فرمانده عاشورایی

دسته: خاطرات
چهارشنبه - ۲۳ اسفند ۱۳۹۷

چند ساعت مانده به شروع عملیات بدر در یکی از ورودی های پدهای(آبراه) جزایر مجنون نشسته بودیم و منتظر قایق ها جهت حرکت به نقطه عملیاتی بودیم.ناگهان یک قایق بزرگ فلزی نمایان شد.از سکاندار(قایقران)همان قایق پرسیدیم این قایق عظیم الجثه دارای سپر فولادی در جلو قایق و یک قبضه سلاح دوشکا در وسط قایق برای کیست؟؟ایشان گفتند شما حدس بزنید! ما گفتیم قایق هایی که تا به حال سوارشدیم یا چوبی هستند یا فایبرگلاس،ولی این قایق از فولاد تهیه شده است‌.

قایقران گفت این قایق مخصوص ساخت اصفهان است و برای سلاح های سنگین مثل خمپاره ۱۲۰ _ ۸۱و … و همچنین برای استفاده فرماندهان لشکر ساخته شده است و اسمش عساکره است.معنی عساکره را از او پرسیدیم گفت که شخص سازنده اسمش اسماعیل است و معنی اسمش را روی قایق گذاشته است.در بین همین صحبت ها بود که ناگهان شهید والامقام سرلشکر پاسدار مهدی باکری ظاهر شد و با ما احوالپرسی کرد و فرمود: شما از گردان های زنجان هستید؟(با لهجه ترکی گفت زنجانیسیز؟؟)همه بچه های گردان جواب دادن بله.بعد با اکثر بچه ها دست داد و سوار همان قایقی که قایقران به ما تعریفش بود سوار شد و رفت‌.دیگر ما ایشان را ندیدیم و روز سوم عملیات خبر شهادتش به گوش رزمندگان رسید.هیچ کس فکر نمی کرد آن فرمانده با آن مقام جلوتر از نیروهای پیاده به سمت دشمن حرکت کند چون در اکثر جنگ ها فرماندهان ارشد به وسیله بی سیم با فرماندهان تیپ و گردان صحبت می کنند و کمتر فرماندهی در خط مقدم حضور داشت مگر استثنا باشد ولی شهید باکری یک فرمانده ساده با قلبی رئوف و مردمی بود و به خود اجازه نمیداد از طریق مقر فرماندهی نیروهایش را هدایت کند.روحش شاد یادش گرامی.

بچه های گردان تازه فهمیدند که امشب شب عاشورایی ست شبی ست که شهیدان بدر مثل شهید باکری ، شهید اسکندری ، شهید رجبی ،شهید نظری آسمانی میشوند.بعد از چند ساعت قایق های ما آماده شدند و نیروهای گردان سوار بر قایق ها به سمت نقطه شروع عملیات بدر حرکت کردیم.یاد آن روزها بخیر..

راوی:عبدالله امینی

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس