دسته: متن ادبی

منزل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ

  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۸
راوی: قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل […]

منزل سوم : مناظره عقل و عشق

  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۸
راوی: آماده باشید که وقت رفتن است .عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو… واین هر دو، ‌عقل […]

منزل دوم: کوفه

  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۸
راوی: ای تشنگان کوثر ولایت! بیایید … من سرچشمه را یافته ام . وا اسفا! باطن قبله را رها کرده […]

منزل اول: آغاز هجرت عظیم

  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۸
راوی در سنه چهل و نهم هجرت، ‌هنگام شهادت امام حسن مجتبی، ‌دیگر رویای صادقه پیامبر صدق به تمامی تعبیر […]

کبوتران خونین‌بال حرم امن

  • ۱۳۹۶-۰۶-۱۰
‌‌می‌خواهم در رثای شما، ای کبوتران خونین‌بال حرم امن، مرثیه‌ای بسرایم؛ اما کلام زمین‌گیر است و کبوتر شکسته‌بال دل من […]

یادگار کربلا

  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۶
این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز […]

آسمانی ترین مهربانی

  • ۱۳۹۶-۰۵-۳۰
می خواستم تو را خورشید بنامم، از روشنایی منتشرت. دیدم که خورشید، سکه صذقه ای است که تو هر صبح […]

خسرو اقیلم طوس

  • ۱۳۹۶-۰۵-۱۳
بوی خوش کدام بهار است که شامه ی زمین را می نوازد؟ هوای پیراهن کدام یوسف است که دنیا را […]

مرثیه مجسم

  • ۱۳۹۶-۰۴-۲۸
بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس […]

اگر شهادت نبود…

  • ۱۳۹۶-۰۴-۲۸
این پست و دل گویه را به بهانه رجعت پیکر پاک شهید حمید مرادلو از شهدای زنجان تقدیم شما و […]

از نیایش های پرتامل شهید چمران

  • ۱۳۹۶-۰۳-۳۱
“بسم الله الرحمن الرحیم” من اعتقاد دارم که خدای بزگ، انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه […]

روزه باید با روضه باشد…

  • ۱۳۹۶-۰۳-۱۴
آدینه روزی با روزه صدایت کردم نیامدی!ندبه کردم نیامدی!     با روزه روضه کردم باز نیامدی! روضه عمویت عباس بود، او […]

دین وامدار شهادت است

  • ۱۳۹۶-۰۲-۰۳
دین وامدار شهادت است به منصور و هادی و هارون بگویید همه زور خویش را بزنند امام کاظم را مگر […]

زینب یعنی رسول خون برادر

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۳
تالیف بدون انتشار کامل نیست حسین  تالیف کربلاست و زینب انتشار آن! خواهر ردای کربلا بر دوش و عصای عاشورا […]

سلام بود و سلام…

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۳
روزی که آسمان وزمین در مقابل تو سر خم می کنند. دلم لرزید. بزرگ شدم ودیدم، قصه از کمی قبل […]

بابای شهیدم روزت مبارک

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۱
ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من به خدا این صدمین […]

از ژاکلین ذکریای ثانی تا زهرا علمدار

  • ۱۳۹۶-۰۱-۰۲
من «ژاکلین ذکریای ثانی»، ۱۸ سال سن دارم. دوست دارم اسمم «زهرا» باشد البته من لیاقت این نام را ندارم، […]

همیشه بهارها خوش آمدید

  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۷
کربلایی ها سلام! چه خوب شد که آمدید بعد از آن همه انتظار و چشم به راهی های مادرانتان.هرچند دیر […]
عنوان ۳ از ۵«۱۲۳۴۵ »