وصیت نامه شهید محرمعلی هاشملو
تاريختولد :1344/01/02
تاريخ شهادت :1367/05/05
(انالله و انا اليه راجعون)بقره 156
از طرف خدا آمديم باز به طرف خدا مراجعه مى كنيم «ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة»توبه 111
خدايا! احتمالا چندمين بار است كه وصيت نامه مى نويسم. چون فرصتى نمى كنم، موفق باشم و دوباره بنويسم. تو خود مى دانى كه چند سال است، شهادت در راه تو جزء دعاهايم بوده ولى مى دانم، چون اخلاص نداشتم، لياقت شهادت را نصيبم نكردى. در طول زندگى ام، بارها و بارها دعاهايم را مستجاب كردى و در عوض اين مسكين، بارها و بارها، نافرمانى تو را كرد، گناه و معصيت كرد، ولى باز هدايتش كردى، توفيق اقامه نماز به او دادى ولى اين روسياه خيلى خيلى كم، در نمازها به ياد تو بود. توفيق جهاد نصيبش كردى، ولى اين گنهكار، ريا و تكبر ورزيد. اما اى خداى كريم! هر چقدر گناهانم بزرگ باشد، عفو و بخشش تو كه بى نهايت است، چه مى شود؟ اين بنده روسياهت را كنار شهداى بدر، خندق و احد و كربلا و ساير شهداى صدر اسلام برده تا اين گدايت از بارگاه با عظمت آن مخلصان درگاهت بهره اى ببرد. چه مى شود كه اين خون آلوده به گناه و معصيت و منيت را دشمنان بريزند تا بلكه تاوان گوشه اى از اين همه نافرمانى هايم شود.
يك پيام دارم، براى اينكه مى گويم اى ((اسلام)) و اى ((مكتب خون و پيام)) و اى ياور بى كسان و ضعيفان، اى دشمن كافران و مستكبران كه در راهت هزاران جوان و نوجوان مرد و زن، خون پاك خود را فدا كردند. اين چه چيزى است، در تو كه هر جوان مسلمان و هر مرد و زن مسلمان حاضر است در راهت جان دهد. و اينك من به قطره قطره خون تمام ياورانى كه در راهت سعادتمند انه جان داده اند، قسم ياد مى كنم كه، از تو و قرآن كريم پاسدارى كنم و جان نالايقم را در راه پر عظمتت فدا كنم.
اى امام و اى رهبر! اى جوشيده از قلب ملت، اى روح ملت كه ذره ذره وجودت براى خدا و براى ملت و اسلام و قرآن در حركت است به روح مقدست سوگند ياد مى كنم كه از تو، از حيثيت اسلام و قرآن كريم و از ولايت فقيه دفاع كنم. و فرياد مى زنم، اى آمريكا و اى شوروى ذليل و اى اسرائيل غاصب، امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) فرمانده است و او نايب بزرگوارش، خمينى بت شكن را به جاى خود قرار داده است و چنان تو دهنى از دست اين مظلومان خواهيد خورد كه، ديگر اثرى از شما در روى زمين وجود نداشته باشد.
اى برادران و خواهران! بدانيد كه آن لحظه موعود و آن حمله به دشمن كافر و رفتن به سوى خداوند و شهادت در راه او و به خاطر رضاى او بوده است. مى روم تا شايد بدينوسيله با شهادتم، توانسته باشم، مسئوليت خويش رانسبت به انقلاب و اسلام اداء كرده باشم.
بار خدايا! اكنون كه توفيق دادى كه در جبهه باشم، توفيق تزكيه هرچه بيشتر را به من عطا فرما. خدايا! خداوندا!مرا شيعه، بميران تا شايد خون ناچيز من كمكى باشد، براى تداوم اين انقلاب اسلامى كه شكست ناپذير است.
خداوندا! مرا به آرزويم كه شهادت است، برسان.
شما اى پيام رسانان شهيدان! از صدر اسلام تاكنون و اى كسانيكه رسالت زينبى داريد، پيام ما و پيام تمام شهيدان گذشته و حال را به گوش جهانيان برسانيد. پيام شهيدان را به گوش زجر ديدگان و زحمتكشان برسانيد.
شما اى ملت شهيدپرور {بدانيد}، اطاعت از امام خمينى، اطاعت از رسول خداست. پس از او اطاعت كنيد و ازاختلافات بپرهيزيد و ديگران را به وحدت دعوت كنيد و در مقابل دشمنان اسلام و قرآن، استقامت كنيد كه همانا به وعده داده شده، پيروز هستيد و انشاء الله پيروز خواهيد شد.
ديگر پيامى دارم به پدر و مادرم: مى دانم، خيلى براى من زحمت كشيده ايد و مرا بزرگ كرده ايد، اما نتوانستم وظايف فرزندى خود را آنطور كه مورد رضاى خداست، انجام دهم. درست است كه نتوانستم، براى شما خدمت كنم، اما توانستم، براى اسلام و براى رضاى خدا خدمت كنم و از شما طلب عفو و حلاليت دارم و اميدوارم با انجام واجبات شرعى و ترك محرمات دين خود را اداء كنيد.
به برادرانم: اميدوارم درسهايتان را تا آخر ادامه دهيد و از راه خدا منحرف نشويد. نمازتان را هرگز به قضا نگذاريد. برادرم اسماعيل انشاءالله با شناخت و انجام وظايف دينى و شرعى همواره، خدمتگذار اسلام و مسلمين باشيد. اسلحه مرا برادر و راه مرا و تمام شهداء را ادامه بده تا به كربلاى حسينى برسى. انشاءالله .
خواهرانم، شما نيز پيوسته سعى كنيد، اعمالتان مثل اعمال زهراى اطهر (سلام الله عليها) و زينب كبرى(سلام الله عليها) باشد، البته با شناخت و عمل، نه باشعار. هميشه با حجاب باشيد و نمازتان را هرگز به قضا نگذاريد.
و برادرم اصغر، اميدوارم بعد از من ناراحت نباشى و اميدوارم به پدرم و مادرم و خواهرانم و برادرانم رسيدگى كنى وهرگز آنها را تنها نگذارى و بعد از مصيبت وارده، مهمانان را پذيرا باشى.
پدرم و مادرم و برادرم اصغر داداش! هرگز برايم، ناراحت نباشيد كه شهادت من سربلندى شماست و هميشه براى من طلب آمرزش و مغفرت نماييد. برادرم اصغر و مادرم، اگر جسد بنده به دست شما رسيد، هركجا صلاح دانستيد، دفن كنيد و اگر جسد بنده به دست شما نرسيد، مادرم، مثل مادر وهب باش كه مادر وهب هرگز سر وهب را قبول نكرد و گفت: سرى كه در راه خدا دادم پس نمى گيرم و ديگر مادرم و پدرم، اگر جسد اينجانب به دست شما رسيد، اصغرداداش هركجا صلاح دانست دفن كنيد.
والسلام (و من التبع الهدى)
امضاء-محرمعلى هاشملو 67/1/4











































































پسر عموی مادر بزرگ من هستن
نام و یادشون جاودانه