افشاری، علی اکبر: یکم تیر 1347، در روستای شریف آباد از توابع شهرستان ابهر به دنیا آمد. پدرش یوسف و مادرش نیم تاج نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. کشاورز بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و دوم فروردین ١٣۶٣ ، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و پا، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.
وصیتنامه :
از صميم قلبم اعلام مى دارم كه براى يارى دين خدا و خدمت به مسلمين و دفاع از ناموس و حرمت مسلمانان به جبهه حق عليه باطل آمده ام تا به اميد خدا دين خود را به اسلام اداء كرده باشم. خداوندا ! تو خود بهتر مى دانى كه من چگونه بنده اى بودم. خدايا! گناهان مرا اگر چه به اندازه كوهى باشد به صورت خرمنى از كاه درآور و به دست بادهاى رحمت و مغفرت بسپار و مرا جزء نيكان درگاهت قرار بده . من آرزوى آن داشتم كه امام عصر(عج) را زيارت كنم و يارى از ياوران آن حضرت باشم، از خدا مى خواهم كه فرج امام زمان را نزديك بگرداند و مرا اگر زنده باشم از دوستانش قرار بدهد.
خاطره :
ایشان که هم درس می خواند و هم در کارهای کشاورزی و باغ به پدرم کمک می کرد پدرم که پیر بود توانائی کافی نداشت ولی خیلی اذیت می شد ولی چاره ای نداشت اما کل خانواده او را زیاد دوست داشتیم چون خیلی شوخ طبع بود ما که از تهران می آمدیم بسیار احترام می کرد و من سر به سرش می گذاشتم اما خندید چیزی نمی گفت همین که می رسیدیم می گفت کی می خواهید بروید می گفتم حالا حالا اینجا هستیم مخصوصاً فصل تابستان می آمدیم فصل انگور چینی با شوخی می گفت زمانی که آبیاری می کنیم با بیل پیداتون نیست وقتی که انگورها می رسند مهمون هم می آمد بعد از مدتی می گفت به دل نگیرید شوخی می کنم خیلی با گذشت بود با اینکه سنی نداشت دوم راهنمایی بود که به جبهه رفت .(برادرشهید)











































































ثبت دیدگاه