حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
پيرو راستين امام راحل
3

بسم الله الرحمن الرحیم خاطره‌ای از شهید نادر یوسفی به نقل از منصور یوسفی، برادر شهید نادر پسر سوم خانواده بود. جوان بسيار مؤدب و مذهبي بود. زماني كه رژيم ستم‌شاهي بر كشور حاكم بود و ظلم و ستمش بر تمامي اين سرزمين گسترده بود، و همه تلاشش اين بود كه بتواند براي اربابش نوكر […]

پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره‌ای از شهید نادر یوسفی
به نقل از منصور یوسفی، برادر شهید
نادر پسر سوم خانواده بود. جوان بسيار مؤدب و مذهبي بود. زماني كه رژيم ستم‌شاهي بر كشور حاكم بود و ظلم و ستمش بر تمامي اين سرزمين گسترده بود، و همه تلاشش اين بود كه بتواند براي اربابش نوكر خوبي باشد و همچنين براي نابودي فرهنگ قرآن و نماز و حجاب تلاش مي‌نمود؛ آقا نادر ما در خانواده مذهبي متولد گرديد. آواي خوش تلاوت قرآن و صداي دلنشين نماز در خانه بلند بود و مادر با اشك امام حسين علیه‌السلام و شيره وجود او را پرورانيد. و نادر با چنين خصلت و خويي در این منزل با‌صفاي روستايي پرورش يافت.
در اوايل انقلاب كه صداي خروشان مردم در همه جاي كشور طنين‌انداز گرديد ايشان نيز مانند ساير جوانان و مردم انقلابي در جریان‌های ضدرژیم شرکت می‌کرد. و در همه جا حضور فعال می‌یافت.
زماني كه رژي عضقي صدام براي نابودي انقلاب خون‌بار كشورمان جنگ نابرابر را آغاز كرد نادر عزيز ما طاقت ماندن نداشت. بي‌صبرانه از پدر اجازه رفتن به جبهه را مي‌خواست. استدلال مي‌نمود كه دستور امام دستور امام زمان عجل‌ا… و دستور خدا و پيامبر است و بالاخره آن‌ها متقاعد نمود.
به مدت 15 روز در شهرستان و پادگان منجيل دوره آموزشي را به اتمام رسانيد و سپس به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام گرديد.
او كه تحمل ديدن ناراحتي امام و ظلم و ستم و تعدي به انقلاب و كشور را نداشت. در نبرد با دشمن بي‌محابا نمی‌خرید. خون پاك حسيني و اشک اباعبدالحسين علیه‌السلام و مادرش او را مشتاق ملاقات مولايش نمود. و چهره‌ی او را جهت اين ديدار بشاش مي‌نمود و در نهايت رخت دامادي شهادت زيبنده اندامش گرديد و سر در دامان يار گذاشت و به لقا حق شتافت.
نادر عزيز ما بسيجي عاشق – مشتاق شهادت پيرو راستين امام راحل بود. مانوس با نماز و قرآن احترام شديد به والدين و حضور در مساجد وظيفه‌ی هميشگي خود مي‌دانست. هميشه به دور و اطرافيان تاكيد داشت كه نماز و قرآن و مسجد را فراموش نكنند.
خجالت مي‌كشيد با پدر سر سفره بنشيند حتي براي رفتن به جبهه مادر را واسطه قرار داد. مادرم مي‌گفت: يك بار در خواب دامنم آتش گرفته بود در همان لحظه پسرم نادر آمد و به آتش گفت: مادرم را مي‌سوزاني؟ در همان حال با گفتن جمله آتش خاموش شد و مرا بغل گرفت. به مادرم مي‌گفت: دلت را با ياد مادران شهدا آرام كن.
خداوند كريم ان‌شاءالله اين قرباني و هديه را از ما بپذيرد آمين يا رب العالمين.

نادر یوسفی نادر یوسفی

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.