضی کند و با همه به محبت و مهربانی رفتار می کرد و همیشه می گفت فرزند باید به گفته های پدر و مادر عمل نماید در سال ۱۳۶۰ ازدواج نمود و با این حال بعد از طی مدتی دارای فرزند پسری به نام میثم می شد باز دست از رفتن به جبهه نمی کشید و در ضمن این برنامه ها مسئولیتی نیز در سپاه به عهده می گیرد تا سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر در جزیره مجنون براثر اصابت ترکش به سر و ضربه مغزی به لقا الله می پیوندند
با همه با عطوفت و مهربانی رفتار می نمود نحوه برخوردش طوری بود که کسی از وی ناراحت نمی شد و همیشه با همه با تفاهم رفتار می نمود نحوه برخوردش طوری بود که که هیچکس از او رنجشی ندیده بود سعی می کرد به صورتی رفتار نماید که همه را راضی کند و با همه به محبت و مهربانی رفتار می کرد و همیشه می گفت فرزند باید به گفته های پدر و مادر عمل نماید در سال ۱۳۶۰ ازدواج نمود و با این حال بعد از طی مدتی دارای فرزند پسری به نام میثم شد .باز دست از رفتن به جبهه نمی کشید و در ضمن این برنامه ها مسئولیتی نیز در سپاه به عهده می گیرد تا سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر در جزیره مجنون براثر اصابت ترکش به سر و ضربه مغزی به لقا الله می پیوندند

چگونگی شهادت
در حمله بدر به هنگام پیشروی اول یک ترکش به پشت سرش اصابت می کند و سرش را پانسمان می کنند در حالیکه خونریزی داشته بعد از مدتی ترکش دیگری به کتف راست وی اصابت می کند و همرزمانش اصرار می کنند که رضا برای معالجه به پشت خط برگردد وی به آنها خطاب می کند نیروهایم را چگونه رها کنم ؟ مسئولیتی که به گردن گرفته ام چگونه از آن شانه خالی کنم ؟ و در موقع برگشت از خط خمپاره به محل آنها می زندند که ترکش به طرف راست وی اصابت کرده و در اثر ضربه مغزی به شهادت می رسد .

وصیت نامه شهید رضا زلفخانی

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
حمد و ستایش خداوندی را که زبان اولیا و دوستان خویش را از زشتی ها پاک ساخت و قلب شان را سر شار از علم و معرفت نمود . سلام و صلوات خداوند بر خاتم پیامبران و خاندان مطهرش که خورشید هدایتند و اسوه های راستین بندگی .
و درود خداوند بر مهدی موعود و نایب بر حقش امام عزیز و صلوات خداوند بر شهدای حسین و کربلای ایران . و درود خداوند بر خانواده های محترم شهدا و سلام بر ملت پیرو خط امام . خدایا من تو را گواه می گیرم و بس است گواهی تو و گواه می گیرم فرشتگان و پیامبران و رسولان و حاملان عرشت و ساکنان آسمانهایت و زمینت و همه خلقت را به اینکه تو خدایی هستی که معبود بر حقی جز تو نیست .
یگانه ای و شریک نداری و بر اینکه محمد صل الله علیه و آله بنده و رسول تو است و تو بر هر چیز توانایی . زنده کنی و بمیرانی و بمیرانی و زنده کنی و گواهم که بهشت حق است و دوزح حق است و رستاخیز حق است و قیامت حق است. گواهم علی بن ابیطالب (ع) امیر المومنین بر حق است و امامان از فرزندانش همان امامان رهبر و رهیاب و نه گمراهند و نه گمراه کننده و آنان اولیای بر گزیده تو اند .
معبودا به حق آنکه رازت گوید و به حق آنکه تو را خواند و جوید در صحرا و دریا تفضل کن بر گناهانم .
معبودا بر آنچه کرده ام در خلوت ها و آشکارا از بد کاری و بد کرداری و تقصیر و نادانی، به خون شهیدان ببخش این بنده حقیر و سر تا پا تقصیر را.

برادران و خواهران ، من کسی نیستم که به شما پیام بدهم ، عزیزان اگر توجه کنید به فرمایشات امام امت و دیگر مسئولین و پیام شهدا هم همین است و بس .

عزیزان توجه کنید. این دنیا برای مومنین جهنم است و برای مشرکین بهشت و کوشش کنید این دنیا ی خیلی زود گذر را برای خود جهنم سازید که تا خداوند بهشت ابدی را به شما ها ارزانی کند. ای عزیزان این انقلاب برای ملت ایران یک رحمت است، یک لطف الهی و گذشته از آن یک امتحان الهی بوده و هست ، مواظب باشید از این امتحان الهی پیروز مند به در آیید .

شهدا به تکلیف خود عمل کردند و در امتحان قبول شدند و برای ما عزت و شرف به ارمغان آوردند.اکنون ما وارثان خون شهداییم و هر شهیدی ک بر این کاروان افزوده گردد . مسئولیت ها زیاد تر خواهد شد . ما وظیفه داریم پاسدار آرمان شهیدان باشیم و آرمان شهیدان چیزی به جز اسلام نیست که باید پیرو خط امام و روحانیت مبارز در خط ولایت باشیم .

عزیزان و ای مومنین ! کوشش کنید تا در جهاد با نفس یعنی جهاد اکبر پیروز شوید و در این امر از خداوند یاری بخواهید چون که تمام گرفتاریهای بشریت از نفس خویش می باشد .برادران و خواهران ! از امام خالصانه پیروی کنید .فرمان خداست که اطیعو ا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم. مبادا از بیعت حضرتش سر باز زنید و به یاد آورید سر نوشت مردم کوفه را و به یاد آورید وضع مردم ایران خودمان را قبل از انقلاب که چقدر در مقابل دنیا ذلیل بودیم . همه چیزمان در اختیار بیگانه بود . خدای ناکرده اگر قدر این انقلاب و قدر این رهبریت و مسئولین را ندانید و از این همه نعمتها شکر گذاری نکنید به عذاب الهی گرفتار می شوید عزیزان جبهه ها را فراموش نکنید و سنگر های پر خون این عزیزان را خالی نگذارید و ان شا الله موفق شویم با قلبی پاک به زیارت معلم بزرک مکتب شهادت حسین بن علی (ع) نایل گردیم . مسئله دیگر نماز ها را به جماعت به جا آورید ، سنگر نماز جمعه ها و دعای کمیل ها و توسل ها را خالی نکنید و مسجد ها را پر کنید . ای وارثان خون پاک هزاران شهید ! پاس بدارید این خون های پاک را .
و در آخر از تمام دوستان و عزیزان عاجزانه می خواهم هر حقی که در گردن بنده حقیر دارند به خاطر خدا ببخشند و مرا حلال کنند و از هم روستاییان می خواهم مرا ببخشند و حلالم کنند . به خصوص دوستان و بزرگسالان ، پدران و مادران . در خاتمه از همه شما
ها خداحافظی می کنم .

تاریخ : ۱۵/ ۱۲/ ۱۳۶۳ – شب ساعت ۳۰/ ۱۰ رضا زلفخانی

 

ثبت دیدگاه

2 دیدگاه برای “سردار شهید رضا زلفخانی”
  1. با تشکر از زحمات شما
    مطلب کپی شد اجرکم عندا….

    پاسخ
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.