حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5986 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
تصرف صدا وسیما
0

دراین ایام من تازه  استخدام نظام (ژاندارمری)شده بودم  اموزش تمام در تهران انجام وظیفه می کردم تازه ازدواج متاهل شده بودم درمنزل برادر بزرگم(شهید بزرگوار بهرام بابایی)ایشان فعال مسجد حضرت ابوالفضل (ع)خیابان تولید دارو بود من مسایل سیاسی را از او یاد می گرفتم درتظاهرات خیابانی تمام خانواده ما فعال بود وضع روز بروز برعلیه […]

پ
پ

دراین ایام من تازه  استخدام نظام (ژاندارمری)شده بودم  اموزش تمام در تهران انجام وظیفه می کردم تازه ازدواج متاهل شده بودم درمنزل برادر بزرگم(شهید بزرگوار بهرام بابایی)ایشان فعال مسجد حضرت ابوالفضل (ع)خیابان تولید دارو بود من مسایل سیاسی را از او یاد می گرفتم درتظاهرات خیابانی تمام خانواده ما فعال بود وضع روز بروز برعلیه رژیم بدتر می شد تا اینکه امام به نظامیان فرمان فرار از پادگان را صادر کردند اخوی گفت با دقت ودقیق حرکت کن خطر ناک است من در زمانی که افسر نگهبان بودم ازقبل تعداد را شناسایی نموده وبه انان اطمینان داشتم ساعت پنج بعدار ظهر(۷)دی از پادگان فرار کردیم من اسلحه درمنزل لای لحافها جاسازی کردم  چون من بچه شهرستان بود نظام اطلاع دقیق از منزل نداشت شبانه روز فعال بودیم در مسجد خیابان تولید دارو اموزش نظام می دادم بتوسطه برادر تا اینکه روز(۱۲)بهمن قرار شد حضرت امام(ره)باهواپیما از پاریس تشریف بیاورد از طرف مرحوم مهدوی کنی و امام جماعتهای مساجد درتهران گروه حفاظت از جان امام تشکیل وماموریت ما دو برادر   شهید اخوی میدان انقلاب ومن در میدان ازادی قرار بود حلقه زنجیری وصل واز جلوگیری خطر از امام باشیم ان لحظه ها می رسید :واما یک خطر در همان لحظه ها یک موقع یک فردی دست گذاشت رو,ی دوش من برگشتم دیدم معاون پادگان سروان عابدینی تمام  بدنم ازترس خیس شد خیلی ترسیدم  اما دل وجراعت پیدا کرده گفتم سلام چطوری گفت اینجا چکار می چند مدتی کجایی  گفتم این جا فعالیت می کنیم بغل دست من یک  مجاهد فعال بود قضیه را فهمید با شجاعت گفت این کیه سواکی ؟؟؟گفتم نظام است فرمانده دوستم چپ چپ به ان نگاه ایشان هم از ما می ترسید ان رفت ولی من زیر چشمی هواسم بود یک کاری ازپشت جمله نکند امام بزرگوار باماشین اقای رفیقدوست امد رد شد ما ازانجا(ازادی)تا میدان انقلاب دویدم هی پشت سرم نگاه می کردم ایشان برای شناسایی دنبالم نباشد:حضرت امام قرار بود در دانشگاه سخنرانی نماید ولی برنامه عوض به مزار شهدای بهشت زهرا(س)رفتن ما نتوانستیم برویم ولی برادرم رفته بود صدا وسیما را رژیم قطع کرده بود ما منتظر بودیم که برادرم بهرام امد همینکه رسید گفت((من دولت تعین می کنم؛من به پشتیبانی این ملت دهن این دولت می زنم))این حرفهای امام بود ؟؟؟؟؟؟تا (۱۹)بهمن فعال بودیم نیروی هوایی از جلو امام رژه رفتن رژیم به گارد شاهنشاه دستور حمله داد ماهم با برنامه ریزی علما تشکیل کمیته انقلاب با اسلحه  با گاردیها وسواک داخل درگیری شدیم اولین پادگانی که حمله کردیم میدان حر باغ شاه وسپس به سلطنت اباد خیلی از جاها را گرفتیم تاشب (۲۲)بهمن تقریبا صدا وسیما وجاهای حساس دست ما بود از طرف امام اقای هاشمی رفسنجانی ازتلویزن پیام داداعلام پیروزی انقلاب اسلام ما درمنزل جهت صرف شام بودیم که جمله گاردها به صدا وسیما را اعلام از نو اسلحه برداشت باتعدادی از اغراد به جام جم رفتیم تا یک صبح کلیه گاردها را درهم کوبیدیم از نو صدا وسیما بدست ما افتاد یاالله

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.