حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6258 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
بهار انقلاب، در جان‌های خسته‌مان روحی تازه دمید
0

برف می‌آمد؛ امّا این بار عید بود؛ سرما معنا نداشت، وقتی رگ‌های ما از خونی تازه‌تر و هوایی پاک‌تر سرشار می‌شد. شب از خاک صبح پای می‌کشید و صبح، مهربان‌تر می‌آمد. خدا با ما به چله‌نشینی آمده بود و در نفس‌هایمان جاری بود؛ روزهای خدا بود. ما بهار را در زمستان تکثیر کردیم. صدای بال […]

پ
پ

برف می‌آمد؛ امّا این بار عید بود؛ سرما معنا نداشت، وقتی رگ‌های ما از خونی تازه‌تر و هوایی پاک‌تر سرشار می‌شد. شب از خاک صبح پای می‌کشید و صبح، مهربان‌تر می‌آمد.

خدا با ما به چله‌نشینی آمده بود و در نفس‌هایمان جاری بود؛ روزهای خدا بود.

ما بهار را در زمستان تکثیر کردیم.

صدای بال پرستو می‌آمد و آهنگ ملکوتی بهار … عشق، بال‌های خود را ده روز نورانی بر این سرزمین کشید و صبح روز دهم، ما آغاز شدیم.

دنیا سپید شد، فصل بهار آمد و ما خنده زنان، هوای دلگیر خانه را بیرون دادیم، دشت‌های استغنا به روی دل‌های مشتاق گشوده شد و زمزمه عاشقان آزادی کوه‌ها و دشت‌ها را فرا گرفت.

عالم پیر، جوان شد و در هر سوی زمین نوای روشنی پیچید.

پرچم‌هایی که افراشته می‌شدند، ریشه در خون هزاران کبوتر سر بریده داشت. که پرواز را یاد ما دادند.

دشت سبز پر از شقایق، به روی ما لبخند زد. معجزه «بهار در زمستان» را باور کردیم و به تمام زیبایی‌هایش لبخند زدیم.

بهارِ آزادی، بهار عشق، بهار تازه شدن، و بهار انقلاب، در جان‌های خسته‌مان روحی تازه دمید.

********************

دوازدهم بهمن ماه از روزهای نادر و بی‌نظیر در تاریخ ملت ماست. روز حرکت سرنوشت‌سازی که در آن همه‌ی فریادهای ملتی به پاخاسته، یکی شد و دریایی از انسانها به حرکت درآمد و بصورت موجی یکپارچه به سوی مقصدی الهی و انسانی روان شد.
در دوازدهم بهمن ماه ۵۷، جهان شاهد یکی از شگفت انگیزترین قیامهای مردمی تاریخ بود. در آن روز، ملتی یکپارچه و مصمم، با شعاری واحد و با قلب و روحی سرشار از عشق و ایمان، مرزهای خطر را درنوردید و به استقبال مردی شتافت که پس از پانزده سال دوری و تبعید، به میان ملتش باز می گشت، تا بر پیکر شهیدانش نماز بگزارد و بنام خدا سفینه‌ی نجات خلق را از میان لُجّه‌ی خون به ساحل پیروزی رهنمون شود.
مستضعفان جهان، آنروز، همچون امروز، نگران سرنوشت ملتی بودند که گلوله‌های مجهزترین زرادخانه‌های جهان را به سپر سینه‌ی دلیرترین جوانان خویش می‌آزمود و سربلند و با افتخار، با خون خویش وضو میساخت تا نمونه‌ی بی‌نظیر و با شکوهی از اخلاص و ایمان و ایثار را در تاریخ انقلاب‌های جهان به نمایش بگذارد. در آن روز این ملت، نگران هیچ چیز نبود، جز آنکه، آن نجات‌دهنده چگونه به آغوش ملتش باز میگردد و با دژخیمان و ددمنشان چه میکند؟
در آن روزهای خون و شرف، در آن لحظه‌های اخلاص و ارادت، در آن ساعات گل و گلوله، چشم ها و مشت ها، نظاره‌گر آسمان و مفسّر خشم مقدس ملتی بپاخاسته بود که تنها رهبر خود را میخواست. آنان که خدا را نمی‌شناسند و وعده‌ی الهی را باور ندارند، نه آنروز دانستند که آن مرد چگونه آمد و نه امروز میدانند و نه در آینده خواهند دانست.
اما آنان که فریاد دشمن شکن او را در فیضیه شنیده بودند، آنان که گلوله‌ی جلادان در پانزدهم خرداد ماه سینه‌ی عزیزانشان را دریده بود، آنان که قامت رعنای جوانان وطن را در هفدهم شهریور ماه، غرقه به خون دیده بودند، می دانستند که او می‌آید و می‌فهمیدند که چرا می‌آید.«باطل باید برود» و… رفت. حق، «باید بیاید» و… آمد. مصلحت‌جویانی که در دل، به آن «رفتن» خشنود نبودند، این «آمدن» را نیز «غلط» می دانستند. و این اولین تلاش برای به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی مردم در آستانه‌ی پیروزی بود.
اما امام می‌بایست بیاید تا سراسیمگی امپریالیسم جهانخوار و عوامل حقیر داخلیش کامل شود. تا دشمن خوار و بی‌مقدار گردد. تا ملت، مصمم‌تر و استوارتر بماند و انقلاب به پیش رود.
و انقلاب چگونه به پیش میرفت، اگر در نخستین گام، پاسداری از خون شهیدان و ادای احترام به آنان فراموش میشد؟ پس امام امت شهید پرور، نخست به میعادگاه شهیدان رفت تا با آنان که عاشقانه جان بر سر پیمان نهاده بودند، تجدید عهد و پیمان کند و به همه درس وفاداری به عقیده و آرمان و به یاران جان در این راه باخته، راه بیاموزد. و امروز در سومین سالروز دوازدهم بهمن ماه در اینجاییم در بهشت زهرا در میان شهیدان. در میان زنانی که چادرشان کفنشان شد. و در میان جوانانی که خاک سرد، حجله‌ی عروسی‌شان. پس، یکبار دیگر، خون این شهیدان را گواه میگیریم و در برابر مزارشان پیمان می‌بندیم که تا حاکمیت الله و تا استقرار کامل حکومت اسلامی، مبارزه را ادامه خواهیم داد. که کار ما، نه با شکست دشمن که با پیروزی کامل اسلام، پایان می‌پذیرد .
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
والسلام علیکم و رحمه الله
سید علی خامنه‌ای
۱۱ بهمن ۱۳۶۰

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.