
تاسیس تیم فوتبال پاس
او یکی از زحمتکش ترین ، مخلص ترین و دل سوز ترین مربی جامعه ورزش زنجان در رشته فوتبال بود . می توان اعتراف کرد که انسانی وارسته از تمامی جهات زندگی بود . او ورزش را در جهت اهداف انضباط نفسانی ، شکوفایی و نشاط روح ، مایه همکاری و خدمت به دیگران ، احترام به هستی انسان ها و انسانیت انسان ها ، گذشت و ایثار می دانست. او کسی بود که قهرمان پروری را نمی پسندید و همیشه قهرمان واقعی را جنبه خصوصیات والای انسانی ، همدلی و دوستی جستجو می کرد. ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت مربی و سرپرست ، تیم فوتبال پاس را در خیابان سرچشمه سابق( طالقانی کنونی) تاسیس نمود. با توجه به مشکلات زمان و آگاهی کاملی که از جو موجود داشت جوانان را در آن باشگاه گرد هم آورده از هدر رفتن نیروی جوانی آنان در ان برهه زمان جلوگیری می کرد با درآمد باشگاه افراد مستضعف را کمک های مالی می نمود. به همین دلیل عوامل رژیم پهلوی او را شناسایی کرده باشگاه پاس را تعطیل نمودند.
البته باید اذعان داشت که تیم پاس او را در سطح استان جزء بهترین تیم ها محسوب می شد و در مسابقات مقام های خوبی را به خود اختصاص می داد. ایشان در سال 1360 مسئول هیئت فوتبال استان زنجان بوده که در این زمینه نیز خدمات شایسته ای به جوانان ورزش دوست زنجانی داشته است.
فعالیت های سیاسی شهید
معلم شهید که به خوبی پی به اعمال منحوس پهلوی برده بود بهترین شکل مبارزه خود را از منظر ورزش می دانست . با تاسیس باشگاه ورزشی جوانان را به گرد خود جمع کرد و در خلال آموزش ها و تمرینات ورزشی اهداف اسلامی خود را پیاده می نمود. همین که جوانان و نوجوانان را از ورطه گناه و کارهای لوده دور می نمود بهترین خدمت را به جامه می نمود . تا اینکه عوامل نفوذی رژیم پی به اهداف شهید موحد برده در صدد تعطیلی فعالیت های ایشان برآمدند. شهید والا مقام در پیروزی انقلاب نقش فعالی داشت و اعلامیه های حضرت امام را همه جا حتی به دورترین ناط می رساند و چون مردم دیگر در تمامی راهپیمایی ها شرکت می نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از طرف امام جمعه زنجان ه حفاظت از مکان ها و ادارات حساس شهر زنجان همت گماشت. او همچنین تا 11/9 /60 در ارگان های انقلاب مامور به خدمت بوده است.
استخدام در آموزش و پرورش:
در سال 1359 به عنوان معلم پیمانی به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد. خدمت صادقانه خود را در لباس مقدس معلمی که سال ها آرزوی آن را داشت از روستای سعید کندی، اوچ تپه، شهید مشتاقیان ، شهید اصغر حیدری و دبستان نقی بنایی زنجان شروع نمود. وی همچنین به زبان انگلیسی تسلط داشته است.
حضور در جبهه های جنگ:
علم شهید پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی در تهران راهی جبهه های حق علیه باطل گردید. او چند بار به جبهه ها عزیمت نمود. سخنرانی های ایشان که از جبهه به صورت نوار کاست به یادگار مانده است نشان از ایمان ، شجاعت و صداقتش می باشد.شهید موحد مسئولیت گروه های آر پی جی 7 از گردان ذوالفقار تیپ محمد رسول الله را بر عهده داشت و مدت ها در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران عاشقانه فعالیت می نمودو او سال اول رشته پرورشی در مرکز تربیت معلم شهید منتظری پسران تهران بود که در تابستان 1361 به جبهه اعزام شد و خود را مهیای وصال به جانان نمود.
وصیت نامه
به ياری خدای سبحان صبح نزديک است و جانبازی عاشقان انشاء الله و نينوای ايران پس نامه ايست که در سمت نداشتن وننوشتن وصيتنامه شايد به جای وصيتنامه من باشد من که معتقد به ( انا لله و انا اليه راجعون ) هستم و نبوت حضرت محمد (ص) خاتم پيامبران را شهادت می دهم و امامت علی (ع) و اولادش را با جان دل به و منتظر ظهور مهدی موعود و انقلاب اسلامی به رهبری امام خمينی که بعثت جديدی برای مستضعفان جهان می دانم و ايشان را به ولايت و امامت جامعه اسلام با تمتم وجود پذيرفته ام .در جهانی که در پيش دارم وداريم کاملاً فکر کرده ام و آگاهانه به اين معتقدم( وان الله انفسهم بان لهم الجنه يقاتلون فی سبيل الله فيقتلون و ذلک هو الغفور العظيم ) همانا خداوند جان ومال و را به بهای بهشت از ايشان خريداری نموده که در راه خدا جهاد می کنند پس می کشند و خود کشته می شوند واين خود پيروزی عظيمی است «من المومنين رجال صد تو اما جاهد الله عليه من قضی نجبه و بينهم من ينتظر وما بدلو»از مومنان شايسته مردانی هستند که صادقند وپيمانی که با خدای خويش بستندو عده ای ديگر برعهد خويش راسخند و در آنها هيچ تغييری ( تغيير در عهدشان ) پديد نخواهد آمد وبرعهد خود وفا خواهند کرد .
پس رجايي ، باهنر ، بهشتی و چمران برعهد خود وفا کردند وما نيز برعهد خود وفا خواهيم کرد و خون خود را برای آبياری درخت توحيد ورسوای شرک وکفر ونفاق هديه خواهيم نمود واما بايد بگويم که پيروزی را سلاح بدست نمی آورد بلکه نثار خون و حقانيت خونهای قربانی بدست می آورد چنانکه خون حسين (ع) هنوز هم می جوشد و امروز يارانش به رهبری فرزندش خمينی بت شکن که بتها را يکی بعد از ديگری می شکند و به ياری الله و دين الله و رسول الله و ثار الله می شتابد به ياری الله خواهم کشيد و دين خدا را چنان ياری خواهيم کرد که خدا برفرشتگان فزايد که جانبازی فرزندان آدم را ببينيد و بدانيد که اينها (فتبارک الله احسن الخالقين) هستند وبه ثار الله پيوستن با نزديک است و بايد بگويم برای جوانهای که در نسل و زمان من هستند، که ما نسلی هستيم که نبايد لحظه ای به خود فکر کنيم ودر فکر خود باشيم ما بايد شبانه روز در ياد خدا و خدمت به مردم مستضعف باشيم واين نسل بايد فدای راه خدا شوند تا نسل آينده بتواند خون شهيدان وادامه دهنده راه آنان باشند مسئوليتی که امروز ما داريم بيش از آنی است که فکر می کنيم چرا که نسل امروز بايد خودش را فدا کند تا نسل ديگر نسل آينده در فرهنگ و تمدن اسلامی يا اصيل برگردد و نسل گذشته که اکثر خوی ورزش و فرهنگ سابق در مغزشان جای داده شده و صدمه ای به اسلام نزنند من نسل جوان امروز الگوی نسل فردا و بازدارنده از منکرات نسل ديروز است و اين به رحمت الهی و تلاش زياد انسان را در اين راه پيروز می گرداند و اما در اولين مرحله شناخت زمان هست که به فرموده امام اولمان که می فرمايد خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده ودر کجا قرار دارد و به کجا می رود اگر کسی چنين شناختی به خود و جامعه و فرهنگ خود و دين خود داشت آنوقت بايد دشمن را شناخ دشمن که هميشه در کمين است اگر انسان شناخت که خود در جبهه حق است پس دشمن او باطل است حالا بايد شناخت که باطل در چه چهره ای و چه قيافه ای ظاهر می گردد و که در چهره نفاق شرک و کفر به اتحاد باطل به مبارزه حق می آيد پس بايد سلاحی مجهزتر باطل پيدا کرد و آن سلاح جز حق و مثل حق و بالاخره خداگونه شد ، خير ديگری در آخرت است که انسان می تواند در مقایل باطلهای نفس خود و ديگران بايستد ومردانه بجنگد و پيروز شود و الا پيروزی ممکن نيست چرا که هيچوقت باطل نمی توند با باطل بجنگد اصلاً باطل با باطل جنگی ندارند بلکه کمک يکديگرند از شناختهايي که به جزئيات تقسيم می شود يکی هم شناخت دقيق تاريخ اسلام وتجزيه و تحليل مسائل سياسی اسلام است اگر خدا مرا به قبول کرد و به فيض شهادت نائل شدم اين دفعه اميد زيادی دارم ، به مادرم توصيه می کنم که از خويشتن در مرگ خود من مقام والا برسم خوشحال باشيد که از اينکه پيش خدا می شويد و اينکه با هستم پيش و کسی که در امانت خيانت نکند و سالم به صاحبش بدهد بايد خوشحال باشد.
و خوشحال باشد که امام حسين (ع) را با دادن يک فرزند کمک و ياری کرده است و به فرمان امام حسين (ع) لبيک گفته است در مورد تربيت برادران و خواهرانم بيش از حد سعی کنيد که فرهنگ اسلامی و قرآن و دعا وتاريخ اسلام را بياموزند و آنکس که الله را شناخت و محو ابديت شد از سرچشمه عارفين به الله آب خورد ديگر ديوانه می شود و دست از جان می شويد
آنکس که تورا شناخت جان را چه کند فرزند و عيال و خانمان را چه کند
ديوانه کنی خـــــود و جهانــش بخشی ديوانه تو هر دو جهان را چه کند
والسلام عليکم
عليمردان موحد










































































ثبت دیدگاه