حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6429 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 387×
وقتی پنجره‌ها دیگر تو را نمی‌بینند
2
وقتی دوربین‌ها دیگر انتظارِ آمدنت را نمی‌کشند تو نیستی و پنجره‌ها از خوشحالی و اشکِ شوقِ مردم به موقع در آمدنت از پشتِ پرده‌ها فیلم ندارند.
نویسنده : فاطمه زهرا بیات منبع : https://khatshekanha.ir/-/
پ
پ

وقتی پنجره‌ها دیگر تو را نمی‌بینند

تو دیگر نیستی…

تو دیگر نیستی…

پنجره‌های خامنه‌ای دات آی‌آر دیگر از لبخندهایت فیلم نمی‌گیرند.

دیگر خبری از آن تصویرهای آشنا نیست؛ از خوشحالی و اشکِ شوقِ مردمی که به وقتِ آمدنت، از پشتِ پرده‌ها ثبت می‌شد.

کسی نیست تا دوباره از قابِ پنجره‌ها، هماهنگیِ صداها را بشنویم؛ همان لحظه که همه با هم می‌گفتند:
«صلّ علی محمد، یاورِ مهدی آمد.»

آن زاویه‌های تازه‌ای که پنجره‌ها از دیدارها نشان می‌دادند، حالا فقط بخشی از خاطره‌اند.

دیدارها را از پشتِ همان پنجره‌ها می‌دیدیم؛ شاید به این امید که اتفاق‌های آن‌سوی دوربین‌های رسمی هم به چشم بیایند.

پنجره‌هایی که حالا فقط خاطره را روایت می‌کنند

روزی دوربین‌ها میان آن همه جمعیت مکث می‌کردند؛ روی دستی که از شوق می‌لرزید، روی چهره‌ای که بی‌اختیار اشک می‌ریخت و روی نگاهی که فقط چند ثانیه بیشتر از حضورت سهم می‌خواست.

امروز همان سالن‌ها پابرجا هستند. صندلی‌ها تغییر نکرده‌اند. پرده‌ها نیز همان پرده‌ها هستند. اما تصویر، دیگر تصویرِ گذشته نیست.

پنجره‌ها حالا بیشتر از آنکه رو به دیدار باز شوند، رو به خاطره گشوده می‌شوند. خاطرهٔ روزهایی که هر قاب، نویدِ آمدنت را می‌داد.

دوربین‌ها دیگر در جست‌وجوی لبخند تو نیستند. انگار مأمور شده‌اند سکوت را روایت کنند؛ قابِ عکس را نشان بدهند و گل‌هایی را که آرام‌آرام جای حضورت را گرفته‌اند.

قابی که دیگر کامل نیست

تو دیگر نیستی…

حالا پنجره دیگر از تو فیلم نمی‌گیرد؛ از قابِ عکست فیلم می‌گیرد، از گلبارانِ بیتِ تازه‌ات و از گل‌هایی که هر روز بیشتر می‌شوند.

سکوت هم هر روز سنگین‌تر از قبل بر این قاب‌ها می‌نشیند.

اگر امروز پنجره‌ای باز شود، دیگر برای ثبتِ لحظه‌ای از حضورت نیست؛ برای آن است که نبودنت را از زاویه‌ای دیگر روایت کند.

چه تلخ است که پنجره‌ها هنوز همان پنجره‌ها هستند، دوربین‌ها همان دوربین‌ها و قاب‌ها همان قاب‌ها؛ فقط آن کسی که همهٔ این تصویرها برای او معنا پیدا می‌کرد، دیگر در میانشان نیست.

تو دیگر نیستی…

و حالا هر بار که پنجره‌ای گشوده می‌شود، بیش از آنکه انتظارِ دیداری تازه را زنده کند، یادآور جای خالیِ کسی است که روزی تمام این قاب‌ها به او ختم می‌شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.