حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×

آرشیو » بایگانی‌ها متن ادبی - صفحه 3 از 6 - خط شکن ها

سلام بر امید زندگی و مایه حیات
1403-11-25

سلام بر امید زندگی و مایه حیات

سلام بر جان‌ها، طراوت هستی، شادابی بخش روزگاران سلام بر امام عالَم و آدم، مولای انس و جان، یکتا نگار جهان سلام بر امید زندگی و مایه حیات…! سلام بر مهدی، آنکه نام دلنشینش جان را معطر می‌کند و یاد دل‌انگیزش روح را طراوت می‌بخشد… سلام بر تو ای بقیه اولیای خدا در زمین، ای […]

روز پاسدار گرامی باد
1397-01-31

روز پاسدار گرامی باد

 پاسدار، حسین­ واره زمانه است و شرح دوباره پروانه؛ پروانه بی­ ادعایی که با طواف گرد شمع آزادگی، حریم و حرمت وطن را پاس می ­دارد. شما، هم شاگردی­ های مکتب علی­ اکبر و قاسم اید که در کتاب پارسی وطن، هم­ خانواده با لغات جانبازی و شهادتید. درخت وجودتان هماره سرفراز باد، ای سبزپوشان […]

مادر عاشورا
1396-11-29

مادر عاشورا

مادر! مرا از عاشورا مترسان. مرا به کربلا دلداري مده. عاشورا اینجاست! کربلا اینجاست! اگر کسی جرات کرد در تب و تاب مرگ پیامبر، خانه‌ي دخترش را آتش بزند، فرزندان او جرات می‌کنند، خیمه‌هاي ذراري پیغمبر را آتش بزنند. من بچه نیستم مادر! شمشیرهایی که در کربلا به روي برادرم کشیده می‌شود، ساخته‌ي کارگاه سقیفه […]

در رثای یاس نبوی
1396-11-10

در رثای یاس نبوی

این پاي را بگو از ارتعاش بایستد، این دست را بگو که دست بدارد از این لرزش مدام، این قلب را بگو که نلرزد، این بغض را بگو که نشکند و اشک از ناودان چشم نریزد. این دل بی‌تاب را بگو که فاطمه هست، نمرده است. اي جلوه‌ي خدا! اي یادگار رسول! زیستن، بی‌تو چه […]

مدرسه عشق
1396-11-06

مدرسه عشق

از مدرسه عشق می‌آید، از سرزمين حماسه و عرفان بر دوش سبویي دارد كه پر از اشک‌های فراق است وضويش را در باتلاق های هورالهویزه گرفته و نمازهایش را در لابلای نیزارهای جزیره ی مجنون در زیر آتش خمپاره ها و گلوله ها اقامه کرده است. و از نی‌زارهایش قلم‌هایی براي نوشتن ساخته است او […]

آغازش عشق بود و فرجامش وصال
1396-09-21

آغازش عشق بود و فرجامش وصال

سخن از قصّه‌ایست که آغاز آن عشق و فرجامش وصال است. مادران این قصّه تمام سهم خود از زندگی را در مخمل ارادت به پایندگی اسلام پیچیده‌اند و دریای سرخ چشمانشان را فرش استقبال از تقدیر خدا نموده‌اند.مشی عاشقانه پدران قصّه ما سراسر زیبایی وجمال است. هر صبح که من و تو روزمان را از […]

قفس دنیا برایت تنگ بود
1396-09-16

قفس دنیا برایت تنگ بود

برادرم، میخوانم مرثیه ای از برای انسان بودنت ، انسان زیستنت و انسان گونه رفتنت . شعری می سرایم از برای خلوصت، ایثارت، حجبت، مردانگی ات، ابعاد متمایز خصایصت، شعری خواهم سرود از درون خونینم در فراق تو نور عین. برادر ! ای سرود زندگی، کدامین اوصاف و القاب می توانست روح بلند تو را […]

انسان های مقاومت را از عاشقی نترسانید
1396-07-23

انسان های مقاومت را از عاشقی نترسانید

ما چه مى كرديم؟! ما چه مى كرديم، اگر اينها نبودند؟!… دلباخته هاى حقيقى، سرباخته هايند. انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!  بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟ بچه هاى كربلا دارند مى آيند:  بچه هاى اشك و آتش، بچه هاى غيرت و غربت و بى قرارى، بچه هاى تخريب و انفجار، […]

منزل ششم: ناشئه الیل
1396-06-28

منزل ششم: ناشئه الیل

راوی: اینک زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند . دیگر تا آن نبأ عظیم ، اندک فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو […]

منزل پنجم: کربلا
1396-06-28

منزل پنجم: کربلا

امام ایستاد و خطبه ای کربلایی خواند : « اما بعد… می بینید که کار دنیا به کجا کشیده است ! جهان تغییر یافته ، منکَر روی کرده است و معروف چهره پوشانده و ازآن جز ته مانده ظرفی، خرده نانی و یا چراگاهی کم مایه باقی نمانده است . » «زنهار ! آیا نمی […]

منزل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ
1396-06-28

منزل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ

راوی: قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا… این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد. … و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم […]

منزل سوم : مناظره عقل و عشق
1396-06-28

منزل سوم : مناظره عقل و عشق

راوی: آماده باشید که وقت رفتن است .عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو… واین هر دو، ‌عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود. در روز هشتم ذی الحجه، یوم الترویه، امام حسین آگاه شد که عمرو بن سعید بن عاص با سپاهی […]

منزل دوم: کوفه
1396-06-28

منزل دوم: کوفه

راوی: ای تشنگان کوثر ولایت! بیایید … من سرچشمه را یافته ام . وا اسفا! باطن قبله را رها کرده اید و بر گرد دیوارهایی سنگی می چرخید ؟ بیایید … باطن قبله اینجاست . به خدا ، اگر نبود که خداوند خود اینچنین خواسته ، می دیدی کعبه را که به طواف امام آمده […]

منزل اول: آغاز هجرت عظیم
1396-06-28

منزل اول: آغاز هجرت عظیم

راوی در سنه چهل و نهم هجرت، ‌هنگام شهادت امام حسن مجتبی، ‌دیگر رویای صادقه پیامبر صدق به تمامی تعبیر یافته بود و منبر رسول خدا، یعنی کرسی خلافت انسان کامل، اریکه ای بود که بوزینگان بر آن بالا و پایین می رفتند. روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بنی امیه پایان می گرفت […]

کبوتران خونین‌بال حرم امن
1396-06-10

کبوتران خونین‌بال حرم امن

‌‌می‌خواهم در رثای شما، ای کبوتران خونین‌بال حرم امن، مرثیه‌ای بسرایم؛ اما کلام زمین‌گیر است و کبوتر شکسته‌بال دل من نیز آسمان را تنها در خیال می‌پرورد. کلام اسیر قفس ماهیات است و عقل اسیر دام کلام، و آنجا که شما بال کشیدید پر جبرائیل عقل می‌سوزد. آنجا جز نبی عشق را بار نمی‌دهند و […]

یادگار کربلا
1396-06-06

یادگار کربلا

این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه. این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه‏ اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می‏جوشید و […]

آسمانی ترین مهربانی
1396-05-30

آسمانی ترین مهربانی

می خواستم تو را خورشید بنامم، از روشنایی منتشرت. دیدم که خورشید، سکه صذقه ای است که تو هر صبح از جیب شرقی ات در می آوری، دور سر عالم می چرخانی و در صندوق مغرب می اندازی. و بدین سان استواری جهان را تضمین میکنی. میخواستم نام تو را ابر بگذارم، از شدت کرامتت. […]

خسرو اقیلم طوس
1396-05-13

خسرو اقیلم طوس

بوی خوش کدام بهار است که شامه ی زمین را می نوازد؟ هوای پیراهن کدام یوسف است که دنیا را به سر مستی فراخوانده است؟ این همه پروانه شناور در هوای عشق زاده کدام لبخند است؟ ذی القعده یازدهمین روزش را چرا چراغانی کرده است؟ روشنی از روزنه ها جاری است.خورشیدی از دامان نجمه آن […]

مرثیه مجسم
1396-04-28

مرثیه مجسم

بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری می گردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است. به […]