شهید علیرضا خالقی

تاریخ‌تولد  :15/07/1349
تاریخ شهادت  :04/12/65
و لا تقولوا لمن یقتل فى سبیل الله  اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون «کسانى که در راه خدا کشته مى شوند مرده نپندارید. بلکه آنها زنده اند و نزد خداى خود بهره‌مند مى شوند» (بقره آیه ۱۵۴)
به نام خداى شهداء، شهدایى که نداى حق شنیدند و به آن لبیک گفتند. درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامى و نایب برحق امام زمان (عج)، امام امت، خمینى بت شکن که هدایت کننده مردم به صراط مستقیم است و به امید فرا رسیدن ظهور مهدى موعود.
خدایا! بنده روزى تصمیم گرفتم، قاطع به سپاه پاسداران بروم و به قرآنت رجوع کردم گفت: سرباز امام زمان (عج) باش. خدایا! مرا دریاب و کمکم کن که اینگونه باشم و مرا از آن پاسداران قرار بده که امام امتمان

آرزوى آن گونه بودن را مى کند. اینک مى خواهم چند جمله به عنوان وصیت با این قلم ناتوانم بنویسم. بارالها! من در زندگى دنیوى و اخروى ام آنچه رضاى تو در آن است، مى خواهم و هدفم پیروزى در راه توست تا آنچه که بتوانم طبق آیه شریفه «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه)» (انفال ۶۰) پیش مى روم. در این راه در درجه اول حاضر به شهادت در راه تو هستم. من خود را در این دنیاى کوچک زندانى مى بینم و آرزو دارم هر چه زودتر مرا آزاد کنى و به آن دنیا پیش عاشقان و بندگان صالح درگاهت ببرى. حال اگر مصلحت در کشته شدن من است، مرا از انصار شهداى به حقى که در راه تو جان فدا کردند، {قرار بده}. مرا در صراط مستقیم هدایت و راهنمایى کن و از سربازان حقیقى امام زمان قرار بده.
حال وصیتى براى برادران پاسدارم:
برادران که الگو و نمونه بوده و هستید و تمام وجودتان و اعمالتان انشاءالله  براى رضاى خداست، سعى کنید همیشه مواظب اعمال و رفتار خود باشید. و در این راه استوار بمانید و از شما مى خواهم در تمام مراسمى که براى شهداء برپا مى شود، بدون ریا و حتى الامکان با لباس مقدس سپاه شرکت کرده و کارها را خودتان انجام دهید.اما بعد مادرم! از تو مى خواهم در درجه اول خوشحال باشى که توانستى پسرت را به صاحب اصلى برگردانى و به او هدیه کنى و امیدوارم به خاطر همه زحمات بى دریغت که در بزرگ کردن من کشیدى و خون دل خوردى تا مرا به این سن و سال رساندى، مرا ببخشى و حلالم کنى که نه تنها بر من حق مادرى دارى، بلکه حق استادى و معلمى درزندگى من دارى.
مادرم یادآور آن روزى که خبر شهید شدن برادران سپاهى و ارتشى و بسیجى و مردم شهیدپرور دزفول و اندیمشک که با موشکهاى صدامیان کافر به درجه شهادت مى رسیدند را مى شنیدى و به من و برادرانم مى گفتى: شما چرا نشسته اید و حرف مى زنید. مگر خون شما از اینها رنگین تر است. شما هم بروید و در راه خدا بجنگید و شما هم شهید بشوید.
در پایان از شما مى خواهم پس از شهادتم در تشییع جنازه ام و سر مزار و به طور کلى در این رابطه براى همیشه کارى نکنید که دشمنان اسلام خوشحال شوند و یا سوء استفاده کنند. از تو مى خواهم در پیش مردم مثل زن قهرمان شهید داده یعنى زینب کبرى باشى. پدرم! از شما مى خواهم به خاطر زحمات بى حدى که به شما دادم، مرا حلال کنى.
در هر حال از خداوند براى شما صبر مى خواهم و امیدوارم خداوند توفیقى عنایت کند که در آن دنیا با یکدیگر ملاقات کنیم. انشاءالله .
برادران و خواهرانم و دوستان! خط خدا یکى است ولى خط شیطان هر روز در یک منطقه، یک گروهک ضد انقلاب و یا دولت مرتجع ضد انقلاب اسلامى است و شعار حق و عدالت از طرف شیاطین بزرگ براى
محو اسلام است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code