سجده بر عشق

دسته: معرفی کتاب حوزه زنجان
جمعه - ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

کتاب حاضر بخشی از حقیقت عریان و صفای باطن انسان های الهی را نمایان می کند. آنانکه در زندگی جز به رضایت الهی فکر نکردند تا راهی و بهانه ای شود به سوی کمال.

موضوعات در ابتدا از شهدا آغازشد اما در ادامه، کار به حقیقت ناب اتفاقات اجتماعی پیوند خورد .هرجا حقیقت ظهور کند آنجا خطِ امتداد راه شهداست و چه موهبتی بالاتر از این که تو در راه شهدا قدم بزنی. یاد شهدا در هر دلی زنده شود، خداوند بُراق عشق و مرکب همت را توامان برایش می بخشد و او با روح حماسی و عرفانی اش همواره پیام های خدا را می گیرد و قلب نورانی و ضمیر خداجویش او را به نهایت بندگی که همان راه کمال است سوق می دهد.
آنان که با بُراق بصیرت سفر کنند
بی ابرو بی غبار، بر آن مه نظر کنند.

برشی از کتاب

گرچه هنوز خبری نرسیده بود اما دلم گواهی میداد که حسین شهید شده است.با همین دغدغه خوابیدم و در عالم خواب حسین را دیدم که با لباسی تازه و هیبت و جلالت خداوندی کنار باغچه ی حیاط قدم میزد و از همسایگی با عرش خدا خبر میداد.نوری از کوچه به آسمان بلند بود و عطرهای خوشبویی از در و دیوار می پاشید و خانه ی ما را معطر میکرد.پرسیدم:این همهمه و سروصدا از کجاست? با تبسمی لطیف نگاهم کرد و گفت:مادر!امروز میهمان داری خود را برای میزبانی و پذیرایی از مهمانان خدا آماده کن.کلامش عطر یقین داشت و زلال نگاهش مسیر ایثار را ترسیم میکرد.سر از پا نمیشناختم,خودم را به کوچه رساندم سربازانی را دیدم که فروغ حق در نگاهشان تجلی داشت و گام های استوارشان رهسپار وادی نور بود.پرسیدم اینان کیستند? او گفت این ها سربازان سیدالشهدا(ع)و یاوران امام زمان(عج) هستند.
                                                                                             
…صبح که سپیده زد پیک شاهد مژده آورد حسین به ابدیت پیوست و به ملکوت پر کشید.
                                                                                             
(شهید حسین بابایی در عملیات بدر و در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۶ به شهادت رسید)

نویسنده:سید یعقوب شبیری

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس