
قلم که به دست مي گرفت در نوشتن کلک زبان بريده را صد حلقوم براي فرياد مي کرد و مقابل بوم که مي نشست، رنگ ها را براي انفجار نور به زيبا ترين صورت ممکن به خدمت مي گرفت.
در دانشگاه استاد بود و در خاکريزهاي جبهه، فرمانده اي خلاق ، چريکي فداکار که بر قلب ها حکومت مي کرد و همرزمانش را هدايت و رهبري ….
شهيد مصطفي چمران؛ نمونه کامل ابراهيم صفتاني بود که “زيبايي هجرت” براي خدا را به معناي واقعي کلمه رسانيد. جهاد اکبر را در “دل ايالات پيشرفته ترين کشور دنيا” پشت سر گذاشته و در “شرق” از هر فرصتي که دشمن ايجاد مي کرد براي “جهاد اصفر” سود مي جست، شهامت را از ميان واژه ها براي چگونه بودن انتخاب کرده و شهادت را از خدا هديه گرفت که اجر بهترين بندگان خداست.
او مرد سخن نبود که بتوان با کلمات توصيفش کرد! “چمران” مرد عمل بود و آسماني صفت؛ از اين رو گفتن درباره اش، با عناصر مادي سخت و از دريچه قلم و دوات ناممکن است.
شهيد مصطفي چمران؛ نخبه اي بود با ابعاد مختلف علمي، سياسي، نظامي، هنري و عرفاني .. چمران براي مريدانش، مرادي است که هنوز مي توان از دريچه هر کدام از صفاتش او را بار ديگر، نوع ديگر، کامل تر و دقيق تر شناخت و چون شاگردي حتي زمان نبودنش تلمذ کرد و درس گرفت.
به راستي او در اين راستا نه استاد دانشگاه انسان سازي بلکه خود دانشگاهي است که مي تواند؛ استادان بسياري را پرورش دهد و به همين دليل روز شهادتش “روز استاد” نام گرفته است تا همه دانشگاهيان؛ مدعيان کرسي هاي استادي!! بدانند براي استاد شدن؛ خود را بايد به چه ويژگي ها و محسناتي شايسته و بايسته سازند.
کاش همه استادان ما مي دانستند که براي استاد شدن بايد از دريچه چشمان چمران به دنيا نگاه کرد؛ بايد خدا را ديد و براي خدا کارکرد .خود را شناخت و بعد از آن به شناخت خداوند رسيد؛ براي شناخت خود و جهان پيرامون، علم را به کمال رسانيد و براي سير الي الله به سوي سرزمين هايي هجرت کرد که دوستداران دنيا آن را نمي شناختند و نمي شناسند.
دکتر مصطفي چمران ، با همان دستاني که به بررسي و شناخت ريزترين ساختار سازنده مواد مي پرداخت؛ دست مهرباني بر سر ايتام مي کشيد و با سرانگشتاني که کعبه را ترسيم مي کرد، سرب در نگاه کساني مي ريخت که ناموس وطن را زير چکمه زيادخواهي پاهاي استکبار لگدکوب کرده بودند.
او هرگز، در سخنانش از خود چيزي نگفت و فضل را با علم خدا اشتباه نگرفت !! ادب را در اين معني کرد که هنگام نماز خشوع و خضوع را به حد رسانيده، در وقت شهادت بدن را مخاطب قرار داده و هر کجا که خدايش صدايش کرد قبل از باز شدن دفتر حضور و غياب ، دست لبيک را بر سينه ايثار نهاده ؛ عامل به عمل بوده که نتيجه هر کاري باز خورد عمل ماست.
براي استاد شدن بايد به اين جمله زيباي مولي الموحدين علي بن ابيطالب اقتدا کرد و جامه عمل پوشاند: «کسي که در مقام هدايت و آموزش قرار مي گيرد، بايد بيش از آموختن به ديگران، خود را پالايش روحي کند و ادبِ رفتاري اش، بيش از ادب گفتاري اش باشد»
… و چمران اينگونه بود! به قول رهبري: «متواضع، شجاع، مهربان، صميمي، در محيط كار با زيردستانش حالت پدرانه داشت با دوستانش حالت برادرانه، با كساني كه به آنها ارادت مي ورزيد حالت احترام آميز زياد داشت، اهل پرخاشگري، بحثهاي بي پايان و جدل با اين و آن نبود، از مهمترين خصوصياتش اين بود كه اهل تظاهر به معناي خود مطرح كردن در جامعه نبود، اهل مطالعه و دانشمند بود، دوره هاي عالي علمي را ديده بود، در عقايد خودش آدم پايداري بود و آنچه را كه مي فهميد و به آن معتقد مي شد، صريح بيان مي كرد. »
حال در سي و يکمين سالگرد شهادت اين اسوه اساتيد، با توجه به پيشرفت هاي زيادي که جامعه علمي ما داشته است بايد کرسي نشينان دانشگاهي؛ توجه داشته باشند: فضليت علم و دانشي که به آن مفتخرند؛ برايشان تکاليفي را رقم زده است که قصور از آن تباهي در بر دارد و انجام تکاليف ترقي و نامداري … در فضيلت دانش و تعليم و تربيت، همين بس که نام ارباب معرفت در کنار نام خداوند و فرشتگان او ياد شده و مقام ايشان را در کنار اهل ايمان، رفعت بخشيده است.؛ خداوند، شهادت صاحبان علم را تالي شهادت خويش و ملائکه برشمرده است.
اما اين جا امايي بس بزرگ وجود دارد !آيا همه اساتيد و معلمان داراي چنين جايگاه رفيعي در نزد خدا هستند.
خب است با توجه به الگوهاي مليمان در نظر داشته باشيم ؛ تعليم و تربيت، اساس و بنيادي است که پايداري دين و آيين بر آن استوار مي شود و جامعه بشري از اين طريق به رشد و تعالي مي رسد. مهمي ارزشمند که متأسفانه برخي از تعاليم آن کم و بيش در دانشگاه هاي ما کمتر مورد توجه دانشجويان و برخي از اساتيد قرار مي گيرد.
عنصري ارزشمند که اگر بيش از اين مورد بي مهري قرار بگيرد؛ مي تواند براي آينده اي نچندان دور معضلاتي بزرگ را به همراه داشته باشد. امام خميني (ره) با تأکيد بر اين حقيقت تابناک مي فرمايد:«ملت عزيز ايران و ساير کشورهاي مستضعف جهان اگر بخواهند از دام شيطنت ابرقدرت هاي بزرگ تا آخر نجات پيدا کنند، چاره اي جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند و اين ميسر نيست جز با دست اساتيد و معلمان متعهدي که در دبستان ها تا دانشگاه ها راه يافته و با تعليم و کوشش در رشته هاي مختلف علوم و تربيت صحيح در مراکز تربيت معلم، از عناصر منحرف و کج انديش، نوباوگان را… به حسب تعاليم اسلامي تربيت و تهذيب کنند.»
در اين سخنان ارزشمند امام خميني (ره) به صفات و ويژگي هاي برجسته اي، چون تخصص و تعهد که بايد زيور روح اساتيد و معلمان باشد، اشاره شده است .
از طرف ديگر در انديشه هاي استاد شهيد مرتضي مطهري که روح کلامش، انگيزش بسياري از تفکرات و تلنگري بر بيداري بر خواب زدگان است، در تبيين نقش ايمان و معرفت در کنار علم آوزي و علم اندوزي مي خوانيم: علم، ابزار مي سازد، ايمان قصد، علم سرعت مي دهد و ايمان جهت.علم، به ما روشنايي و توانايي مي بخشد و ايمان، عشق و اميد و گرمي.علم، جهان را جهان آدمي مي کند و ايمان، روان را روان آدميت.علم، طبيعت ساز است و ايمان، انسان ساز.علم، زيبايي انديشه است و ايمان، زيبايي احساس.
احساسي که مي تواند استاد را از برخي تندخويي ها ، سرزنش و پرخاشگري ها در تعليم و تربيت، عناد و ستيز دور کند و او را محبوب القلوب گرداند . چنين فردي مي تواند حفاظت از حيثيت و جايگاه علم را در بالا ترين حد خود رعايت کند .











































































ثبت دیدگاه