نامه ای به سوسن

دسته: نامه های بهشتی
پنجشنبه - ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

با درود فراوان به رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی حضرت نایب الامام خمینی و با عرض سلام و درود به همه عزیزان از جان عزیزترم.امیدوارم حال همگی خوب بوده و شاد و خرم باشید.

باری همسر عزیزم امروز که روز دوشنبه تاریخ۲۲/۶/۶۱ می باشد.نامه دلپذیر و محبت آمیز تو را همراه نامه برادر عزیزم و مبلغ یک هزار تومان پول دریافت نمودم.قبل از هر چیز از محبت شما و برادرم بخاطر پول و نامه متشکرم و در ثانی از زرنگی و باهوشی تو خوشحالم که توانسته ای چک را امضا بکنی و پول را از بانک بگیری؛ برای این کار صدآفرین به تو می گویم و به تو افتخار می کنم و باور کن هر گاه نامه تو را می خوانم بیش از پیش در راهی که در پیش گرفته ام مصمم تر واستوارتر می شوم و حرف های قشنگ و دلپذیرت قلب مرا وازش می کند و به روحیه ام می افزاید و خلاصه نیرویم بیشتر می شود.خدا ان شالله تو را برای من حفظ کند.

عزیز دلم سعی کن بیشتر به خدا نزدیک شو؛ یعنی همان طور که گفته ام نمازهایت را همیشه در اول وقت یعنی بعد از اینکه اذان گفته شد بخوان و تا می توانی وقت خود را با دعا و راز و نیاز با خدای تبارک و تعالی بگزران زیرا بخاطر قلب پاک و مهربانی که داری حتما اگر از صمیم قلب دعا کنی خدا اجابت می کند، پس هر گاه خواستی دعا کنی اول برای سلامتی امام عزیزمان بعد برای پیروزی اسلام و در آخر برای من دعا کن.خدا ان شاالله به تو اجر بدهد و بیشتر دعای توسل و دعای فرج را بخوان؛ چون الان چند روزی است که آماده باش داده اند و ما هر لحظه منتظریم تا دستور حمله صادر شود و فکر می کنم ان شاالله نامه به دست تو برسد ما حمله را شروع کرده باشیم و در هر حال از رادیو می شنوی و می فهمی البته اگر ان شالله قسمت شد و من هم در حمله شرکت کردم. آرزو می کنم هر چه زودتر با پیروزی کامل به سوی شما عزیزانم بازگردم، ولی احیانا طوری شد، امیدوارم و تقاضا می کنم اگر بدی به تو کرده ام مرا ببخشی چون من جز خوبی از تو چیزی ندیده ام و باور کن از نور چشمانم بیشتر دوستت دارم و تا روزی که زنده ام خواهم داشت و باز از قول من به مادر دلسوزم بگو بیشتر دعا کند تا هر چه زودتر پیروز شویم چون دعاهای مادرم بی اثر نیست و به مادرم بگو اگر طوری شد من به او خیلی بدی و جسارت کرده ام و خدامی داند چقدر از او شرمنده ام. بگو از سر تقصیرات من درگذرد و از درگاه خدای متعال برایم طلب مغفرت کند.در هر حال من امیدوارم هر چه زودنر با پیروزی نهایی بر صدامیان کافر به آغوش شما بازگردم و در کنار شما به شکرگزاری به درگاه خدای متعال بپردازم و از نعمات او برخوردار شوم.

سوسنم! خواهش می کنم به خاطر این چند کلمه نارحت نباشی، چون من هیچ دلم نمی خواهد تو ذره ای ناراحت شوی ولی همانطوری که میدانی جنگ است و امکان همه چیز می رود و نباید بی جهت نگران باشیم، هر چه خدا مصلحت بداند همان خواهد شد پس ما راضی به رضای خدا هستیم چرا ناراحت باشیم.

سوسن عزیزم باز به تو سفارش می کنم که بیشتر با مادرم مهربان باشی و بدان که هر چقدر به او خوبی کنی به من کرده ای و هر چقدر به خواهرانم و قوم و خویشانم احترام بگزاری به من کرده ای، چون هم خدا خشنود می شود و هم من راضی هستم و هم خودت. پس تا آنجا که ازدستت بر می آید به همه خوبی کن اگر چه به تو بدی کرده باشند.

سوسن جان مثل اینکه سرت را درد آوردم باید ببخشی چون تو را وست دارم این قدر وقتت را می گیرم.امیدوارم گفته های مرا فراموش نکنی. در خاتمه بار دیگر سلام گرم و خالصانه را حضور مادر دلسوز و تو همسر مهربانم و همچنین آقا و مامانت و حاج آقا و خانمش و آقا رسول و آبجی خودت وآقا فضائیل و آقا عبدالله و رضا خانم و خاله ات و آقاجبار، آقای حسن آقا،اکبر آقا، خواهران عزیزم اختر خانم، صغری خانم، ایران خانم و به خصوص برادر بزرگوارم که زحمت کشیده پول و نامه برایم فرستاده و خانم شان بهجت خانم و همه وستان و آشنایان می رسانم و ازروی ماه بچه های عزیز مخصوصا فرشته کوچولو می بوسم و در ضمنعکس ناقابل خود را به تو تقدیم می کنم. امیدوارم پسندیده باشی و اگر توانسیتی جواب نامه را زود بنویس.

دیگر عرضی ندارم

خدا حافظ همگی شما

کوچک همه شما اکبر

 

 

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس