شهید محمود گلزاری چرندابی

 

سومین فرزند خانواده گلزاردر بیست ویکم شهریور ماه ۱۳۴۰ ه ش در یک خانواده کاملا مذهبی و علاقمند به خاندان عصمت و طهارت در شهر تبریز چشم به جهان گشود . از همان اوان کودکی به همراه پدر د رمراسم و هیأت حسینی شرکت می کرده و از

همان زمانها نفرت از رژیم پهلوی و عشق و علاقه به امام خمینی در وجود وی شکل گرفته بود.تحصیلات ابتدائی را در مدرسه هاتف و دوران راهنمائی را در مدرسه راهنمائی شهید شکیب فعلی تبریز طی نمود.
دوران تحصیلات متوسطه را تا سال دوم درهنرستان فنی شهید چمران فعلی تبریزو در سال تحصیلی ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۷ سپری کرد .
بعد از آن درس را کنار گذاشت و تمام وقت خود را صرف شرکت در مبارزات انقلاب اسلامی در تهران که کانون و مرکزیت مبارزات را داشت,نمود. د رسال نحصیلی ۵۹ ـ ۵۸ سال سوم تحصیلات خویش را به پایان رساند .با پیروزی انقلاب اسلامی باز هم نتوانست درسش ادامه دهد .یکروز در غرب کشور بود ومشغول مبارزه با ضد انقلاب وروز دیگر در جبهه جنوب بود ودر مقابل دشمنان خارجی که قصد نابودی ایران را داشتند ,مقابله می کرد.سرانجام درسال ۱۳۶۲ فرصتی به دست آورد وموفق شد دیپلمش را بگیرد.
در آزمون سراسری سال ۱۳۶۳ در رشته علوم تجربی شرکت کرد .در مرحله اول قبول شد ولی درمرحله دوم با فاصله کمی نتوانست از شرکت کنندگان دیگر از ورود به دانشگاه باز ماند.او با الفبای مبارزه در دوران کودکی از طریق موضع گیریهای مذهبی و ضد رژیمی پدر آشنا گردید و در اوج مبارزات انقلابی مردم مسلمان ایران بر علیه رژیم پهلوی در به طور فعال شرکت داشت.
روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ که بازماندگان حکومت شاه خائن آخرین تلاشهای خود را در حفظ سلطنت ننگین پهلوی انجام می دادند,با تلاشی چند برابر به مبارزه پرداخت و تسخیرمراکز نظامی و انتظامی و حساس شرکت فعال داشت .بعد از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی در ایران ,به تبریز بازگشت و با عضویت د ر کمیته انقلاب اسلامی(سابق) ,قبول مسئولیت و شرکت در عملیات پاک سازی ادارات استان از وجود کثیف بازماندگان حکومت پهلوی,به حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب مشغول شد .باآغاز جنگ تمام مسئولیتهای خود را کنا ر گذاشت و عازم جبهه های حق علیه باطل شد و تا زمان شهادت به طور مستمر در جبهه بود .
اولین بار در ۱۵مهر۱۳۵۹ یعنی ۱۶روز پس از آغاز تهاجم همه جانبه ارتش صدام به به جبهه های کرمانشاه وایلام رفت .او در آنجا با همکاری تعدادی از نیرو هایی که از مناطق دیگر کشور آمده بودند خط پدافندی تشکیل داد تا در مقابل متجاوزین به دفاع بپردازند تا نیمه های سال شصت در همان مناطق حضور داشت و ضمن مسئولیتهایی که در جبهه داشت,مسئولیت فرماندهی بسیج ایلام را هم عهده دار شده بود.او درچند عملیات برای آزادسازی ارتفاعات غربی کشوروشهر دهلران که مدتی در اشغال دشمن بعثی بود شرکت کرد

.مدتی بعد به علت راکد بودن فعایت در جبهه های غرب با دوستانش برای شرکت در عملیات آزاد سازی بستان عازم جبهه های جنوب شدند .بعد از عملیات بازپس گیری بستان به جبهه غرب تا چهارده تن از بسیجیان را برای شرکت درعملیات فتح المبین به جنوب ببرد .او در لشکر۷ولی عصر(عج) مشغول فعالیت شد و مسئولیت یک گروهان از نیروهای این لشکر را به عهده گرفت .بعد از آن در عملیات بیت المقدس و رمضان شرکت کرد.با شروع عملیات مسلم بن عقیل ,محمود گلزاری به لشکر عاشورا پیوست و فرماندهی گردان سید الشهداء را به عهده گرفت.مدتی بعد با توجه به شایستگی هایش به فرماندهی گردان ویژه شهادت در لشکر۳۱عاشورا منصوب شد.اوبا این سمت تا عملیات بدر در جبهه های حق علیه باطل به مبارزاتش ادامه داد ودر این عملیات به شهادت رسید. قبل از او برادرش صمد نیز در راه دفاع از اسلام ناب محمدی وتمامیت ارضی ایران بزرگ به شهادت رسید.

وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
آری عزیزان ، من از آفرینش خویش و همنوعانم همین را میدانم که « افحسبتم انما خلقنا کم عبثنا به » به عبث آفریده نشده ایم و این را نیز شنیده ام و ایمان کامل دارم که همه جهان اعم از مادی و غیر مادی مخلوق خدا و در کف قدرت اوست « زندگی منحصر در این دنیای گذرا و فانی نیست ,بلکه حیات دیگری در پی و پیوست آن می باشد. نظام جهان گزاف و هرج و مرج نیست بلکه هدف دار و بسیار حکیمانه است.
اینک وظیفه ای که از این آفرینش هدف دار از برای خود می بینم وظیفه ای جز بندگی و پیروی از آیین الهی که همانا اسلام می باشد, نیست. « فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم » آری حرکت بر طبق این بینش بندگی است د رقبال الوهیت حق و کرنش است در تعظیم ملکوت جهان. پس این و جهت وجهی للذی فطر السموات و الرض و ما انا من المشرکین، یعنی من به سوی حقیقت مطلق رو می کنم ,آن کس که آسمان ها و زمین را آفرید ، رو کردنی راستین است و از آنها که شرک می ورزند, نیستم و نیز انَّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی الله رب العالمین . همانا راز و نیاز من ، حرکت من ، زندگی و مرگ من همه برای خداست که پروردگار جهانیان می باشد و ایمان و عمل پیامبران خدا به این گونه بنده است . آری ما برای بندگی آفریده شدیم و به خاطر ادای بندگی خویش و رضای خاطر معبود خویش, قیام و خشم کردیم ، پس به او امید داریم. این جانیان خونخوار ( شرق و غرب ) بای دنیایشان از ما می ترسند و ما به خاطر دینمان با اینان می ستیزیم و آنها به خاطر دنیایشان با ما در ستیزند . اینان به دنیاسخت محتاجند ولی ما از آن بی نیازیم و به زودی خواهیم دانست کدام کس بهره مند تر است. و اگر در های زمین و آسمان به روی کسی بسته باشد ولی او پارسائی کرده و به خدا توکل کند ,خدا راه چاره ای برایش خواهد گشود . چنان که علی (ع) به ابوذر سفارش می کند: ما نیز با کسی انسی نمی گیریم مگر با حق و هراسی نداریم مگر از باطل . و به علت باطل بودنش و باطل نیز از ما ,د رهراس است, به علت حقانیتمان .شاید بگوئید که حق نباید از باطل بترسد . بلی درست است ولی این ترس نه از این بابت می باشد ,بلکه به خاطر این است که اگر چنان که ما از آن غافل بشویم و به وجود ناپاکش فکر نکنیم و آن گاه باطل اژدها شود و در برابر ما قد علم کند ,ما باید از او در هراس باشم تا بتوانیم هم رشد کنیم و هم مانع رشد باطل شویم و آن را در نطفه خفه کنیم . عزیزانم اگر امروز من و شما یک قدم عقب بگذاریم باطل چندین قدم به جلو خواهد آمد و این پیش آمدنش همان رشد باطل است.

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code