ازدواج ساده اما الهی | روایت عاشقانهای از ازدواج شهید اکبر منصوری
شهادت امام جواد و آگاهی شهیدانه | روایت مادر شهید خیراله رمضانی
آزادی خرمشهر | روایت دستاول از عملیات بیتالمقدس به قلم شهید ابراهیم اصغری
شهید قندعلی گنجخانلو | مردی که جبهه را بر همه چیز مقدم دانست
طبس، نماد شکست استکبار و پیروزی ایمان
چیزی که در راه خدا بدی، برکتش ده برابر برمیگرده
مادرجان من شهید نشدم
این عید خوش بگذرد
جا مانده های بدر
چو اسیر توست اکنون؛ به اسیر کن مدارا
خیبر ، نقطه صفر مرزی
نبرد در مجنون
این راه امام حسین است
ناصر گفت بچه ها غوغا کردند
دل تنگی های راحله و قیاس
برگزیده ای از خاطرات سردار شهید ناصر اوجاقلو (کلامی فرد)-برگرفته از کتاب مثلث سرخ به قلم مهسا سیفی همهساله در روز نیمۀشعبان،درمسجدارک مراسم جشن برگزارمیکردند. ناصربا شـور واشـتیاق زیاد برای تزیین مسـجد کمک میکرد و بچههای محل را هـم بـه کارکـردن درمسـجدتشـویق میکـرد.بیـن مهمانهاشـربت وشـیرینی پخـش میکـرد و از اینکـه بچههـای زیـادی جـذب مسـجد بشـوند، […]
پیروزی های جمهوری اسلامی با فتح خرمشهر به اوج خود رسید، غرب به منظور فراهم آوردن شرایط مناسب در تحمیل صلح و سازش به جمهوری اسلامی، تلاش اصلی را معطوف بر حفظ صدام کرد. بدین ترتیب از یک سو پافشاری و تصمیم قطعی غرب مبنی بر حفظ صدام و از سوی دیگر، عزم راسخ جمهوری […]
نزدیک صبح روز چهارم عملیات «والفجر ۸ » بود. سه شبانه روز بود که حتی یک دقیقه هم پلک روی پلک نگذاشته بودم. در این مدت فقط درگیری داشتیم و چون در حال حرکت و پاکسازی سنگر به سنگر، خاکریز به خاکریز و مقر به مقر بودیم، اصلاً نتوانسته بودیم استراحت کنیم یعنی فرصت این […]
چند وقتی است که دلم پرپر می کند و من می خواهم به آن جایی بروم که جای حقیقی من است و از این دنیای تنگ و کوچک جدا شوم و به جایی بروم که لایق انسان حقیقی است مرگ من باعث عبرتی است برای شما و دیگران تا بدانید که تمام دنیا جای زیستن […]
بسمه تعالی به نام پاسدار خون شهیدان سلام بر حسین ابن علی سرور آزاد مردان، سلام به رهبر عالیقدر اسلام امام خمینی، سلام بر خانواده معظم شهداء و مفقودین و اسراء و مجروحین ومعلولین. الآن که این وصیت نامه را می نویسم ساعت ۳ و نیم صبح است. فرمانِ حرکت جهت مأموریت صادر شده است […]
بسمه تعالی الحمدوالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین المعصومین (ع) قال الله عزوجل و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون(( قرآن کریم )) هرگز مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنان زنده جاویدند و در نزد […]
انجام واجبات قبل از سن تکلیف بلال هنوز به سن تکلیف نرسیده بود. چون دوست داشت روزه اش را کامل بگیرد و همیشه نماز را اول وقت می خواند. ماه رمضان بود که یادم رفته بود که پسرم را برای نماز بیدار کنم و وقت نماز هم دیر شده بود. وقتی بیدار شد وبا ناراحتی […]
حمید گیلک اول مهرماه سال ۱۳۴۳ در خانوادهای مذهبی و در شهرستان زنجان دیده به جهان گشود. پدر حمید مغازه خواربارفروشی داشت و از این راه امرار معاش میکرد. حمید تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رساند ولی دورهی راهنمایی را نیمه تمام رها کرد. با اوجگیری انقلاب اسلامی به اتفاق دوستانش به […]
حسین شاکری در شهرستان زنجان و در خانوادهای مذهبی و دیندار متولد شد. مشغول تحصیل بود که جنگ شروع شد. با شروع جنگ تحمیلی و با این که سن کمی داشت در پایگاه محل زندگیاش به عنوان بسیجی فعالیتهایش را شروع کرد. به خاطر علاقه وافری که به حضور در جنگ داشت، رهسپار جبهههای حق […]
شهید داود احمدی در سال ۱۳۴۸ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و از همان دوران زندگی که مصادف با دوران مبارزه علیه ستم شاهی بود با مبارزه آشنا شد و حتی در دوران دبستان در مدرسه عکس شاه را از دیوار کنده و شیشه آن را شکسته بود که به همین جهت […]
بهرام خاکباز منفرد فرزند زوج عبداله و زیبنده ندرلو در اول اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ در استان تهران در یک خانواده متوسط و مذهبی به دنیا آمد. پدرش کارگر کارخانه کبریت بود و ۲ پسر و ۲ دختر غیر از شهید دارد. بهرام اولین فرزند خانواده بود. خانواده شهید س از چند سال به زنجان آمده […]
شهید صفتالله آقامرادی ۴ فروردین ماه سال ۱۳۴۴ در روستای سقرچین، بخش بزینهرود، شهرستان خدابنده، استان زنجان در یک خانواده مذهبی و با وضع مالی متوسط چشم به جهان گشود. تعداد فرزندان خانواده دو دختر و چهار پسر است که شهید گرامی چهارمین فرزند خانواده محسوب می شود.پدرش کشاورزی بود و شهید نیز […]
هر باری که از جبهه میآمد. برایش گوسفند قربانی میکردم نمیدانم چند گوسفند قربانی کردیم. یکبار که از جبهه برگشت گفت:مادر، تو را به حضرت ابوالفضل علیهالسلام قسم میدهم. بیا اینقدر برایم این زبان بستهها را قربانی نکن. چطور دلتون میاد اینقدر گوسفند برای من نذر میکنید، من سالم برمیگردم و دوستانم شهید میشوند. اگر […]
قبل از عملیات والفجرهشت از «چوئبده» به روستای دیگری در نزدیکی اروند منتقل شدیم. قرار بود عملیات از آنجا شروع شود. من، «مجید حیدری»، «مصطفی جلدی» و «حمید گیلک» به یک خانه ی روستایی رفتیم. روستا خالی از سکنه بود. داخل اتاق های خانه ها را به صورت سنگر درست کرده بودند، طوری که وقتی […]
بهمن ماه سال ۶۴ نوجوان ۱۸ ساله ای بودم که به عشق لبیک به ندای یاری خواهی امام ،قید درس و مدرسه را زدم و خودم را به هورالهویزه رساندم. جبهه و دوستان بهشتی روی زمینم قرار ماندن در هوای نفس گیر شهر را از من گرفته بود. روزهای آخر دورهمی را با شهدا سپری […]
رزمندگان زنجانی در دفاع مقدس حضوری تأثیرگذار داشتند و با شجاعتشان در عملیاتهای بزرگ و مهمی شرکت کردند. حضور غواصان زنجانی در دو عملیات کربلای ۴ و ۵ نمونهای از دلاوریهای شهدای این استان است. چند سالی است که پایگاه اینترنتی «خطشکنها» با فعالیت مستمر در فضای مجازی به عنوان یک مرجع تخصصی به معرفی […]
این عکس مربوط به حاج محمد سراجی وطن یکی ازفرماندهان شجاع ومخلص می باشد. این عکس روز ۲۱ بهمن۱۳۶۴ حدود ساعت یک ظهر پشت خاکریز مقرفرماندهی تیپ عراقی ها درمنطقه عمومی فاو گرفته شده است. ایشان درحالی که ازناحیه پای راست شان تیرخورده بودن عقب نرفتند ازشب عملیات والفجرهشت تا ساعت یک ظهر فردا کنار […]
شهر فاو تازه فتح شده بود و سربازان دشمن گروه گروه تسلیم می شدند. من و دوستم علی فرشباف، از یک هفته قبل از عملیات با هم حرف نمی زدیم. شاید علتش برایتان عجیب و غریب باشد، سرتیمه ای فوتبال استقلال و پرسپولیس دعوایمان شده بود! من استقلالی بودم و علی، پرسپولیسی. یک هفته قبل […]