نامه ناتمام(خاطره‌ای از شهید عظمت الله سلیمی)

یک روز همگی نشسته بودیم و می‌گفتیم عظمت مدتی است که نامه نمی‌نویسد، در حال صحبت بودیم که در زده شد و پستچی نامه آورد، نامه‌ای از طرف عظمت بود. با اشتیاق شروع به خواندن نامه کردیم اما هنوز نامه تمام نشده بود که خبر شهداتش به دستمان رسید.

راوی: مادر شهید

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code