حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6312 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
روحانی شهید عنایت اله احمدی
5

زندگی نامه روحانی شهید عنایت اله احمدی حاج شیخ عنایت اله احمدی فرزند عزیزاله در دوم تیرماه ۱۳۰۴ در روستای کوسج آباد از توابع شهرستان خدابنده به دنیا آمدند. از آغاز کودکی بسیار فرد پرکار و مهربان و خداجود بود. از سن ۷ سالگی وارد مکتب خانه شد. بسیار فرد هوشیار و درسخوان بود که […]

پ
پ

زندگی نامه روحانی شهید عنایت اله احمدی

حاج شیخ عنایت اله احمدی فرزند عزیزاله در دوم تیرماه ۱۳۰۴ در روستای کوسج آباد از توابع شهرستان خدابنده به دنیا آمدند. از آغاز کودکی بسیار فرد پرکار و مهربان و خداجود بود. از سن ۷ سالگی وارد مکتب خانه شد. بسیار فرد هوشیار و درسخوان بود که در بین شاگردان مکتب خانه از نظر انشاء نمونه شناخته شد. ایشان در سن جوانی صدای بسیار رسا و خوبی داشت. مداح اهل بیت بود. در سن ۲۰ سالگی مربی قرآن شد و خیلی ها بوسیله ایشان قرآن خوان و قاری قرآن شدند.
فعالیتهای بسیار دیگری هم داشت. در سن ۲۴ سالگی ازدواج کرد و در همان سن وارد حوزه شد و درحوزه شهرک هیدج (از توابع شهرستان ابهر) مشغول شد و به مدت ۱ سال در همان حوزه بود و پس وارد حوزه علمیه شهرستان قزوین شد و در همان جا معمم شد (عمامه گذاری کرد). سپس وارد حوزه علمیه بازار در تهران شد و پیش مرحوم آیت الله خونساری مشغول درس خواندن شد و تا حدود خارج پیش رفتند و بعد هم خارج می خواندند. از همان آغاز فعالیتهای انقلابی خود که از سال ۱۳۴۲ شروع شد بسیار فرد انقلابی و عاشق امام بود و در تمام تظاهرات و راهپیماییها شرکت داشت. در مساجد بر علیه شاه و رژیم پهلوی سخنرانی میکرد و مردم را آگاه میکرد. حتی بخاطر همین برنامه ها چندین بار دستگیر شد. اعلامیه های امام را در خانه پنهان میکرد و بین مردم در فرصت مناسب پخش میکرد تا شروع پیروزی انقلاب . پس از پیروزی انقلاب در کنار امام و پیرو خط امام بود. پس از آغاز جنگ مردم را آماده برای دفاع از موازین اسلام و مملکت می کرد. در تبلیغات جبهه وجنگ شرکت می کرد. سال ۶۳ وارد حوزه علمیه شهرستان ابهر شد و مدیر حوزه امیرالمومنین شد ومدرس آنجا هم بود به شیوه استادی عالی درس می داد و همه شاگردان از آن جناب راضی بودند و سه بار جبهه بعنوان مبلّغ و رزمنده به جبهه رفت و تکهای سنگین در کردستان شرکت داشت و در آزادسازی چند تا از روستاهای سقز پاوه و بانه شرکت داشت و در آخرین باری که می خواست به جبهه برود در سانحه هوائی به دست مزدوران بعثی صدامی در آسمان اهواز به همراه آیت اله محلاتی و چند تا از یاران ایشان به شهادت رسید. عاشق بود، عاشق امام حسین و امام بود. آن شب بسیار چهره نورانی داشت. خلاصه بگویم اخلاق پیامبر گونه داشت تمام همسایگان از ایشان راضی بودند به عیادت مریضان می رفت. سرانجام ایشان که از طریق سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان مبلّغ قصد عزیمت به جبهه جنوب را داشتند که در تاریخ ۱ اسفندماه ۱۳۶۴ در آسمان اهواز بر اثر سانحه هوائی که از طرف هواپیماهای رژیم متجاوز عراق بود به فیض شهادت نائل آمدند. مزار شهید بزرگوار در گلزار شهدای تهران است.
روحش شاد ویادش گرامی باد

«وصیت‌نامه روحانی شهید عنایت الله احمدى»
بسمه تعالى
اى اهل بیت من سلام بر شما
عقیده بنده این است که معقتدم نیست خدایى جز ذات اقدس حضرت پروردگار عالم، لا شریک است. و اعتقاد دارم که صدو بیست و چهار هزار پیغمبر براى ارشاد نوع بشر فرستاده تا جنس بشر به اوج کمال انسانیت برسد و اذعان دارم به حکم خداوند متعال حضرت محمد (ص) در حیات خود خلیفه و جانشین براى اجراى قوانین الهى و حفظ عدالت معین و مشخص فرموده که عبارتست از : وجود اقدس على بن ابى طالب داماد و پسر عمش و مقر هستم که یازده فرزند على علیه السلام -همه حجت و آخرین آنها حضرت ولى عصر (عج) و ایمان دارم به ولایت فقیه که در این زمان حضرت امام خمینى نایب بر حق ولى عصر(عج) مى‌باشد،ابر مرد است ،منجى مستضعفین است ،آیت الله اعظم است افقه و اتقی حافظ دین خداست. خلاصه اى اهل بیت من شما را به خدا سپردم. رفتم به جبهه نور علیه ظلمت. قیوم بچه‌هایم با امام خمینى است. قیوم شرعى است اگر قبول کرد والا به خدا سپردم. پسران عزیزم همواره با هم باشید . یار و یاور یکدیگر باشید. به مادرتان و خواهرانتان احترام کنید .در خط امام عزیز برقرار باشید. و در زندگى به کسى اذیت نکنید. تقوى را پیشه خود سازید. به دستورات امام عمل کنید. و شب‌هاى جمعه پدرتان را با دعا و احسان یاد کنید. دنیا چیزى نیست آخرت خوب است امیدوارم به لقاء الله برسم. از نشست و برخواست با افراد بى‌تقوى اعراض کنید اگر چه فامیل نزدیک باشد. به برادرم کلیم الله و عفیفه جان سلام مرا برسانید که حقشان را حلال کنند. امیدوارم عیالم هم مرا ببخشد و حقش را بر من حلال کند. بنده خودم هر چه از دنیا دیدم زجر دیدم پول حلال بدست بیاورید. من از منافقین و نماهای خلقى و ساخته‌هاى سازمان جهنمى رژیم گذشته زجرها دیدم ، فحشها شنیدم،کسى پیدا نکردم درد دل کنم. رهبرم امام خمینى را تکفیر و بهشتى را دزد و رجائى را بى‌تدبیر تلقى کردند. چهار سال حقوق مرا خورند و اذیت کردند، خلاصه صبر کردم، چه بگویم به که گویم و کدام خاطرات. شما را بخدا سپردم. خداوند متعال بهترین معین است. عفیفه جان خواهرجان من شرمنده رفتم در تمام عمرم نتوانستم خواهر، به تو برسم، چه کنم گرفتار بودم، کلیم الله برادر تو بسیار خدمت کردی به من حقت را حلال کن. اگر مزارم بلد شدی گاه گاه با پسرانم مرا یاد کن. براى من طلب مغفرت نمائید. شاید دعاى شما قبول شود خداوند تبارک و تعالی از گناهانم بگذرد. در همه حال خدا را فراموش نکنید. همه شما را بخدا سپردم.
این چند کلمه بر سبیل سفارش‌نامه تحریر یافت.
۳۰ بهمن ماه ۱۳۶۴
عنایت‌اله احمدى

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.