حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6286 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
روحانی شهید سید ابوالحسن موسوی
1

زندگینامه روحانی شهید سید ابوالحسن موسوی        هـر که مجموع نباشد به تماشا نرود    یـار بـا یـار سفر کرده به تنها نرود    بـاد آسایش گیتی نزند بر دل ریش     صبح صادق نرود تا شب یلدا نرود صحرای کربلا به وسعت تاریخ است و کار به یک« یا لیتنی کنت […]

پ
پ
زندگینامه روحانی شهید سید ابوالحسن موسوی
   
   هـر که مجموع نباشد به تماشا نرود    یـار بـا یـار سفر کرده به تنها نرود
   بـاد آسایش گیتی نزند بر دل ریش     صبح صادق نرود تا شب یلدا نرود
صحرای کربلا به وسعت تاریخ است و کار به یک« یا لیتنی کنت معک» ختم نمیشود. اگر مرد میدان صداقتی، نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا نه؟ اگر هست که هیچ، تو نیز از قبله داران دایره‌ی طوافی و اگر نه… دیگر به جای آن که با زبان زیارت عاشورا بخوانی، در خیل اصحاب آخر الزمان حسین- علیه السلام- که با دل به زیارت عاشورا برو. 
شهید آرایش طاق عشق است و از قطره قطره خونش جوانه‌های ایمان می روید؛ از سرخی خونش سبزینه هدایت می‌خندد و در نگاه خمارش نرگس مست حیران میخانه عشق می گردد.
شهید سید ابوالحسن موسوی که از سلسله راهیان نور‌ بود و از یادگاران کشتی نوح، در خاندان سیادت 
و آقایی در مأمن ایمان و ارادت و در دستان سبز سید بی‌آلایش شهر، سید قدیر رویید. سال ۱۳۰۶ روستای 
قره‌کول آستین افشان از تولد جوانه نور و ایمان در سینه پاکش خدا را ستود.
روحانی شهید سید ابوالحسن موسوی در کشور ایمان، ایران و در استان زنجان با تمام ارادت های ناب به ترکی نرگس شهلای عشق در گریه‌های ابر رحمت  و زلال ناب وجود بخش نقش بند وجود رشد کرد و بالید.
الفبای معرفت، خداشناسی و خداجویی را چون شیر مادر شیره‌ی جان ساخت و ابرهای ظلمت و غبار استبداد و ناعدالتی‌ها را در لطافت «قال الصادق و قال باقر» -علیهما السلام- حوزه علمیه، این پایگاه حراست از مرزهای عقیدتی دین، شست و برد.
اوکه فرزند دفاع از دین بود، در عمر مبارک شصت‌ساله‌اش از باران لبانش شکوفه‌های ناب خداخواهی و خداخوانی بارید و بر سینه‌های ترک خورده از عطش حقیقت مرهمی آرام بخش شد.
او میان بربسته بود که در دل مغاک ظلمت از کرسی خاک تا ورای کرسی افلاک عروج کند. این را می‌شد از تبلیغ مشک‌آسای هدایتش ادراک کرد. 
شهید سید ابوالحسن عمری را صرف وعظ ، تبلیغ و ارشاد بندگان معلم ازلی نمود و افتخار شاگردی و ارادت سالار بیت الله الحرام را مدال سینه پر سوزش ساخت.
نهم مرداد سال۱۳۶۶، در فضای امن و پاک مکه، آن گاه که در خون پاک خود غلتید در اندیشه‌اش جز تبلیغ دین و وعظ در ساحت عمل چیزی نبود.
دست به جان نمی‌رسد تا به تو بر فشانمش بر که توان نهاد دل تا ز تو وا ستانمش
قوت شرح عشق تـو نیست زبـان خامه را گِـرد دَر امید تو چند بـه سر دوانمش
 
وصیتنامه
 
۱. روزی شهید موسوی به خدمت آیت الله موسوی امام جمعه فقید زنجان رسیده و مبلغی از بابت سهمیه تقدیم نمود. و آیت اله موسوی قبض وجه را نوشت. مرحوم موسوی به ایشان نوشت. مرحوم موسوی به ایشان گفتند: حاج آقا در مقابل نام اهداکننده ی وجه لفظ دام توفیقه بنویسید بهتر است و احترام به مؤدیان خمس است. امام جمعه مرحوم فرمودند: آری و همین آقای موسوی، اشاره به بنده، سیدرضا موسوی هم همیشه در قبضها دام توفیقه می نویسند. شهید موسوی با مزاح گفتند: بسیار خوب شما هم از ایشان یاد بگیرید و بنویسید دام توفیقه. خنده جمعی سه نفری!!
 
۲. روزی وارد محضر آیت الله شبیری شده بود و دیده بود نامه هایی برای علما نوشته و در جهت احسان فوت والده اش به شام دعوت نموده. در متن نامه ها فقط موضوع دعوت مطرح بود و عناوین می بایست روی پاکتها نوشته می شد. تا ایشان وارد شد، آیت الله شبیری فرمود: آقا سیدابوالحسن خوب شد تو آمدی من خسته شده ام. بیا روی پاکتها را تو بنویس. ولی ایشان فهمیدند موضوع جنگی نیست بلکه از عناوینی که برای علما استفاده می شود باید بنویسند. با خودش درگیر بود که چگونه بنویسد القاب خلاف عقیده اش نباشد. بالاتر از شأن اشخاص و کمتر از شأن اشخاص نباشد. فلذا قلم برداشته ثقه الاسلام را حجه الاسلام، حجه الاسلام را حجه الاسلام و المسلمین، حجه الاسلام و المسلمین را آیت الله ، آیت الله را آیت الله العظمی و آیت الله العظمی را به درجه ی الوهیت رسانده و همه را نوشتم و هنوز هم عدالتم به جای خود محفوظ است!! خنده ی حضار. روایت به نقل از خود شهید
 
۳. رفقای بنده از اهل علم نقل کردند:که شهید موسوی اول هر ماه قمری دو نفر از اهل علم را با خودش به رستورانهای قم می برد و به نهار میهمان می کرد. و در خاتمهف ایشان تقاضا می نمود. حمد و سوره ای قرائت و به روح پدرش- مرحوم سیدقدیر- هدیه نمایند و این رویه در طول سالهای عمرش ادامه داشته است. رحمه الله علیه و رضوانه
 
 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.