حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6305 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
اطاعت بسیجی از عشق به ولایت برمی خیزد
5

ذی الحجه‌ی سال ۶١ هجری قمری، شب پیش از هجرت به سوی کربلا، حضرت سیدالشهدا امام حسین (ع) در پایان خطبه‌ای بلند فرمود: «آگاه باشید، هر آن‌کس که می‌خواهد خونش را در راه ما اهل بیت نثار کند و خود در بهشت لقای خدا منزل گیرد، راهی کربلا شود. بدانید که من ان شاءالله فردا […]

پ
پ

ذی الحجه‌ی سال ۶١ هجری قمری، شب پیش از هجرت به سوی کربلا، حضرت سیدالشهدا امام حسین (ع) در پایان خطبه‌ای بلند فرمود: «آگاه باشید، هر آن‌کس که می‌خواهد خونش را در راه ما اهل بیت نثار کند و خود در بهشت لقای خدا منزل گیرد، راهی کربلا شود. بدانید که من ان شاءالله فردا صبح به راه می‌افتم.»

راهیان امروز کربلا بعد از قرن‌ها که از واقعه‌ی عاشورا می‌گذرد در جواب مولای خویش می‌گویند: ای حجت خدا، ما عاشقان لقاءالله هستیم و آماده‌ایم تا خون خویش را در راه شما که راه حق است نثار کنیم. ما نیز فردا همراه شما راهی کربلا خواهیم شد.

O
سیاره‌ی زمین همچنان در حدقه‌ی کهکشانی خویش بر مدار عشق طواف می‌کند و این نیمه‌ی کره‌ی ارض ساعت‌هاست که از دریای سرخ غروب پای در ساحل شب گذاشته است و اکنون ستارگانِ کهکشان ابوالفضل العباس می‌روند تا حجاب ظلمت شب را همچون نجم ثاقب بدرند و در پهنه‌ی پرجلال کهکشان راه شیری جلوه کنند.
بامدادان، خیل اسیرانی که با مذلت به پشت خط انتقال پیدا می‌کنند روایت از فتح دارد.

ظاهر این بیابان رملی هر چند خبر از شکوه فتح و نصرت خدا می‌دهد، اما باطن خویش را به‌تمامی متجلی نمی‌سازد.

اگر به چشمِ راز بنگری، اینجا که قدمگاه مجاهدان راه خداست، بوسه‌گاه فرشتگانی است که شگفت‌زده از عظمتی که در باطن این انسان خاکی یافته‌اند، صلای «لا علم لنا ا‌لاما علمتنا»(١) سر داده‌اند و خدای را بر خلقت حکیمانه‌اش تقدیس می‌کنند. این خاک که ما اینچنین غفلت‌زده بر آن پا می‌گذاریم، مهر نماز کروبیان است و این جوانان مجاهدانی هستند که در مدح مصافشان سوره‌ی «والعادیات» نازل می‌گردد. مبادا روزمرگی و مکر شب و روز ما را بفریبد و از این معنا غافل شویم. تاریخ جهان هزارها سال در انتظار ظهور این جوانان بوده است تا بیایند و امانت ازلی انسان را ادا کنند و آرمان‌های هزاران ساله‌ی انبیا و اولیای خدا را محقق سازند. این بیابان صحنه‌ی تاریخ است و از این جنگ نیز در تاریخ آینده‌ی سیاره‌ی زمین همان‌گونه سخن خواهند گفت که ما از بدر و حنین می‌گوییم.

ای رمل‌ها، بر سر و روی و موی ما بنشینید و آن روز که زمین فروخورده‌های خویش را بیرون می‌ریزد و صحرای قیامت مجلای حقایق پنهان خواهد شد، بر ما و آنچه می‌کنیم شهادت دهید. ای بیابان، چه سعادتمندند انسان‌هایی که خداوند رمل تو را طینت آفرینش آنان قرار دهد، چرا که با عشق حسین زاده خواهند شد و نفسشان عطر نام روح‌الله خواهد گرفت. این رمل‌ها قدمگاه مجاهدان راه خدا و صحنه‌ی نبردی است که برای اقامه‌ی عدل بر پا شده است.

ای رمل‌ها، ما را در خود غرقه کنید و بر سر و روی و موی ما بنشینید و آن روز که سرائر آشکار می‌شوند، بر ما و آنچه کرده‌ایم شهادت دهید. این رمل‌ها قدمگاه مجاهدانی است که هر چند دست چپ خود را در راه عشق باخته‌اند، اما باز هم بر عهدی که با ابوالفضل العباس بسته‌اند پایدارند و آمده‌اند تا دست راست را هم ببازند و «و‌الله ان قطعتم یمینی…»(٢) بسرایند.

ای زائر حرم عشق، بدینجا سفر کن و چون به این حریم که وادی مقدس عشق و ایثار است رسی، نعلین از پای بیرون کن و با احترام بر قدمگاه مجاهدان راه خدا بوسه زن و هر جا که شهیدی بر خاک افتاده است نمازی بگزار؛ شاید که پروردگار متعال به مقامی که آنان در پیشگاه ذوالجلالش دارند رحم آورد و تو را نیز به ضیافت عنداللهی بپذیرد.

ساعت هفت و نیم صبح در سنگر فرماندهی لشکر، هنوز هیچ چشمی فرصت خفتن و هیچ دلی فرصت قرار گرفتن نیافته است. و چگونه بخوابد چشمی که مظالم استکبار را بر زمین می‌بیند و چگونه قرار گیرد دلی که مشتاق لقای خداست؟

یکی از آرپی‌جی‌زن‌ها که زخمی شده بود اما نمی‌خواست به پشت جبهه انتقال پیدا کند، مقاومت می‌کرد و با تلاش زیاد می‌خواست خود را از دست برادران دیگرش خلاص کند و به مصاف بشتابد.

جبهه‌های ما میعادگاه عشاق ولایت است و بسیج، قبله‌ی آمال همه‌ی کسانی است که حقیقت انتظار موعود را دریافته‌اند و می‌دانند که جز این راه، هر چه هست، نقش خیال بر آب باطل زدن است.

در کنار آن پلی که بچه‌ها خود را از زیر آن به جبهه‌ی مقابل دشمن می‌رسانند، نخست به آن برادر همافری برخوردیم که همراه با بسیج به جبهه آمده بود و بعد هم آن مرد خدا، برادر خلیلی را دیدیم که از سال ۵٩، از کربلای هویزه تا کنون، با آب جبهه وضو ساخته بود. برادر خلیلی برای ما گفت که دو پسر دارد. یکی از آن دو اسیر زندان‌های عراق است و دیگری علی خلیلی… برادر خلیلی هنوز خبر نداشت که آن فرزند دیگرش هم در همین عملیات اسیر یا مفقودالاثر شده است. یکی از همرزمان علی خلیلی که در همان‌جا نشسته بود، آمده بود تا این خبر را به او برساند.

وقتی خود را از زیر پل به جبهه‌ی مقدم نبرد رساندیم، در آن سوی پل، در همان‌جا که آن بی‌سیم‌چی جوان با چشمانی سرخ‌شده از شدت بی‌خوابی نشسته بود، به برادر غفارنظری برخوردیم. او هم دراز کشیده بود تا کمی استراحت کند. برادر حسین غفارنظری دانشجو و برادر دو شهید است. هنوز نیروهای جایگزین نیامده بودند و آنها که تمام شب را رودرروی دشمن جنگیده بودند از وقفه‌ای که در آتش دشمن پیش آمده بود استفاده کرده، استراحت‌ می‌کردند.

عمق جان ما با خاطراتی که از او داشتیم انس گرفته بود و بار دیگر آنجا، در آن سوی پل، همه‌ی خاطرات همچون بوستانی که باد بهار بر آن وزیده باشد زنده شد و رایحه‌ی بهشتی گل‌هایش بر مشام جانمان نشست و ما را با خود به معراج عشق برد؛ آنجا که جز جمال و کمال و صداقت و عشق و ایثار هیچ چیز وجود ندارد و دل‌ها با یاد خدا می‌تپد و مصائب جانگداز با یاد سیدالشهدا (ع) و مصائب او سهل می‌گردد. یادتان هست؟

شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت، مقدمه‌ی جهاد فی‌سبیل‌الله. هجرت، هجرت از سنگینی‌هاست و جاذبه‌هایی که تو را به خاک می‌چسباند. چکمه‌هایت را بپوش، ره‌توشه‌ات را بردار و هجرت کن. حضرت امام حسین‌(ع) در صحرای کربلا انتظار تو را می‌کشد.

انسان، اگر انسان باشد و به وجدان خویش رجوع کند، ندای سیدالشهدا را از باطن خویش خواهد شنید که میثاق فطرتش را به او گوشزد می‌کند. خداوند سر و جان را نیز همچون امانتی به انسان بخشیده است تا هر دو را فدای امام حسین کند.

پیام بسیجی اطاعت است، اطاعتی که از عشق به ولایت برمی‌خیزد. مگر می‌شود که حضرت امام فرمانی بدهند و ما اطاعت نکنیم؟

پیام بسیجی اطاعت است، اطاعتی که از عشق به ولایت برمی‌خیزد. تاریخ جهان هزاران سال در انتظار ظهور این جوانان بوده است تا بیایند و امانت ازلی انسان را ادا کنند و آرمان‌های هزاران ساله‌ی انبیا و اولیای خدا را محقق سازند. این بیابان صحنه‌ی تاریخ است و از این جنگ نیز در تاریخ آینده‌ی سیاره‌ی زمین همان‌گونه سخن خواهند گفت که ما از بدر و حنین می‌گوییم.

ای رمل‌ها، بر سر و روی و موی ما بنشینید و آن روز که زمین فروخورده‌های خویش را بیرون می‌ریزد و صحرای قیامت مجلای حقایق پنهان خواهد شد، بر ما و آنچه می‌کنیم شهادت دهید.

هر چند خیل اسیرانی که به پشت خط انتقال پیدا می‌کنند روایت از فتح دارد و ظاهر این بیابانِ رملی خبر از شکوه فتح و نصرت خدا می‌دهد، اما باطن خویش را به‌تمامی‌ متجلی نمی‌سازد. اگر به چشم راز بنگری، اینجا که قدمگاه مجاهدان راه خداست بوسه‌گاه فرشتگانی است که شگفت‌زده از عظمتی که در باطن این انسان خاکی یافته‌اند، صلای «لا علم لنا الا ما علمتنا»(۳) سرداده‌اند و خدای را بر خلقت حکیمانه‌اش تقدیس می‌کنند. این رمل‌ها قدمگاه مجاهدان راه خدا و صحنه‌ی نبردی است که برای اقامه‌ی عدل برپا شده است.

صحنه‌ی تخلیه‌ی اسرا هر چند حکایت از پیروزی داشت اما از جانب دیگر سخت تأثرآور بود. این انسان‌ها که شیطان آنان را به بردگی کشیده است، اگر حق را می‌شناختند و به سخن حق گوش می‌سپردند، می‌توانستند بر همان قله‌ی پرافتخار بلندی قدم گذارند که مجاهدان راه خدا رسیده‌اند؛ مجاهدانی که وجودشان بر تارک تاریخ جهان همچون نجمی ثاقب می‌درخشد و در شأنشان آیه‌ی «انی ا‌علم ما لا تعلمون»(۴) نازل شده است.

چند قدم آن‌طرف‌تر، برادر خلیلی که خبر اسارت دومین فرزند خود را نیز شنیده است نشسته، پیشانی‌اش را بر سلاحش تکیه داده و با نفس اماره‌ی خویش می‌جنگد و راستش، جنگ حقیقی همان جنگی است که اکنون در درون او برپاست. آری، مؤ‌من در دو جبهه می‌جنگد: جبهه‌ی درون و جبهه‌ی بیرون. و جهاد اکبر در جبهه‌ی درونی انسان درگیر است.

عمق جان ما با خاطراتی که از او داشتیم انس گرفته بود و بار دیگر، آنجا همه‌ی آن خاطرات همچون بوستانی که باد بهار بر آن وزیده باشد زنده شد و رایحه‌ی بهشتی گل‌هایش بر مشام جانمان نشست و ما را با خود به معراج عشق برد.

خاطره‌ی آن جوان مجروحی که مقاومت می‌کرد و نمی‌خواست به پشت جبهه منتقل شود و بعد خاطره‌ی برادر خلیلی که می‌گفت: نه برادر، برای ما هیچ چیز جز دین و ایمان مطرح نیست. هیچ چیز. نه خانواده، نه مال دنیا، هیچ چیز.

برادر خلیلی در جبهه‌ی جهاد اکبر نیز بر نفس اماره‌ی خویش پیروز شد و جبهه‌ی جهاد اصغر را حتی برای یک روز رها نکرد و این است فتح الفتوح.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.