روایت عملیات محرم به زبان شهید مصطفی انصاری

نامه شهید مصطفی انصاری به خانواده و روایت پرشور از فضای جبهه و عملیات پیروزمند محرم

بسمه تعالی

سلام و علیکم بما صبرتم

به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و مظلومان جهان

با سلام و درود بر امام زمان و نائب بر حقش امام خمینی این قلب طپنده امت مسلمان و با سلام و درود بر تمامی شهیدان گلگون کفن انقلاب اسلامی ایران و با سلام و درود بر ملت قهرمان شهیدپرور ایران.

با تقدیم عرض سلام به حضور اهل خانواده ام (پدر گرامی عزیز آقای عباس انصاری و مادر مهربان خانم موچول خلقتی و خواهر عزیز خانم رباب و برادر گرامی آقای مرتضی انصاری همشیره کوچک خانم سمیه انصاری و با تقدیم عرض سلام به حضور خانم باجی مهربان.

پس از تقدیم عرض سلام گرم به حضورتان امیدوارم که جان همگی شماها خوب باشد و به خوبی و خوشی به زندگی خود در زیر سایه پر لطف امام زمان در دوران حکومت الله ادامه دهید و در میان تان همیشه مهر و محبت جاودانه باشد و اما عزیزان اگر خواسته باشد تا از احوالات فرزندتان اینجانب مصطفی انصاری جویا باشد الحمدالله حال من خوب است و صحیح و سلامت هستم و هیچ نگران من نباشید.

عزیزان من این نامه را بعد عملیات با حمله ای که شد می نویسم و منظور از نوشتن این نامه اطلاع دادن سلامتی خودم است. پدر و مادر عزیز عملیات و حمله از منطقه ما شروع شد و ما هم اکنون در قسمت شوش در منطقه عین خوش هستیم و عملیات و حمله در تاریخ یازدهم آبان ۱۳۶۱ در ساعت ۱۰:۳۰ شب با کلمه رمز یا زینب شروع شد و ما همگی بر دشمن اسلام و مسلمین با یاری خدا تاختیم جای همگی شماها خالی که حیف آن شب اینجا نبودید و آن مناظر زیبا را ندیدید و اما ان شاءالله به پیش شما برگردم خاطره هایی از آن شب دارم که به شما ها تعریف خواهم کرد و چیزهایی که در آن شب دیده ام و شنیده ام به شما خواهم گفت و جریاناتی که در آن شب برای من به وجود آمده به شما خواهم گفت و امدادهای غیبی و الهی که خود به چشم خویش دیده ام برای شما خواهم گفت، به به شب حمله چقدر لذت دارد. ای کاش این مدت که ما در جبهه بودیم هر شب حمله بود. واقعا یک شور و حالی آن شب داشتیم. عزیزان هدف ما در این جبهه آزادسازی چند شهر مرزی و نجات دادن چند شهر مرزی از توپ و خمپاره های دشمن بود و آزاد سازی چند تپه های استرانژیکی دشمن بود و همچنین آزادسازی چند جاده و به دست آوردن امنیت جاده دهلران و غیره بود. از آن شب خدا یک قدرتی به ما داده بود که باورمان نمی شد و اما باید شکر کرد به خدا که چقدر برای رزمندگان کمک می کند.

عزیزان الحمدالله تلفات ما در حمله خیلی کم بود و اما آمار مجروحین بیشتر بود. شما دعا کنید مجروحین زود شفا پیدا کنند. عزیزان گردان ما چون خط شکن بود برای این فردای حمله‌ ما را به استراحت آورده اند و منظورشان آن است که ما ۵ الی ۶ روز ببرند به مناطقی که آزاد شده اند تا حالت پدافندی ایجاد کنیم تا پاتک های دشمن را پاسخ مثبت دهیم و یک تو دهنی جالبی هم به او بزنیم و از آن منطقه حفاظت کنیم تا ارتشیان به جای ما بیایند و مستقر بشوند و بعدش ماها همگی ان‌شاءالله به سلامتی به شهرهای مان برگردیم و به زندگی مان مشغول شویم ولی فعلا از ما هیچ نگرانی نداشته باشید. من دیگر عرضه را کوتاه کنم ان‌شاءالله همه چیز را برای شما تعریف خواهم کرد و اما به شما یک مژده دهم یک جاده‌ی تدارکاتی که به شکل اتوبان است که در اختیار عراقیها است و از اول جاده آنها بوده رزمندگان ما به آن جاده مسلطند و یک عده هم در کنار جاده مستقرند که گرفتن آن جاده کمر صدام را خواهد شکست چون آن جاده ارتباط شمال و جنوب و غرب و کشور را به هم وصل می کند و راههای تدارکاتی شهر بصره و … غیره است و اما سلام گرم مرا به سایر دوستان و آشنایان یکایک برسانید و بگویید که از طرف من هیچ نگرانی نداشته باشند چون اینجا هم آتش بازی می کنیم و کیف می کنیم و با عراقی ها داریم فیلم سینمایی بازی می کنیم. این کارهایی که ما در اینجا می کنم امیدوارم که امام زمان را از خود راضی کرده باشیم من دیگر عرضی ندارم و سلامتی و توفیق شما را از خداوند تبارک و تعالی خواستارم.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته و من الله توفیق

شب حمله شب از جان گذشتن

شب حمله شب دیدار مهدی است

به سنگر سر کشیدن کار مهدی است

به تاریخ سیزدهم آبان ۱۳۶۱ مصادف با روز پنجشنبه

نامه شهید مصطفی انصاری

نامه شهید مصطفی انصاری

شهید مصطفی انصاری

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code