دفاع مقدس را فراموش نکنیم

  • ۱۳۹۹-۰۶-۲۹
  • دیدگاه غیر فعال شده است

رهبر انقلاب در جمع جوانان نخبه علمی کشور هم از یاد دفاع مقدس و مناسبت ویژه آن یعنی هفته دفاع مقدس غفلت نمی کنند، در جلسه ای با حضور این جوانان در حالی که خود آنها اهمیت مناسبت هفته دفاع مقدس را گوشزد کرده اند، آیت الله خامنه ای این طور صحبت کردند: «… از این‌که برخی از دوستان به هفته‌ی دفاع مقدس – که در آن قرار داریم – اشاره کردند، خوشحال شدم. فرزندان عزیز من! مواظب باشید از مسأله‌ی دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوان ها مثل شماها بودند؛ اکثر این جوان هایی که در جنگ نقش های مؤثر ایفا کردند، از قبیل همین دانشجوها بودند و خیلی های شان هم جزو نخبه‌ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست‌ودو، سه ساله فرمانده‌ی یک لشکر شد؛ آن‌چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن‌چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند – یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق – متعجب کرد، بلکه ماهواره‌های دشمنان را هم متعجب کرد.

هفته دفاع مقدس

ما والفجر هشت را که حرکت نشدنی و باور نکردنی است، داشتیم؛ درحالی که ماهواره‌های امریکایی برای عراق – لابد این موضوع را شنیدید و مطلعید – کار می کردند؛ اطلاعات به آن کشور میدادند؛ یعنی دائماً قرارگاه های جنگی رژیم بعثی با دستگاه های خبری امریکایی و با ماهواره‌های شان مرتبط بودند و آن ماهواره‌ها نقل و انتقال و تجمع نیروهای ما را ثبت میکردند و بلافاصله به آنها اطلاع می دادند که ایرانی ها کجا تجمع کرده‌اند و کجا ابزار کار گذاشته‌اند.

حتماً می دانید که اطلاعات در جنگ، نقش بسیار مهم و فوق‌العاده‌یی دارد؛ اما زیر دید این ماهواره‌ها، ده‌ها هزار نیرو رفتند تا پای اروندرود و دشمن نفهمید! با شیوه‌های عجیب و غریبی که میدانم شماها چیزی از آنها نمی دانید – البته آن‌وقت برای ماها روشن بود، بعد هم برای مردم آشکار شد؛ منتها متأسفانه معارف جنگ دست‌به‌دست نمی شود؛ یکی از مشکلات کار ما این است؛ لذا شماها خبر ندارید – اینها با کامیون، با وانت، به شکل‌های گوناگون، مثل این‌که گویا هندوانه بار کرده‌اند، توانستند ده ها هزار نیروی انسانی را با پوشش های عجیب و غریب و در شب های تاریکی که ماه هم در آن شب ها نبود، به کناره‌ی اروندرود منتقل کنند و از اروندرود که عرض آن در بعضی از قسمت ها به دو، سه کیلومتر می رسد، این نیروهای عظیم را عبور بدهند به آن طرف؛ از زیر آب و با آن وضع عجیبی که اروند دارد که شماها شاید آن را هم ندانید.

اروند دو جریان دارد: یک جریان از طرف شمال به جنوب است که آن، جریان اصلی اروند است و رودخانه‌ی دجله و فرات هم در همین جریان به اروند متصل میشوند و با هم به طرف خلیج‌فارس میروند؛ جریان دیگر، عکسِ این جریان است و آن، در مواقع مدّ دریاست. در این مواقع، آب دریا به قطر حدود دو، سه یا چهار متر از طرف دریا، یعنی از طرف جنوب، می‌آید به طرف شمال؛ یعنی دریا سرریز میشود در رودخانه. با این حساب، یعنی اروند دو جریان صدوهشتاد درجه‌یی کاملاً مخالف همدیگر دارد. به‌هرحال، با یک چنین وضع پیچیده‌یی – آن زمان ما در جریان جزئیات کار قرار میگرفتیم و آن دلهره‌ها و کذا و کذا – رزمندگان اسلام توانستند به آن‌جا بروند و منطقه‌یی را فتح کنند و کار شگفت‌آوری را انجام دهند. این کار، کار همین دانشجوها و همین جوانان و همین نخبه‌هایی بود که در بسیج و در سپاه بودند. آنها یک مشت جوان مؤمن بودند که در برهه‌ی بسیار حساسی آن کار را انجام دادند که اگر آن کار را نمیکردند،

قبلی «
بعدی »