نقش رزمندگان زنجانی در عملیات والفجر۸

دسته: تازه ترین
پنجشنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۶

منطقه شبه جزیرۀ فاو، زمینی محصور بین رود خانۀ اروند، خلیج فارس و خورعبدالله است که تنها از سمت خشکی به بصره منتهی می شود. در شمال این منطقه ، اروند رود و جزیرۀ آبادان واقع شده ودر فاصله ۹۰ کیلومتری شمال غرب آن نیز شهر صنعتی بصره قرار دارد. همچنین در جنوب آن نیز خورعبدالله و در جنوب شرقی، خلیج فارس وجنوب غربی ، بندرامّ القصر قرار دارد. این منطقه به سبب محصور بودن در آب اغلب دارای رطوبت بالا بوده و هوایش در تابستان به شدت شرجی می شود . جریان آب رودخانۀ اروند از رودخانه های دجله و فرات در خاک عراق سرچشمه گرفته و رودخانۀ کارون نیز به آن می ریزد . حرکت آن از شمال به طرف جنوب است و به خلیج فارس منتهی می شود. آب رودخانۀ اروند که از دریا تأثیر می پذیرد ، عمدتاً داری دو حرکت جزر و مد است که مجموعاً در طوال شیانه روزچهار بار تکرار می شود. ارتفاع آب در عمیق ترین قسمت رودخانه به ۲۵ متر و اختلاف ارتفاع آب در پایین ترین جزر و بالاترین حالت مد به ۵/۳ تر می رسد طراحی اولیه عملیات والفجر ۸ نخست در سال ۱۳۶۱ توسط سردار شهید حسن باقری پس از شناسایی منطقۀ اروند و فاو ارائه شد. اما به دلایل مختلف امکان اجرای این عملیات فراهم نشد تا آنکه در زمستان ۱۳۶۴ پس از طی فراز و نشیبهای فراوان تکمیل و به مرحلۀ اجرا رسید.

سرلشگر محسن رضایی (فرمانده سابق سپاه)

عملیات والفجر ۸ چون بعد از چند عملیات بدون فتح و موفقیت ؛ داشت طراحی می شد ، برای ما خیلی مهم بود . ما در این عملیات ناچار شدیم که علاوه بر حفاظت و حراست ، عملیات فریب را هم قبل از عملیات والفجر ۸ انجام دهیم . لذا ناچار شدیم به اندازۀ یک عملیات فعالیتها ، اقدامات ، ساز و برگ و انتقال نیرو ها به ۲۰۰ کیلو متر شمال عملیات والفجر ۸ انجام دهیم و دشمن را فریب داده و نیرو های دشمن را به جای دیگر بکشانیم . چون به تجربه ثابت شده بود که عوامل نفوذی عراق ، در ایران انقدر زیاد شده (منافقین و ماهواره های جاسوسی آمریکا) که نمی توانیم با حراست و حفاظت ، غافل گیری را رعایت کنیم . باید عملیات فریب داشته باشیم .عملیات عبور ۶۰ هزار نفر از رودخانۀ اروند بود که تا دو ماه بدون پل بودیم و از وسایل قایق استفاده می کردیم که کار خیلی سختی بود. به طوری که آقای حافظ اسد مرتب از سوریه تقاضا می کرد که شخصی برود و ایشان را توجیه کند که ایران چطور توانسته از این دریای عظیم عبور کند و بالاخره آقای ولایتی را فرستادیم و توجیه شان کردند و گفته بودند که این کار خیلی کار بزرگ و عظیمی است، خودش ژنرال فهمیده ای بود ، سالها در ارتش سوریه خدمت کرده بود و این کار را خیلی بزرگ می دید و به صورت خارق العاده به آن نگاه می کرد

سردار منصور عزتی (فرمانده گردان غواصی در عملیات والفجر۸)

چون در سایر مناطق فشردگی ، تراکم استحکامات و هوشیاری دشمن ، زیاد بود، انجام عملیات دچار مشکل می شد . به همین دلیل نقطه ای انتخاب شد که کمترین احتمال عملیات می رفت و به دلیل وسعت مانع اروند رود ، که عرضش از ۸۰۰ تا ۱۴۰۰ متر بود ، عمق زیاد ، جریان با سرعت و جزر و مد شدید آنجا قرار داشت. والفجر ۸ بیشتر به دلیل غافلگیری انتخاب شد.

***
عملیات والفجر ۸ سخت ترین و فنی ترین عملیات بود. به طوری که وقتی به دوستان ارتشی و فرمانده نیروی زمینی ارتش پاکستان که بعد از عملیات والفجر ۸ به منطقه آمده بودند مطلب را می گفتم ، باور نمی کردند . تمامی برنامه هایشان را به هم زدند و مهبوت توانمندی حاصل شده برای نیروهای اسلام بودند. اولین باری که مأموریت به ما گفته شد، بخش عمده نیروهای زنجان در منطقۀ هورالهویزه و هور العظیم در منطقۀ شَتَلی مشغول پدافند بودند . ۴ یا ۵ ماهی بود که انجا بودند.

***
فرمانده لشگر برای بازدید از منطقه آمده بودند و به من فرمودند . در این عملیات مسئولیت خط شکنی با گردان زنجان است. البته دلیل این انتخاب ، هم سلحشوری و هم انباشتگی عناصر توانمند با توان فکری و اراده های قوی ودر عین حال شهامت و جسارت لازم در گردان های زنجان یود.

***
ما بعد از کلی جستجو ، منطقه دارخویین را با دوستان آقای بهمن نوری، آقای جمشید نظمی ، انتخاب کردیم. تا نهایتاً در کنار انرژی اتمی دارخویین ، منطقه کنار حاشیۀ شرقی رود خانۀ کارون ، نقطه ای انتخاب شد که حدود ۳۰ کیلو متر مانده به آبادان مشغول آموزش شدیم.

صبح تازه از آب بیرون آمده بودم و خستگی و سرما و درگیری کلافه ام کرده بود. به آقای ارجمندی گفتم : آقا مجید برای من یک سنگر پیدا کنید که تمیز باشد (جنازۀعراقی نداشته باشد) تا دو رکعت نماز صبح بخوانیم . خیلی گشتند تا سنگری پیدا کنند که جنازه نداشته باشید و ما بتوانیم آن جا نماز بخوانیم.

***
شب از شناسایی برگشتم ، به محض ورود یکی از غواص های کم سن و سال حدود ۱۶ ساله به طرف من آمد، با بغض و دیدۀ تر به من گفت: من را از گروه غواصان بیرون کردند من به دوستان سفارش کرده بودم، به علت محدویت لباس غواصی (لباس غواص لباس ورزشی محسوب می شد و از هیچ کشوری نمی توانستیم تهیه کنیم ، مگر تعدادی به واسطۀ دلال ها و …) تعدادی از غواصان را حذف کنند و به .احدهای دیگر بفرستند. این جوان شروع به گریه کرد. گفتم: ” عزیز من چه فرقی دارد، با نیم ساعت فاصله شما هم می خواهی وارد عملیات شوی.” گفت : برای من یک سوالی پیش آمده که آیا به ایمان من و یا عشق من به امیر المؤمنین ، به فاطمه زهرا و امام حسین، شک کردند .” من مجدداً از پیشانی این عزیز بوسیدم و گفتم: ” مشکلی نیست، به این تصمیم قانع شو ، لباس نداریم . طبیعتاً شاید از نظر جسمی احساس برتری به دیگری کرده اند . اما در ایمان شما کسی شک ندارد.” دوباره گریه کرد و گفت : ” به والله قسم ، من عهد کرده ام که درلباس غواصی وارد کار زار شوم و با مظلومیت یک غواص به عملیات بروم . به جان زهرا اگر به من لباس هم ندهید، من با لباس خاکی بسیجی ، با غواص ها به آب خواهیم افتاد.” من سعی کردم کمی او را آرام کنم . و از یادم رفت. شب عملیات فرا رسید . من در پی هماهنگی های لازم بودم . به من خبر آمد که یکی از غواص ها با تیری از طرف دشمن مجروح شده است .من ندانستم لباس او را به چه کسی دادند . در نهایت بعد از عملیات وقتی برای آوردن شهدا به اروند رفتیم . یکی از غواصان شهید که صورتش معلوم نبود، نظرم را جلب کرد، موهایش روی آب طوری قرار گرفته بود که گویی آب آن را نوازش می کرد . صورتش را بر گرداندیم و من دیدم همان جوانی است که از غواصان حذف شده بود.

سردار محمود عباسی (مسئول واحد عملیات لشگر عاشورا در عملیات والفجر۸)

یکی از پیچیده ترین و سخت ترین عملیات های جمهوری اسلامی ایران ، عملیات والفجر ۸ وعملیات کربلای ۵ بود. این عملیات برای دشمن واقعاً غیر قابل تصور بود، به نظر دشمن محال بود که جمهوری اسلامی ایران بتواند از رود خانۀ اروند عبور کند . چون عراقی ها نزدیک به یک سال آبادان را محاصره کردند. رو بروی آبادان اروند رود بود که نتوانستند از آن عبور کنند و آبادان را تصرف کنند.

***
در استخر های زنجان به رزمندگان شنا یاد می دادیم و غواص ها نیز در رود خانۀ دز غواصی تمرین می کردند ولی هیچ کس نمی دانست عملیات کجاست. فقط تعداد انگشت شماری از بچه های اطلاعات و بچه های مهندسی می دانستند.

***
سردار مجید ارجمندفر ( معاون گردان غواصی در عملیات والفجر۸)

عملیات برنامه ریزی شده بود در ۲۰ بهمن ماه اجرا شود و این عملیات یکی از خطرناک ترین و سخت ترین عملیات هایی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران ، طراحی کرده بود . عملیات والفجر۸ عملیاتی بود که در ارتش های دنیا، طراحی کردن آن غیر قابل تصور بود و تنها عملیاتی بود که سپاه به تنهایی طراحی و اجرا کرد.

***
حساسیت این عملیات در این بود که در محوری که می خواستند از اروند رود عبور کنند، این عبور توسط قایق یا بالگرد نبود. بلکه توسط غواص بود که با شنا می خواهد خود را به آن طرف رودخانه برساند و مواضع دشمن را بشکند و خطوطش را تصرف کند.

***
در مورد عظمت ، رودخانۀ اروند رود باید بگویم ، رودخانه ای است که به خلیج فارس وصل می شود و خلیج فارس هم به دریا های آزاد وصل می شود، یک رود خانۀ وحشی است که روزانه دو جزر ودو مد دارد. هنگام جزر ، آب با شدت غیر قابل وصفی جاری می شود و به خلیج فارس می رود. سرعت جریان در ساحل و در وسط و در عمق رود خانه با هم فرق می کند و غواص باید خود را و نوع شنا کردنش را با این جریانات تطبیق می داد. موج های بزرگی داشت که غواص باید در این موج ها شنا می کرد ، طوری بود که مردم عادی منطقه نمی توانستند در آب شنا کنند.چون به آب های آزاد وصل است کوسه ماهی دارد.

***
تمرینات به صورت ۲۴ ساعته برنامه ریزی شده بود . همه غواص ها بجز لباس غواصی چیز دیگری بر تن نداشتند و چون لباس کم بود، لباس ها به اندازه و سایز رزمنده ها نبود ، به تن یکی به قدری تنگ می شد که مجال تمرین را از او می گرفت ، به تن یکی به قدری گشاد می شد که آب رود خانه در بدنش جاری می شد. در طول تمرین تعدا لباس غواصی در گردان ۴۰۰ دست بود و با آن باید یک گردان تمرینات خود ر انجام می دادند و خود را تا شب عملیات آماده نگه می داشتند. لباس هایی که ایران به عنوان لباس های ورزشی غواصی، خریداری کرده بود، شب عملیات به دست ما رسید. به همین دلیل ناچار بودیم آموزش ها را دسته به دسته انجام دهیم.

در گردان غواصی افراد از هر مقطع و هر سنی بودند . از نماینده مجلس ، معلم و استاد دانشگاه گرفته تا یک دانش آموز ۱۷ ساله. فرمانده محترم لشگر آقای امین شریعتی لشگر را خود به خط کردند. یکی یکی به رزمندگان سر می زد و وضعیت جسمی و سوابق جبهه و آمادگی روحی و … را چک می کرد و گزینش می کرد و اگر شرایط لازمه را داشت برای عملیات انتخاب می کرد . با این شکل ۲ گردان را شکل دادند. گردان ولی عصر (که گردان علی اصغر هم گفته می شد) به فرماندهی آقای منصور عزتی و گردان سید الشهدا به فرماندهی آقای جمشید نظمی بود.

زمانی که رزمنده ها شبانه به آب می افتادند سوز سرما خیلی اذیتشان می کرد، ولی تحمل می کردند. به طوری که آقای پرویز خسروشاهی که از خاطراتشان می گفتند، تعریف کردند روزی یکی از بچه های گروهان لباسش کمی گشاد بود و وقتی از آب در آمد، از سرما می لرزید. به او گفتم : نلرز. گفت : چشم، صاف ایستاد و نلرزید. بر خود این نکته را تحمیل کرد که من نباید بلرزم جون فرمانده گفته . بچه ها خیلی حساس بودند که مبادا از لیست غواصان خارج شوند. تمرینات هم هر چقدر سخت بود، انجام می دادند تا جزء غواصان باشند.

اگر بخواهیم در مورد عملیات والفجر ۸ صحبت کنیم ، ابتدا باید از آموزش آن صحبت کنیم. فکر می کنم اهمیت آموزش از عملیات بیشتر است که کمتر نیست .

***
حدود ۲ ماه به عملیات مانده بود که کادر گردان را طرف آبادان بردند ، تقریباً موقعیت محمدیه که روستایی بود و به نام موقعیت تاکتیکی ، شهید اشتری بود. اولین روزی که رسیدیم ، مشغول بر پا کردن چادر ها شدیم، روز دوم کنار آب رفتیم که ادامۀ کارون بود. با کمک همدیگر و با پل تک نفری یک اسکله کوچک زدیم. زمستان بود و هوا خیلی سرد بود . سرمای جنوب هم استخوان سوز می شود. اما چون بچه ها علاقمند بودند، خیلی برایشان سخت نبود و فشارهای وارده به راحتی تحمل می کردند . بعضی از عزیزان بودند که بر اثر ترکش و یا مشکلات دیگر اذیت می شدند، از حمله شهید اکبر ایرانی که از ریه اش بریده بودند و در آنجا تنگی نفس می گرفت. اما با این حال هرچه می کردیم که لا اقل یک جلسه نباید ، قبول نمی کرد و میگفت زمان کم است باید درتمرینات باشم. روز اول به ما یک جفت فین دادند و گفتند بپوشید تا پایتان عادت کند. بعد یک سری لباس های غواصی دادند. ما در انجا دستکش غواصی نداشتیم و چون هوا سرد بود ، بدون دستکش نمی شد اسلحه در دست گرفت و در آب ماند نهایتاً یک ربع در چنین شرایطی می شد دوام آورد، نه ۴ ساعت . به همین دلیل خودمان دستکشی درست کردیم و پوشیدیم . دستکش های پشمی که داشیم بر دست کردیم و از روی آن دستکش ظرفشویی که در آشپزخانه استفاده می شود را پوشیدیم و سرش را با کش یا طناب بستیم و به این تربیت برای خود دستکش غواصی درست کردیم.

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس