دوشکاچی عراقی از هیبت غواصان سکته کرد

وقتی هیبت ما را در آب دیده بود، از ترس سکته کرده بود و همانجا ریق رحمت را سر می کشد، او حتی انگشتش روی ماشه قرار داشت ولی جرأت و فرصت اینکه تیر اندازی کند را نیافته بود.“عماد سماوات” یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس با ذکر خاطره ای از عملیات کربلای ۴ می گفت: قبل از عملیات کربلای ۴، در یکی از شناسایی ها، بایستی از عرض اروند عبور می کردیم و بعد از نفوذ به ساحل آن طرف اروند، به شناسایی منطقه مورد هدف می پرداختیم.به همراه رضا نیکپور، به آب زدیم .شب متغیری بود. هوا گاهی ابری وگاهی مهتابی بود. آهسته به صورت سر پایین به سمت ساحل مقابل فین می زدیم. سرمان را که از آب بیرون آوردیم چشم مان به سنگر دوشکایی افتاد که یک دوشکاچی عراقی پشتش نشسته و لوله دوشکا را مستقیم به سمت ما نشانه رفته بود، عینک غواصی روی چشمان مان بود.
شهید نیک پور گفت: ازهم جدا می شویم تو از آن طرف برو و من هم این طرف، اگر تیر اندازی کرد، یک نفر تیر بخورد. با دقت بیشتری به عراقی پشت دوشیکا نگاه کردیم، تکان نمی خورد، شهید نیک پور به آهستگی به ساحل خزید و من هم به دنبالش، با احتیاط خود را به سنگر کمین رساندیم. اول گمان کردیم دوشیکاچی به خواب رفته اما نزدیک که شدیم، متوجه شدیم عراقی سکته کرده است…بیچاره وقتی هیبت ما را در آب دیده بود، از ترس سکته کرده بود و همانجا ریق رحمت را سر می کشد، او حتی انگشتش روی ماشه قرار داشت ولی جرأت و فرصت اینکه تیر اندازی کند را نیافته بود.

منبع:ساجد

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code