شهید محمدولی رفیعی

((بسمه تعالى))   
((و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله  امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون))آل‌عمران‌۱۶۹  (1/.1/64 روز یکشنبه)  به نام الله  یارى دهنده مستضعفان، کوبنده مستکبران اینجانب ولى محمد رفیعى، فرزند اسماعیل، ساکن قریهسجاس، متولد .۱۳۳ به شماره ۱۹۷۸، صادره حوزه ۵ سجاس رود مى باشم. لذا براى هر فرد مسلمان واجب است، وصیت نامه اى داشته باشد. چون همه رفتنى هستند، مثل یک کاروان در حرکت مى باشد، دیر یا زود به مقصدخواهند رسید. اکنون اینجانب براى خودم وظیفه شرعى دانستم، وصیت خود را با دست خودم که تنها در یک خانه محقرنشسته ام، با افکارى آزاد بر روى کاغذ بیاورم تا از روى آن عمل شود. مدت ۱۲ سال است ازدواج کرده ام. در طى این مدت همیشه با کمبودهاى زندگى روبرو بودم و با مشکلات فراوانى زندگى روزمره {خود را} تا به حال گذراندم. در زندگى چندین بار شکست خوردم و به هدفى که داشتم نرسیده ام، با کسانى برخورد کردم که همگى مثل من درزندگى نادان بودند. خلاصه به علت بى توجهى و ناآگاهى و فقر اقتصادى دست به کارهاى خلافى که نباید مى کردم،انجام دادم. ولى اکنون پشیمان هستم و از خداوند طلب آمرزش مى کنم که شاید نقطه اى برایم باشد. از سن ۱۵ به بالا دو ماه روزه خوردم و در نماز خیلى کاهل بودم. برایم در صورت امکان نماز بخرید و مبلغ …۵ تومان، رد مظالم پرداخت نمایند.  
بدهی هاى من از این قرار است: از مورخه ۱/.۱/۶۴ به صفر برادر یونس على مبلغ …۳ تومان، بابت چوب به شرکت تعاونى سجاس مبلغ …۵ تومان، بابت وام به آقا داداشى همسایه سید حسن مزد یک روز، به آقاى هاشم عمو مزد یک روز، به آقاى تقى هاشمى مبلغ ..۴ تومان بابت مزد ۲ روز و به آقاى باباعلى مبلغ ..۲ تومان بابت یک روز و به فاطمه خواهر مهربانم ..۳ تومان بابت پول سهمیه، لذا جهت پرداخت مبالغ مذکور برادرم، انصار على رفیعى را وصى قرار داده و به هر نحوى باشد، بدهى اینجانب را پرداخت نماید و بعد از من اول خداوند بزرگ و بعد از او، از خانواده اینجانب نگهدارى نمایید. به زن خودم خیلى ظلم کرده ام در خانه من خیلى زحمت کشیده بود و نبود خاله‌ام را تحمل نموده است و حقى بزرگ بر گردن من دارد از او حلالى بگیرید. در زندگى چیزى را فعلا ندارم و مبلغ موجودى در خانه ندارم به غیر از وسائل زندگى و همه را به زنم صغرى واگذار مى کنم تا حق الزحمه باشد. براى نگهداشتن و پرستارى بچه هایم و در ضمن این حق را به وى مى دهم که هر وقت میل به ازدواج داشت، مى تواند همسرى اختیار نماید.
از همسایگان و فامیلان طلب رحمت براى خویش دارم و از پدرم و مادرم و خواهرانم و برادرانم و دوستانم مى خواهم در نبود من ناراحت نباشند و هیچ وقت گریه نکنند و اگر آنها ناراحت باشند، من در قبر ناراحت هستم. خداوند به شما صبر عنایت فرماید. دیگر عرضى ندارم.
والسلام          
مورخه۶۴/۱۰/۱

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code