حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5986 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
0

 از راست نفر دوم شهید حاج اسماعیل حسنی-نفرچهارم سید فرهاد سیوانی و حاج احمد پیری  آقای حاج احمد پیری(فرمانده گردان مهندسی۲۲ ذوالفقار جهاد استان زنجان) شیرینی خاطرات عملیات نصر۷ از آن جهت بود که با رزمندگان عزیز استان خودمان بودیم… در این عملیات، ۲ تیپ از لشگر عاشورا وارد عمل شدند. حاج محمد اوصانلو فرمانده […]

پ
پ

 از راست نفر دوم شهید حاج اسماعیل حسنی-نفرچهارم سید فرهاد سیوانی و حاج احمد پیری

 آقای حاج احمد پیری(فرمانده گردان مهندسی۲۲ ذوالفقار جهاد استان زنجان)

شیرینی خاطرات عملیات نصر۷ از آن جهت بود که با رزمندگان عزیز استان خودمان بودیم… در این عملیات، ۲ تیپ از لشگر عاشورا وارد عمل شدند. حاج محمد اوصانلو فرمانده یکی از تیپ ها و فرماندهی تیپ دیگر را حاج منصور عزتی برعهده داشت. دشمن از ارتفاع دوپازا کل منطقه سردشت را دیده بانی می کرد و نقاط مهم سردشت را زیر آتش می گرفت و

این منطقه را ناامن کرده بود…
برای طرح عملیات که می رفتیم برای شناسایی، مواجه شدیم…با یک میدان مین به طول چند کیلومتر… برای تردد دستگاه های مهندسی از این منطقه… تقسیم کار شد ما توصیه کردیم که از محوری که آبراهه هست و مین گذاری هست اصلا عمل نکنیم چون به محض اینکه اولین دستگاه روی مین برود چون باریکه است ستون بعدی قطعا قفل خواهد کرد و کل دستگاه مهندسی از کار خواهد افتاد… ما یک منطقه بکر بدون پیش زمینه راه سازی انتخاب کردیم…. ولی ما زرنگی کردیم یعنی سه چهار کیلومتر کارمان را زیاد کردیم ولی جایی بود که اصلا مین گذاری نبود. وقتی طرح عملیات… ریخته شد، آمدند گفتند:… شما با یک یا دو دستگاه مهندسی کی می رسید…. وصل کردن جاده خودمان به جاده عراق را کی به ما اعلام می کنید تا ما برای تخلیه مجروحین و کمک های اولیه و نیازهای اولیه مثل آب و غذا فکری بکنیم و ماهم…. گفتیم که ۷۲ ساعته… این ها برای تامین نیازهایشان در فاصله۷۲ ساعت چندین تیم قاطر دیدند چون قاطر در این گونه مواقع می تواند بهترین ترابری سبک را با کمترین تلفات انجام دهد… عملیات(مهندسی) حدود چهارصبح شروع شد.. چون هوا تاریک بود و برای اینکه راننده بولدزر بتواند کار کند ما جلوجلو می رفتیم، فانوس را می گرفتیم تا راننده جلو را ببیند و بایستی فتیله فانوس را می کشیدیم پایین تا دشمن متوجه نشود… به آقای نوروزی گفتیم که هرچه در توان دارید(بکار بگیرید) چون آن (یکی) محور باز نشده و ما باید این محور را باز کنیم و…. شب که بچه ها زده بودند به خط… از جناح غربی سردار عزتی کاملا دوپازا را تصرف کرده… و از جناح شرقی هم سردار اصانلو… منتظر بودند که عقبه بتواند کارهای پشتیبانی را انجام دهد ما که رسیدیم نزدیکی های ساعت شش و نیم بود، دیدیم بارانی از گلوله ها می آید… علی آقا خودش شیرمردی بود و من هم دلداری می دادم و می گفتم که آن بچه ها منتظر هستند و ما باید پشتیبانی کنیم و تخلیه مجروحین را انجام دهیم… بالاخره ما ۴ صبح به خط زده بودیم ساعت۱۲ همان روز رسیدیم به جاده عراق. بی سیم زدیم به سردار امین شریعتی و حاج منصور عزتی و گفتیم که ما رسیدیم بگویید که نیروهایتان با ماشین آلاتشان بیایند، باور نمی کردند می گفتند: مگر… شما نگفته بودید ۷۲ ساعته، گفتیم… بیایید ببینید. یعنی ۷۲ ساعت تبدیل شد به ۸ ساعت… البته خدا کمک کرد که خمپاره به دستگاه نخورد… متوجه شدیم نیروهای زنجانی در جناح شرقی گرفتار شده اند و هیچ گونه امکاناتی برای دسترسی ندارند… گفتیم حتما باید برویم… جاده دسترسی بکشیم… یک آنتن گرفتیم… برویم محور حاج محمد اوصانلو تقریبا صدمتری با بولدوزر رفتیم و رسیدیم به میدان مینی که اجازه هیچ گونه ترددی به ما نمی داد… یوسف خانمحمدی از بچه های مهندسی سپاه آموزش تخریب دیده بود… از آن طرف هم با بی سیم می گفتند مجروحین را تخلیه کنید از یک طرف هم رزمنده ها می آمدند و پاهایشان به مین می خورد و زخمی می شدند… من و یوسف و راننده ها دو تا سیم چین گرفتیم و به میدان مین رفتیم، واقعا خدا کمک کرد چون چیزی بلد نبودیم ولی با لطف خدا بعد از ۶ ساعت ۱۵۰ مین را خنثی کردیم بدون اینکه یکی از مین ها عمل کند…. حالا راننده بولدوزر رفته سر دستگاه غول پیکر، با کوچکترین حرکت، مین ها بالا می پریدند و به دستگاه ها و راننده ها اصابت می کرد… صدا زدیم آقای شیری، آقای عبدی برگردید ولی آنها همچنان می رفتند ترکشهای ریز به صورت این ها می خورد و از صورت این ها خون سرازیر می شد می گفتند: بچه ها آنجا هستند ما باید برویم… ساعت ۵ عصر بود که به بچه ها رسیدند و ما به قرارگاه خبر دادیم که بیایید محورتان را تحویل بگیرید. ما توانستیم دوتیپ را که همشهریانمان بودند، پشتیبانی بکنیم و این مقطع از عملیات با پیروزی کامل به خیر و خوشی تمام شد.

از راست نفردوم حاج احمد پیری نفر سوم شهید حاج کمال جان نثار

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.