متن وصیتنامه شهید نعمتالله نوروزی؛ مادر نباید در عروسی پسرش ناراحت باشد
به نام خدا
با سلام بر مهدی، یگانه منجی عالم بشریت؛ سلام بر او که تنها میآید و در خانه خدا به نماز میایستد و یاران را به حضور میطلبد.
با درود به شهدای صدر اسلام؛ از کربلا گرفته تا صحرای سوزان و خونین غرب، وصیتنامه خود را آغاز میکنم.
البته یک فرد بسیجی که چیزی ندارد تا وصیت کند؛ تنها چیزی که از خود بر جای میگذارد، خون سرخش است که باید ادامهدهنده راه او باشیم.
سپاس و شکر پروردگار را که در این زمان مرا آفرید؛ زمانی که دوران شکوفایی اسلام به دست رهبر کبیر انقلاب جلوهگر شد و عشق، شور و شهادت را در جوانان این مرز و بوم زنده کرد.
سفارش شهید به پدر و مادر
تنها خواهشی که از پدر و مادر عزیزم دارم این است که بعد از شنیدن خبر شهادتم، هیچگونه ناراحتی به خود راه ندهند و خوشحال شوند.
جلوی منزل را چراغانی کنند؛ مبادا با ناراحتی خودشان، فراهمسازنده طعمهای برای کرکسها باشند.
خداوند با همین مصیبتها بنده خویش را مورد آزمایش قرار میدهد. امیدوارم که از این آزمایش الهی با آغوش باز استقبال کنید.
مادر نباید در عروسی پسرش ناراحت باشد. حجله مردان خدا سنگر است.
وصیت درباره ماشین پیکان
در ضمن، اینجانب یک دستگاه ماشین پیکان کارلوکس مدل ۶۴ داشتم که در تاریخ ۱۸/۲ یا ۱۹/۲/۶۴ بنا به قرعه به اسمم درآمده بود.
این ماشین را به دایی عزیز، آقای عباس ….، دادهام که هنوز به نام ایشان نکردهام و دیناری از پول آن باقی نمانده است. بنابراین، ماشین باید سندش به نام ایشان نوشته شود.
مادرم را در جریان بگذارید.
قضای روزهها
چهار ماه در جبهه بودم و نتوانستم روزه بگیرم. قیّم اینجانب نیز مادرم میباشد.
شعر پایانی وصیتنامه
هر آنکس که عاشق است، از جان نترسد
یقین از کنده زندان نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
که گرگ از هیهی چوپان نترسد
نعمتالله نوروزی
۱۰/۶/۶۵












































































ثبت دیدگاه