قرارگاه فرامرزی
پس از به عقب راندن دشمن از خاک میهن، استراتژی جمهوری اسلامی ایران تعقیب و تنبیه متجاوز شد. تلاش اصلی در جنوب و تلاش فرعی در غرب و شمال غرب کشور بود. به این منظور قرارگاه هایی در آن منطقه ایجاد شد که یکی از آنها قرارگاه رمضان بود. هدف از ایجاد قرارگاه رمضان نفوذ به عمق خاک کشور عراق و وارد کردن ضربه های نظامی اقتصادی و روانی بر رژیم بعث حاکم بر عراق بود. از این رو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به قرارگاه رمضان مأموریت داد تا در راستای اجرای عملیات های نامنظم در خاک عراق از معارضان کرد عراقی حمایت و پشتیبانی کند. همچنین یگان های ویژه ی عملیات های پارتیزانی تأسیس و یا تقویت کند که لشکرهای ۶ ویژه ی پاسداران و ۹ بدر و تیپ های ۷۵ ظفر، ۶۶ هوابرد و ابوذر از این جمله بودند. فعالیت های مؤثر قرارگاه رمضان و به بن بست رسیدن جنگ در جنوب پس از عملیات های کربلای ۵ و ۸ باعث شد که فرماندهان در سال ۶۶ به این نتیجه برسند که راهبرد عملیاتی را از جنوب به شمال غرب تغییر بدهند و به تقویت قرارگاه رمضان بپردازند. قرارگاهی که در سالهای پایانی جنگ تنور مبارزه برای رفع فتنه را گرم نگه داشت و در سالهای بعد از جنگ نیروهای تحت الحمایه این قرارگاه توانستند در مبارزه با صدام و ساقط شدن رژیم بعث نقش آفرینی کنند. همچنین بسیاری از نیروهای قرارگاه رمضان در تداوم انقلاب اسلامی بیرون از مرزها در سالهای پس از جنگ نقش داشته اند به طوری که بسیاری از مبارزان امروز در برابر نیروهای تکفیری خاستگاه شان قرارگاه رمضان است.
تغییر راهبرد
نقش اساسی قرارگاه رمضان پس از تغییر راهبردی از جنوب به شمال غرب
قرارگاه رمضان قرارگاهی در عمق خاک عراق با مأموریت انجام عملیات های نامنظم بود با به بن بست رسیدن جبهه ی جنوب شناخت هدف های شمال غرب و گسترش همکاری با معارضان عراقی این قرارگاه تقویت شد و در نوک پیکان اجرای راهبرد سپاه در شمال غرب قرار گرفت و با دیگر قرارگاه ها همچون نجف و حمزه سیدالشهدا(ع) در اجرای عملیات ها همکاری داشت. نیروهای این قرارگاه در قطع راه های مواصلاتی دشمن، دستیابی به اهداف عملیات ها در خاک عراق و انهدام مراکز مهم و استراتژیک این کشور نقش داشتند.
تشکیل قرارگاه
پس از عملیات بدر راه های بسیاری برای رهایی از بن بست جنگ پیشنهاد شد یکی از آنها ایجاد قرارگاهی برای هماهنگی با نیروهای کرد عراقی برای انجام عملیات های نامنظم در خاک عراق بود تا به دشمن از درون خاک خودش ضربه بزنند. قرارگاه رمضان با این هدف تشکیل شد و در تحقق راهبرد شمال غرب نقش تعیین کننده داشت. بنابر این تعدادی از فرماندهان قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) که تجربه ی زیادی در جنگ های نامنظم با ضد انقلاب در مناطق کردنشین داشتند به قرارگاه رمضان رفتند. به دنبال انسداد جبهه ی جنوب و غیر محتمل بودن غلبه بر ارتش عراق پس از عملیات های کربلای ۵ و ۸، در سال ۶۶ ایران راهبرد عملیاتی خود را تغییر داد و جنگ را در شمال غرب دنبال کرد پیشرفت قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی کردستان در شمال غرب و نوید دستیابی به پیروزی های بیشتر در این تصمیم مؤثر بوده است. تغییر استراتژی از جنوب به شمال غرب برای فرماندهان و رزمندگان که به جنگ در جنوب عادت داشتند پذیرفتنی نبود. در چهارچوب راهبرد جدید فرماندهی کل سپاه از نیمه ی اول فروردین ۶۶ و به فاصله ی کمی پس از نبرد سنگین کربلای ۵ به شمال غرب رفت در این جبهه قرارگاه نجف مأموریت داشت که عملیات کربلای ۱۰ را طراحی و پس از کسب آمادگی لازم اجرا کند اما در سطوح گوناگون در خصوص اهمیت جبهه ی شمال ابهامات اساسی و جدی وجود داشت. فرماندهی کل سپاه در جلسات گوناگون با فرماندهان در طول مباحث مربوط به عملیات کربلای ۱۰ و بیان اهداف عملیات به تشریح راهبرد جدید و دلایل انتخاب منطقه ی شمال غرب به عنوان منطقه ی جدید نبرد پرداخت و گفت: ما اگر بتوانیم با قرارگاه رمضان که در شمال عراق حضور دارد الحاق بکنیم به همان میزانی که الان ۳۰۰ نفر داریم میتوانیم یک تیپ دیگر مثل تیپ بدر مجاهدان عراقی با اسلحه و مهمات به آن طرف بفرستیم.
انتخاب منطقه ی شمال غرب به عنوان منطقه ی جدید نبرد پرداخت و گفت: ما اگر بتوانیم با قرارگاه رمضان که در شمال عراق حضور دارد الحاق بکنیم به همان میزانی که الان ۳۰۰ نفر داریم میتوانیم یک تیپ دیگر مثل تیپ بدر مجاهدان عراقی با اسلحه و مهمات به آن طرف بفرستیم. کل روستاها ناامن است و دشمن حداقل دو ماه وقت میخواهد تا بتواند تمام این روستاها را بیابد و مستقر بشود. ما الان در این منطقه از نظر زمین و از نظر عقبه های دشمن حداقل دو ماه جلوتریم. اگر بتوانیم این دو ماه یک کار فعال و چشمگیری انجام بدهیم و مرتب قرارگاه رمضان را فعال کنیم که در عقبه برای دشمن مشکلات ایجاد کند و امکانات و نیرو به او برسانیم و موازنه ای که الان هست که ما ۳۰۰ نفر داریم و طالبانی ها ۴۰۰۰ نفر خودمان را به ۱۰۰۰ نفر برسانیم و امکانات هم به آنها بدهیم و آنها هم بشوند ۱۰ هزار نفر جنگی خیلی شدید میتوانیم داخل عراق به وجود بیاوریم. بنابراین در آستانه ی دروازه ی یکی از فتوحات مهم جمهوری اسلامی که یکی از ابتکاراتی است که می تواند جنگ را از یک بن بست تبدیل به یک حرکت سریع بکند قرار داریم.
تهدید منابع نفتی عراق
دلیل جنگیدن در جبهه ی غرب و شمال غرب علاوه بر مواردی که که فرماندهی کل سپاه ذکر کرد دستیابی به نفت شمال عراق تهدید جاده های شمالی آن و اقتصاد کرکوک بود و با کمک مردم عراق از سال ۶۵ راهبرد جنگ در شمال غرب توسط سپاه عملی شد. این راهبرد تا فروردین ۶۷ ادامه داشت و عملیات های متعددی در شمال غرب انجام شد جنوب غرب و شمال غرب سه منطقه ی مرزی ایران در مرزهای طولانی با عراق هستند. هر یک از این مناطق زیر مناطقی داشتند که در جنگ با عراق محورهای اصلی محسوب می شدند. در جبهه ی شمال غرب از گله مریوان، بانه، سردشت و پیرانشهر زیر مناطق بودند. عملیات های نظامی ایران در این منطقه در چهارچوب جنگ داخلی گروه های وابسته به بیرون انجام می شد و سازمان ها و یگان های عمل کننده اغلب غیر کلاسیک پارتیزانی و چریکی بودند انعقاد پیمان راهبردی با اتحادیه ی میهنی کردستان عراق جلال طالبانی و حزب دموکرات واردی کردستان (بارزانی) و نیز همکاری با سایر گروه های معارض در شمال عراق، این امکان را به طور وسیع و جدی فراهم آورد که ایران جبهه ی جدیدی را در برابر ارتش عراق باز کند.
سال ۶۴ برای انجام رایزنی و کسب آمادگی سپری شد و ست و عملیات های معدودی انجام شد سال ۶۵ که ایران تصمیم غرب گرفته بود از تمام ظرفیتش برای تعیین سرنوشت جنگ استفاده کند. به قرارگاه رمضان مأموریت عملیات های بزرگ تری را محول کرد. عملیاتهایی که از پاییز ۶۵ با نام فتح آغاز شد. نیروهای قرارگاه رمضان تجهیزاتی به داخل خاک عراق منتقل کردند و بعد با کمک اتحادیه میهنی کردستان به تأسیسات نفتی کرکوک در ۱۵۰ کیلومتری خاک عراق نفوذ کردند و مهر ۶۵، ۳۰۰ رزمنده ی ایرانی و ۲۰۰۰ مبارز ک کرد عراقی به پایگاه و تأسیسات نفتی کرکوک حمله کردند.
دو هدف در شمال غرب
محمد مقدم (فرمانده ی تیپ ۷۵ ظفر): علت عملیات در جبهه ی شمال غرب اتکا به یکسری نظریات بود. دستیابی به مناطقی از شمال عراق میتوانست دو هدف اساسی را برای انقلاب و اسلام فراهم کند؛ هدف اول، یک شورش عمومی در مردم شمال عراق بود که حتما باید با پشتیبانی نزدیک، لجستیک و تدارک نیروهای مبارز عراقی در داخل خاک عراق صورت می گرفت این مسئله بستگی به این داشت که حتما مناطقی از خاک عراق را بگیریم تا هم بتوانیم اسلحه و مهمات برسانیم به داخل و هم نیروهای عراقی را هدایت کنیم. هدف دوم ، منبع اقتصادی دشمن بود که شامل تأمین انرژی و ارز عراق از نفت کرکوک و لوله های شمال بود و هر میزان که ما پیشروی می کردیم،این نفت به خطر می افتاد و پایه های اقتصادی رژیم که ماشین جنگی اش را اداره می کرد و توپ و تانک و هواپیما که میلیون ها دلار و بعضا میلیاردها دلار هزینه داشت و از طریق نفت تأمین میکرد متزلزل می شد.
جنگ در جبهه ی شمالی
در سال ۶۶ قرارگاه رمضان در پی اجرای راهبرد سپاه به تجزیه ی توان نظامی ارتش عراق پرداخت. به همین منظور قرارگاه رمضان حدود ۱۷ نفر از فرماندهان لشکرها و معاونان اطلاعات و عملیات قرارگاه ها و لشکرها را برای مشاهده ی منطقه به داخل خاک عراق برد. این بازدید که به دلیل وجود نداشتن راه ماشین رو با کوهپیمایی و طی مسافت بسیار طولانی و با سختی همراه بود. سبب شد که تعدادی از فرماندهان و مسئولان واحدها درباره ی وضعیت شمال غرب و وجود فرصتی برای بهبود وضعیت جنگ و عملیات های سپاه با قرارگاه رمضان به اشتراک نظر برسند. جمهوری اسلامی از فروردین ۶۶ تا فروردین ۶۷ در شمال غرب چند عملیات انجام داد و توانست شهرهای حلبچه، خرمال سید صادق و شانه دری را آزاد کند و در اختیار کردهای عراق قرار دهد. با وجود این موفقیت ها تغییر راهبرد فرصت مناسبی را برای عراق فراهم کرد تا در طول هشت سال جنگ فقط یکبار از کنش نظامی ایران تبعیت نکند و به جای پاتک به ایران با هدف پس گرفتن مواضع از دست رفته به کنشی مستقل دست زده فاو را از چنگ ایران خارج کند.
فرماندهان
نیروهای قرارگاه رمضان افراد مختلف و عمدتا نخبه بودند که تجربه ی جنگ در کردستان و کشورهای منطقه را داشتند. برخی فرماندهان این قرارگاه عبارت اند از:
محمدباقر ذوالقدر (فرماندهی قرارگاه رمضان)
شهید جعفر جنگروی(قائم مقام قرارگاه)
محمد رحیمی(جعفری) (مسئول اطلاعات قرارگاه)
ایرج مسجدی( رئیس ستاد قرارگاه)
محمد مقدم( فرماندهی تیپ ۷۵ ظفرقرارگاه)
علی شادمانی (مسئول عملیات قرارگاه)
جعفر جهروتی زاده (فرماندهی یگان ویژه شهادت)
تدوین:محمد حسن جعفری












































































ثبت دیدگاه