معرفی کتاب «بهتر از مجنون»؛ روایت یک عشق ماندگار
سرباز وطن | خاطرهای از شهید سرلشکر خلبان منصور وطنپور
کتاب عطر سیب، روایتی جامع از زندگی شهید محمدعلی عباسی
ازدواج ساده اما الهی | روایت عاشقانهای از ازدواج شهید اکبر منصوری
شهادت امام جواد و آگاهی شهیدانه | روایت مادر شهید خیراله رمضانی
آزادی خرمشهر | روایت دستاول از عملیات بیتالمقدس به قلم شهید ابراهیم اصغری
شهید قندعلی گنجخانلو | مردی که جبهه را بر همه چیز مقدم دانست
چیزی که در راه خدا بدی، برکتش ده برابر برمیگرده
مادرجان من شهید نشدم
این عید خوش بگذرد
جا مانده های بدر
چو اسیر توست اکنون؛ به اسیر کن مدارا
خیبر ، نقطه صفر مرزی
نبرد در مجنون
این راه امام حسین است
شهید قندعلی گنجخانلو؛ مردی از زنجان تا شلمچه شهید قندعلی گنجخانلو یکی از رزمندگان مؤمن و ایثارگر استان زنجان بود که در ۸ خرداد ۱۳۳۴ به دنیا آمد و سرانجام در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی شلمچه به فیض شهادت نائل شد. او که از نخستین روزهای دفاع مقدس دل در گرو اسلام، […]
نامه شهید اکبر اوجاقلو به مادرش پس از تقدیم عرض سلام که دارم به شما مادرم، برادرم ، خواهرم. امیدوارم که حالتان خوب و سلامت بوده باشد. اگر از احوالات اینجانب خواسته بوده باشید الحمدالله سلامت می باشم. مادرم امیدوارم که ناراحت نباشید که الحمدالله ما سلامت می باشیم. مادرم ما که آمدیم هیچ به […]
ناشر شهید کاظمی نویسنده حمید حسام سال نشر : 1402 معرفی کتاب جنگ را صورتی بود و سیرتی. صورت آن خون بود و آتش و باروت و باطن آن عشق و حماسه و عرفان. از این منظر اخیر بود که اکسیر خون و باروت و آتش، انسان کامل می آفرید. امروز بسیاری از سبکباران ساحل […]
شهید ناصرالدین باغانی در سال ۱۳۴۶ در خانواده ای مذهبی و روحانی در قم به دنیا آمد . و در عملیات کربلای ۵ در حالی که نوزده سال بیشتر نداشت در 21 اسفند ماه 1365 به شهادت رسید. دستنوشته ها و وصیتنامه او بسیار عجیب است. بسم رب الشهدا والصدیقین اینجانب ناصرالدین باغانی بنده ی […]
نامه به مادر بزرگش تعریف می کرد: مرد خوش سیمایی برایم نامه آورد، آن را باز کردم بخوانم، دیدم با خط خون نوشته شده، سریع تا کردم و پس دادم، شاید ترسیده بودم، نمی دانم، گقتم: ” این نامه به درد من نمی خورد، چون سواد خواندن ندارم.” گفتند: ” می توانی ، باز کن […]
از میان گرد و خاک و دود انفجارها، سراجیوطن را دیدم. دیدن او در آن وضعیت دلگرمم میکرد. محجوب بود و بیادعا. صداقتش را دوست داشتم. دانههای درشت عرق روی پیشانیاش نشسته بود. بارها طول کانال را به عقب و جلو دویده بود و نفسنفس میزد. بهحساب من، نزدیک بیستبار طول کانال را دویده بود […]
اوایل بهار بود. محمد از مدرسه به خانه برگشت. غذا آماده بود. هر روز که از مدرسه به خانه می آمد، عجله ای برای خوردن ناهار نداشت ولی آن روز که از مدرسه برگشت روکرد و به من گفت که مادر غذا آماده است؟ من خیلی گرسنه هستم. به آشپزخانه رفتم غذا را آماده کنم، […]
شهید رضا مهدی رضایی فرزند هدایت و نصیبه غفاری در دومین روز از آذرماه 1344 در شهر زنجان دیده به جهان گشود. رضا 2 خواهر و 2 برادر داشت. او سال های خاطره انگیز کودکی را در کنار خانواده سپری کرد. با فرا رسیدن زمان ورود به مدرسه تحصیلات خود را آغاز کرد و مقطع […]
نارنجک را از فانوسقهام جدا کردم و ضامن را کشیدم که ناگهان دیدم حلقهاش کنده شده و چند ثانیه بعد در دستم منفجر خواهد شد. از ترس اینکه مبادا دستم قطع شود و بقیه هم زخمی شوند، با سرعت نارنجک را داخل معبر دومتری پرتاپ کردم. نارنجک قبل از رسیدن به زمین، با صدای مهیبی […]
نامه شهید محمد بیات به خانواده اش به مناسبت عید نوروز. او دوم شهریور ۱۳۴۸، در روستای قره آقاج از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش توکل، روحانی بود و مادرش لیلان نام داشت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیستم فروردین ۱۳۶۶، با سمت آرپی جی زن در شلمچه به شهادت رسید. […]
مصطفی دودانگه، سرپرست معاونت فرهنگی هنری سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان، در جمع اصحاب رسانه، با بیان اینکه سازمان بسیج مستضعفان در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، تعدادی از شهدا را بهعنوان شهید شاخص معرفی میکند، اظهار کرد: امسال پس از هم اندیشیها و بررسیهای گسترده در شورای جهاد فرهنگی استان و […]
مصاحبه گر: بسم الله الرحمن الرحيم. خودتان را معرفي كنيد و بفرمائيد ديد و نظرتان نسبت به ……… چطور است؟ شهيد: بسم الله الرحمن الرحيم. من غلامحسن شفائي ، اهل زنجان اعزامي از تبريز. ديد خاصي كه مثلا رويش حساب شود نيست ولي يك مطلبي كه عمومي است و شايد ريشهي تمام مسائل همان است. […]
ابراهیم هوای نفس را در خود کشته بود. شیطان را از خود طرد کرده بود. او عاشق شهادت بود. او عاشق لقا بود. او مشتاق زیارت امام حسین بود. او سرباز
جانباز رهبرش بود. او لبیک گوی رهبرش بود. او غم دردمندان و بیچارگان بر دل داشت؛ غمی که او را سال ها رنج داده بود؛ غمی که قلبش را خونین ساخته بود. او سعادت را در شهادت دید و شهادت را شیرین ترین شهدها یافت. زمزمه های علی بر لبش جاری بود؛ زمزمه هایی که جانسوزتر از نوای نی بود.
عملیات کربلای چهار می بایست در ساعت ۲۲:۳۰ مورخ 1365/10/3 آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای خودی شلیک می […]
پیکر مطهر شهدا بعد از شهادت روی آب می سوخت و شعله می کشید و همچون شمع شب های دوعیجی را روشن می کرد۱۹ دی ماه سالروز عملیات کربلای ۵ در سال ۱۳۶۵ یکی از نقاط برجسته دوران دفاع مقدس است. عملیات کربلای پنج به فاصله کمی پس از کربلای ۴ در حالی اجرا شد […]
حسن آندی سال 1333 در خانوادهای مذهبی و متدین در شهرستان قم دیده به جهان گشود. یک سال داشت که خانوادهاش از شهر مقدس قم به شهر خمین مهاجرت کردند. دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان خمین گذرانده و به منظور ادامه تحصیل در تربیت معلم راهیتهران (شهر ری) شد هنوز انقلاب وارد مراحل جدی نشده […]
خاطرات سردار محمدتقی اوصانلو از عملیات فتح خرمشهر(4) ما در یک ساعت اول شروع درگیری حدود بیست ،سی تانک دشمن را از رده خارج کردیم.وضعیت که پیچیده شد حس کردم از فشار تانک ها کاسته می شود.تانک ها عقب نشینی می کردند چیزی نگذشت که از کمند تانک ها رها شدیم ولی از همه سو […]
چرا بعد از فتح خرمشهر که به ایران پیشنهاد اتمام جنگ شد، جنگ همان طور ادامه یافت و چرا شعار رزمندگان ما این بود که جنگ جنگ تا کربلا و آیا این تجاوز به کشوری دیگر محسوب نمی شود؟ جنگ تحمیلی زمانی شروع شد که ایران اسلامی به دلیل وقوع انقلاب ، حوادث و مشکلات […]
Warning: Undefined variable $args in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/myfunctions.php on line 35
Warning: Trying to access array offset on value of type null in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/myfunctions.php on line 35