روزه باید با روضه باشد…

آدینه روزی با روزه صدایت کردم نیامدی!ندبه کردم نیامدی!    
با روزه روضه کردم باز نیامدی! روضه عمویت عباس بود، او عموی ما هم هست، نیم نگاهی هم به ما دارد بالاخره او سقاست و من مرض استسقا دارم .تا وقتی او سقاست من تشنه ام ،تا وقتی او ساقی است من می نخورده مستم و این تشنگی ،تشنگی بی آبی نیست تشنگی بی ساقی است…

یقین دارم تو آمده بودی به روضه عمویت، من هم بودم، افسوس در میان جمع و دلم جای دیگر بود…ظاهراً در روضه بودم و روزه،گفتم روزه بودم، تو باور نکن، روزه من به موزه سپردنی است.روزه باید با روضه باشد روضه ای که تویی روضه خوانش و من و ما فی السماوات و الارض هم آماده بکا. وقتی تو روضه بخوانی آسمان ضجه نه صورت خود را ریش ریش می کند،در یاهاست که هروله می کنند،زمین لخت شده آماده سینه زنی است و ما آدمیان هم غرق تماشا!!!!!!
مولای من، می خواهم تحریم کنم برای گوشهایم همه چیز جز نام تو را، گوشهایم اکنون آماده اند با روضه تو روزه شوند.سحری می خورند با السَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ .دراین سحری خبری از آب نیست هنوز عمو از آب برنگشته، منتظر اوییم تا آب برای سحری بیاورد. به کمال روزه می رسند گوشهایم با أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ تو. باز هم روضه بخوان! می خواهند باز هم روزه بمانند….بخوان روضه مادرت را .می خواهم به چشمانم بیاموزم روزه بودن را ،چشمانم را روزه می کنم با سیلی وسط روضه.بگذار به جای اشک از این چشمانم خون جاری شود مگر همین تو نیستی که از دست من و ماها خون گریه می کنی….
مولای من،لبهایم نیز خسته اند از روزه های روزمره ،می خواهند از روزه هایم توبه کنند،می خواهند رد پای تو را در کوچه غربت پی بگیرند و ببوسند تا جایی که معنا پیدا کند رمض.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code