دسته: خاطراتRSS
چشم آسمان روشن
۲۸ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

چشم آسمان روشن

چقدر زود گذشت کمتر از چشم برهم زدنی. لحظه‌های ناب در کنار تو بودن و زندگی را آموختن. کم و…..

ستاره ناهید
۲۸ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

ستاره ناهید

دو هفته بعد پدر و مادر سید به خانه ما آمدند. خیلی تعجب کردیم. گفتند که سید به همراه شاه…..

حفظ نظام از قرآن تو واجب تره!
۲۷ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

حفظ نظام از قرآن تو واجب تره!

خلبان جانباز امیر یدالله واعظی سلام عزیزان. پانزدهم مهرماه سال۱۳۶۱ بود ساعت حدوذ دو بعد ازظهر، چندروزی ازآغاز عملیات مسلم…..

دل آرام
۱۳ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

دل آرام

یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّه (۲۷) إِرجعی إِلی ربِّکَ راضیهً مَرضیه (۲۸) فَادخلی فِی عِبادی (۲۹) وَادخلی جَنَّتی (۳۰) ای جان…..

در دارخوئین چه دیدم
۲۸ اسفند ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

در دارخوئین چه دیدم

روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که جنگ شروع شد، من با دوستانم حسین تجلی و سید هادی علویّون در راهِ یکی…..

نوروز در اسارت
۲۸ اسفند ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

نوروز در اسارت

با فرارسیدن عید نوروز، اسرا هم همدوش ملت ایران در اسارتگاه دشمن، به نحوی خوشحالی خود را ابراز می کردند……

مادران سرزمینم
۲۷ اسفند ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

مادران سرزمینم

ما از ارومیه برای رزمندگان ساندیس می‌خریدیم. آن موقع، امام‌جمعه‌ی ارومیه حجت‌الاسلام حسنی بودند.ما بابت خرید، چهار و نیم میلیون…..

شهید به رنگ سرخ
۲۵ اسفند ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

شهید به رنگ سرخ

حمید احدی به شدت اهل مراقبه بود.همیشه مواظب بود خطایی نکند.چند هفته قبل از عملیات والفجر چهار در موقعیت که…..