دسته: ادبیات پایداری

روز پدران آسمانی مبارک

  • ۱۳۹۵-۰۱-۳۱
بابا جان باز سلام ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من به خدا این صدمین نامه بود از چه رو هیچ جوابم ندهی ؟یاد داری که دم رفتن تو دامنت بگرفتم ؟ من به تو می گفتم پدر اینبار نرو پدر اینبار نرو. من همان روز […]

یادگار بیت المقدس رزمنده دلاور حجت الاسلام عزت الله شامی درگذشت

  • ۱۳۹۴-۱۲-۲۷
انا لله و انا الیه راجعون رحلت مجاهد عزیز-رزمنده خستگی ناپذیر- حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج عزت الله شامی را به همه رزمندگان به خصوص جهادگران دلاور تسلیت عرض می نماییم. مرکز حفط آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه زنجان متن زیر توسط سایت عصر زنجان تدوین شده است: الان که فکر می […]

به یاد مدافعان حرم شهیدان مرادخانی و بهرامی

  • ۱۳۹۴-۱۲-۲۵
            همسفر وقت قیام است، بیا تا برویم کاروان راهی شام است، بیا تا برویم نسل آنان که زد آتش خیَم زینب را حال تهدید نموده حرم زینب را بین کفن پوش سپاه عجم زینب را نصب کن در حرم دل علم زینب را عمه جانِ نُه امام است، بیا […]

مرو مادر!

  • ۱۳۹۴-۱۲-۲۱
مادر نمیر،مردن برای تو زود است ویتیمی برای ما زودتر.ما هنوز کوچکیم.ازآب وگل در نیامده ایم.هنوز سرهایمان طاقت گرد یتیمی ندارد. نهال تا وقتی که نهال است احتیاج به گلخانه وباغبان دارد ،تاب سوز وسرما وباد وطوفان را نمی آورد وما از نهال کوچکتریم واز غنچه ظریف تر.اما نه،نمان برای محافظت از ما نمان برای […]

سلام بر حضرت مادر

  • ۱۳۹۴-۱۱-۱۹
مادر! مرا از عاشورا مترسان. مرا به کربلا دلداری مده. عاشورا اینجاست! کربلا اینجاست! اگر کسی جرات کرد در تب و تاب مرگ پیامبر، خانه‌ی دخترش را آتش بزند، فرزندان او جرات می‌کنند، خیمه‌های ذراری پیغمبر را آتش بزنند. من بچه نیستم مادر! شمشیرهایی که در کربلا به روی برادرم کشیده می‌شود، ساخته‌ی کارگاه سقیفه […]

تقدیم به آنانی که دل هایشان در اروند جاماند

  • ۱۳۹۴-۱۱-۱۸
اروند یادت هست که چه سرکش وطغیانگر بودی ؟!یادت هست چگونه تازیانه های غرورت را برسینه خاکی ساحلت میکوبیدی ومیخواستی صلابت وشکست ناپذیری ات را بر رخ زمین وزمان بکشی؟ یادت هست که چه خونی بر دل دوست ودشمن انداخته بودی؟فکرش راهم نمیکردی که روزی صلابتت را بشکنند. می شنوی…!!! صدای نجواهای جوانان عاشق را […]

اشک های پر از بغض

  • ۱۳۹۴-۰۸-۲۹
            لباس خاکی برتن کرده و مهیای اعزام است اما تنها اشک هایش را هدیه قدم های مسافرش که قرار بود همسفرش باشد ، می کند و آیا گریه ای شریف تر از این برای یک مرد می توان سراغ گرفت؟ و چه شرافت دارد اشکهای پر از بغض جا […]

غزل خداحافظی

  • ۱۳۹۴-۰۸-۲۸
            سلام بر تو و عاشورای بزرگی که در چشم ‏های کوچک تو خلاصه شده است . سلام بر تو که در خنکای لبخند حسین علیه‏السلام رها بودی و پا به پای آبله، زخم‏هایش را به جستجو سلام بر کوچکی گام‏هایت؛ به تو و خاطرات در آتش رها مانده‏ ات […]

چشم به راهتان بودیم

  • ۱۳۹۴-۰۸-۱۷
            مرداد ۱۳۶۹، برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورد و یوم اللّه دیگری متولّد شد. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت. شهر به استقبال پرنده های مهاجر آمده بود که در سال های سخت هجران از وطن، بال و پر خود را در زیر شکنجه های کفر شکسته […]
عنوان ۱۷ از ۱۷« اولین...۱۰«۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷