کتاب جای پای عیسی | روایت عاشقانه همسر شهید عیسی محمدلو
معرفی کتاب «بهتر از مجنون»؛ روایت یک عشق ماندگار
سرباز وطن | خاطرهای از شهید سرلشکر خلبان منصور وطنپور
کتاب عطر سیب، روایتی جامع از زندگی شهید محمدعلی عباسی
ازدواج ساده اما الهی | روایت عاشقانهای از ازدواج شهید اکبر منصوری
شهادت امام جواد و آگاهی شهیدانه | روایت مادر شهید خیراله رمضانی
آزادی خرمشهر | روایت دستاول از عملیات بیتالمقدس به قلم شهید ابراهیم اصغری
شهید قندعلی گنجخانلو | مردی که جبهه را بر همه چیز مقدم دانست
چیزی که در راه خدا بدی، برکتش ده برابر برمیگرده
مادرجان من شهید نشدم
این عید خوش بگذرد
جا مانده های بدر
چو اسیر توست اکنون؛ به اسیر کن مدارا
خیبر ، نقطه صفر مرزی
نبرد در مجنون
اولسون سلام صحنه ده محکم دورانلارا اولسون سلام جبهه ده خیمه قورانلارا اولسون سلام دجلیه قانی آخانلارا قانی گوزیله کرب وبلایه باخانلارا اولسون سلام ذوقیله مدهوش اولانلارا میدان امتحاندا کفن پوش اولانلارا اولسون سلام نور ولانی گورنلره حمله گونی امام زمانی گورنلره اولسون سلام لشکر الله اکبره یاران فاتح عملیات خیبره اولسون سلام شهد شهادته […]
اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداكار اتل متل بچهها كه اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ كسی رو ندارن مامان بابا رو میخواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی كه از درد سر دست میذاره رو گیجگاش اون […]
ای پیش پرواز کبوتر های زخمی بابای مفقودالاثر، بابای زخمی دور از تو سهم دختر از این بار هم پر پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟ تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی یک قاب چوبی روی دست میخ بودی توی […]
خبر آمد خبری در راه است اربعین دگری در راه است بعد از این مدعی عشق کجاست عاشق معتبری در راه است عشق هم مرتبه دارد به خدا عاشق خون جگری در راه است او سرش رفته که قولش نرود مردم شهر! سری در راه است “سر” خودش گریه کن ارباب است باز چشمان تری […]
السلام علیک ای مسافر راه حسین السلام علیک ای فدایی پیر خمین آسمان شده خاک مزارت کربلا شده باغ و بهارت نشسته نام تو، به لوح آسمان نشان راه عشق، شهید بی نشان همه هستی تو نذر ساقی علقمه شد بی نشانی تو بی نشانی فاطمه شد تو عصاره ی عشق خدایی گل گمشده ی […]
زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم بایداین بار به غوغای قیامت برسم من به “قد قامت” یاران نرسیدم، ای کاش لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟ طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من نذر […]
چن ساله با داغ دلت می سوزی چن ساله چشمات و به در می دوزی با چه امیدی پشت در می شینی می خوای بازم جوون تو ببینی آرزوهای اسمو نیتم رفت فقط جوونت نه جوونیتم رفت پونزده ساله از رفتنش گذشته ولی مسافر تو برنگشته دوریش تو رو خیلی کلافه کرده خدا بخواد دوباره […]
«غزل زهرا شعبانی برای پدران صبور شهدا» همیشه خواستم از روزگار، سر باشی میان جمع چنان شمع شعله ور باشی تمام عمر به دوشم نشاندمت با عشق همیشه خواستم از من بزرگتر باشی به راه زندگی ات گرچه آشنا کردم روا نبود که اینگونه رهگذر باشی شکسته پشت من از دوری ات، خدا نکند […]
نصفِ تاریخ عاشقی «آب» است، قصههایی عمیق و پراحساس قصههایی پر از فداكاری، قصههایی عجیب، اما خاص:قصۀ آبِ چشمۀ زمزم، زیرِ پاكوبههای اسماعیل قصۀ نیل و حضرت موسی، قصۀ آن گذشتنِ نصفِ تاریخ عاشقی «آب» است، قصههایی عمیق و پراحساس قصههایی پر از فداكاری، قصههایی عجیب، اما خاص:قصۀ آبِ چشمۀ زمزم، زیرِ پاكوبههای اسماعیل قصۀ […]
پس پدر کي ز جبهه مي آيد باز کودک ز مادرش پرسيد گفت مادر به کودکش که بهار غنچه ها و شکوفه ها که رسيد باز کودک ز مادرش پرسيد کي بهار و شکوفه مي آيند گفت مادر که هر زمان در باغ غنچه ها لب به خنده بگشايند روز ديگر سراغ باغچه رفت کودک […]
از كدام قبيله آمده بودي؟ حرف سرزمين نيست. حرف دل است . حرف آب وخاك نيست . حرف عشق است . حرف اخلاص و ايمان است . ايمان به خدا كه باشد ، مي شود سنگر به سنگر با دشمن جنگيد و او را عقب راند . […]
هنوز تنم گرم بود زنده بودم ونفس- نفس هوا درون سينه ام درست كنار گلوله اي كه رد نشد از استخوانم و نشست سرخ كنار حرف هاي آخر پدر: دلت گرفت حسين را بهانه كن! قرار ميگرفت سرعلي روي شانه ام كه از شقيقه اش عشق مي […]
بهار امسال باغچه ی خانه ی ما یک گل کم دارد… هرگاه یادت میکنم چشم های خندانت در عکس حال وهوای ابری ام را بارانی و قرص ماه صورتت دلم را قرص میکند سیب لبخندت در عکس برای تمام هفت سین سفره ی امسال ما کافیست اما چه […]
غواص ها غرق نمي شوند رفته اند که غرقه شوند دست بسته هم زنده به گورشان کنند اسير نمي شوند دست و پا نمي زنند نمي ميرند گور را زنده مي کنند گور دريا مي شود و آنقدر در درياي خاک پرواز مي کنند که سال ها بعد سبکبارتر از زمان رفتنشان با غنيمت صلح […]
Warning: Undefined variable $args in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/myfunctions.php on line 35
Warning: Trying to access array offset on value of type null in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/myfunctions.php on line 35