صدام دیکتاتور عراق

دسته: خاطرات
یکشنبه - ۳۰ آبان ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

 

۲۸آوریل ۱۹۳۷ نوزادی در یکی از مناطق قبائلی عراق واقع در روستای العوجه تکریت در خانواده ای چوپان دیده به جهان گشود، نوزادی که در آینده نقش بی بدیلی در کشورش و منطقه خاورمیانه ایفا نموده و به یکی از دیکتاتورترین و خون خوار ترین جلادان تاریخ بدل شد. صدام الحسین عبدالمجید التکریتی در حد فاصل سال های ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳  به عنوان رئیس جمهور عراق به فعالیت پرداخته و به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم در تمامی رخدادهای منطقه خاورمیانه موثر بوده است.
 صدام حسین نهایتا و پس سال ها انزوا به واسطه حمله اش به کویت در سال ۲۰۰۳ و به بهانه مقابله با سلاح های کشتار جمعی رژیم بعث در حمله ی ائتلاف آمریکایی-انگلیسی از قدرت ساقط شد. اکتشاف محل اختفای وی و سپس محاکمه پی در پی دیکتاتور مخلوع عراق نهایتا به اعدام وی در سی ام دسامبر ۲۰۰۶ منجر شد، مرگی که جهانی را از وجود لوث چنین جنایتکاری پاک نمود، اگرچه پیامدهای عاطفی، اقتصادی و امنیتی اقدامات این دیکتاتور هم چنان در مناطقی از خاورمیانه پابرجا مانده است.

سال های دشوار کودکی
صدام حسین در حالی در سال ۱۹۳۷ به دنیا آمد که از داشتن پدری در خانواده محروم بود. بنا بر داده های تاریخی پدر وی پنج ماه پیش از به دنیا آمدنش از روستای شان در جنوب تکریت متواری شده و به مکان نامعلومی مهاجرت نموده است. تکریت شهری آرام و غبارآلود در شمال غربی عراق و بر کناره دجله در دامنه جنوبی کوه پایه های کردستان مستقر است. تکریت هیچ ندارد، مگر یک سابقه پرافتخار، در سال ۱۱۳۸ صلاح الدین ایوبی در این شهر به دنیا آمده است. سردار گمنام و کرد تباری که سلطان مصر شد و بیت المقدس، قبله اول مسلمانان را از دست مسیحیان رهایی داد.
صدام حسین در کودکی از سوی اطرافیان به شدت مورد تحقیر و تمسخر واقع می شده است
فقر خانوادگی و مرگ برادرش در سال های بعد زندگی را بیش از پیش بر وی و مادرش صبحه تنگ نموده تا آنجا که مادرش تن به ازدواج با عربی بدوی به نام ابراهیم حسن می دهد. داشتن ناپدری عرصه را بیش از همیشه بر صدام تنگ می نماید. رجوع به خاطرات دیکتاتور پیشین عراق حکایت از موقعیت بغرنج وی در کودکی دارد، زمانی که به شدت از سوی ناپدری تحقیر شده و مدام به کارهای غیر اخلاقی نظیر دزدی مجبور می شده است. صدام با خشونت بزرگ شد و حس کینه جویی و انتقام گیری در نهاد او شعله می کشید.

مادر صدام و عمویش

او به سان بچه ای سرراهی و بی پناه بار آمد، فرزندی ناخواسته که خانواده از وجود او شرم داشت. از همه اذیت و آزار می دید. هیچ همبازی ای نداشت. بچه های هم سن و سال این پسربچه یتیم و فقیر را تحقیر و تمسخر می کردند. از این حقارت بی کران باید یک نکته را خوب آموخته باشد: در زندگی هرگز نباید ضعیف بود. خانواده مادر نه تنها کمترین عطوفت و مهربانی را از پسرک دریغ می داشت، بلکه او را برای کسب روزی هم زیر فشار می گذاشت. ناپدری او را به زور دگنک به شبانی می فرستاد. پدربزرگ او را وا می داشت که در ایستگاه قطار تکریت، بر سر راه آهن بغداد به موصل، هندوانه بفروشد.

صدام حسین متعلق به عشیره الطلفاح سرانجام و پس از اصرار های متعدد خانواده را ترک کرده و جهت تحصیل در ده سالگی به بغداد عظیمت می نماید. عدنان خیرالله پسر دایی صدام و یار نزدیکش در سال های صدارت، در کنار خیرالله طلفاح دایی اش نقش به سزایی در انتقال وی به بغداد ایفا می نمایند. دایی صدام به دلیل اخراج از ارتش سلطنتی مبادرت به تدریس می نمود که این امر موجب فراهم شدن تحصیل برای صدام گردید. کسب نمرات پایین در مدرسه و کارنامه اخلاقی نامناسب و توام با خشونت مانع از تحقق آرزوی وی جهت پیوستن به ارتش به مانند عدنان خیرالله گردید.
 بستگان تکریتی صدام که اکثر چوپان بودند، بعدها پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از دایی اش یاد گرفت، به ویژه این که هیچ‌گاه به دشمنانش پشت نکند حتی اگر تعداد و امکانات آنها بسیار بیشتر از امکانات او باشد.

عضویت در حزب بعث و مشارکت در ترور ژنرال عبدالکریم قاسم

صدام حسین در ۲۰ سالگی و پس از عدم موفقیت در پیوستن به ارتش به عضویت حزب بعث در می آید. گرایش حزب به کاربرد زور در پیشبرد مقاصد سیاسی، بی گمان با طبع و خوی خشن او سازگار بود. او پیرو راستین حزب بود.
صدام در ۲۰ سالگی به حزب بعث عراق می پیوندد و به سرعت مدارج ترقی را طی می نماید

ابتدای جوانی صدام مصادف است با پایان نظام سلطنتی در عراق به رهبری فیصل دوم در همین اثنا عبدالکریم قاسم به همراه شماری از افسران جوان مبادرت به کودتا بر علیه فیصل نموده و قدرت را قبضه می نمایند. همراهی بعثی ها با ژنرال قاسم زمان زیادی به طول نیانجامیده و طرفین به مقابله با یکدیگر می پردازند. برخی عناصر حزب که صدام نیز در آن ها حضور دارد در اقدامی ناموفق در ترور ژنرال قاسم مشاکرت می نمایند، بنابر برخی گزارش ها، صدام در عملیات فوق مجروح شده و به سوی سوریه می گریزد. از نظر صدام و هم فکرانش قاسم به «اهداف انقلاب و آرمان ملت عرب» خیانت کرده بود. از دید بعثی ها به خاطر عدم قاطعیت قاسم بود که کمونیست ها در همه جا نفوذ کرده و آشکارا از «برتری اهداف بین المللی بر منافع ملی» سخن می گفتند.
 حضور در سوریه و سپس رفتن به مصر زندگی نوینی را برای صدام رقم زده و موجب ازدواج وی با ساجده دختر دایی اش می گردد. صدام تحصیلات خود را در قاهره ادامه داده و دانشگاه می رود.
حزب عربی سوسیالیستی بعث یک حزب سیاسی بود که توسط میشل عفلق، صلاح الدین البیطار و زکی ارسوزی در  سال ۱۹۴۷ در دمشق سوریه پایه گذاری شد. مرام حزب آمیزه ای از پان عربیسم و سوسیالیسم بوده که خواستار ایجاد اتحاد میان جهان عرب و رستاخیزی در این باره است. تا پیش از انشعاب در حزب تمامی تشکل های آن چه در عراق و چه در سوریه تحت رهبری جریان واحد در دمشق قرار داشتند.

اختلافات داخلی بین اعضا باعث شد تا در سال ۱۹۶۶ گروهی از این اعضا به رهبری صلاح حدید و حافظ اسد که در شاخه منطقه‌ای سوریه متمرکز شده بودند، علیه حکومت سوریه و شاخه ملی (فراکشوری) حزب بعث کودتا کرده و حکومت را به دست گیرند. از این زمان اختلاف بین شاخه سوریه و شاخه عراق حزب نیز اوج گرفت و دو سال بعد شاخه عراقی حزب هم به ایجاد سازمان مستقلی با نام حزب بعث اقدام کرد.

از آن پس دو حزب بعث در سوریه و عراق با نام و ایدئولوژی یکسان، فعالیتی موازی را در جهان عرب سازمان‌دهی می‌کردند و هر یک شاخه‌های طرفدار خود را در کشورهای عربی سازمان داده بودند. دشمنی این دو حزب در حدی بود که سوریه در جریان جنگ ایران و عراق تنها کشور عربی بود که به طور رسمی جانب ایران را گرفته بود و به ارسال کمک‌های نظامی به ایران اقدام می‌کرد.

دکترین حزب بعث عمدتا توسط میشل عفلق مسیحی ارتدوکس که در خانواده در دمشق به دنیا آمده بود تدوین شده که به ویژه تحت تأثیر اندیشه‌های آندره ژید، رومن رولان، آناتول فرانس، مارکس و نیچه قرار داشت. میشل عفلق پس از کودتای شاخه سوریه حزب بعث از کشورش فرار کرده و پس از به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق به عنوان رهبر فکری جریان بعثی به مقام تشریقاتی دبیرکل حزب بعث عراقی‌ها انتخاب شد.

کودتای بعثی و قدرت گیری فزاینده صدام

کودتا بر علیه ژنرال عبدالکریم قاسم توسط بعثی ها و شماری از نظامیان ارتش عراق منجر به بازگشت صدام حسین به بغداد گردید. نقش بسزای ژنرال حسن البکر به عنوان دوست قدیمی صدام در کودتای فوق موجب ارتقای موقعیت صدام در حکومت تازه تشکیل شده گردید این در حالی است که صدام حسین در آن مقطع تنها ۲۹ سال داشت.

بر اساس ساختار تشکیل شده در عراق پس از کودتا، عبدالسلام عارف از فرماندهان ارتش به عنوان رئیس‌جمهور و حسن البکر از رهبران حزب بعث به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شدند. کودتای خونین بعثی ها با تصویه های گسترده ای همراه بود که منجر به مرگ هزاران نظامی و غیر نظامی گردید. صدام حسین در ساختار فوق توانست به مقامات عالیه رژیم بعثی دست یابد.
اختلاف های گسترده در میان رهبران حزب در زمینه ی اتحاد با مصر، سوریه و یا هر دو با اتکا به ملی گرایی عربی صرفا در داخل عراق موجب شکست زودهنگام حزب و خروج آن از قدرت گردید. خروج از قدرت موجب انسجام هر چه بیشتر بازماندگان حزب گردید و زمینه را برای بازگشت مجدد آن ها مهیا ساخت. بعثی ها این بار و بر علیه عبدالرحمن عارف رئیس جمهور وقت عراق (برادر عبدالسلام عارف) کودتا کرده و قدرت را به دست گرفتند.

قبضه قدرت، تصفیه خونین ، حذف رقبا و تبدیل به پدر ملت!
اگرچه صدام حسین نقش معاون ریاست جمهوری را در یازده سال ابتدایی حکومت بعث به رهبری احمد حسن البکر بر عهده داشت، اما در طول همین سال ها نیز بی گمان صدام قدرتمندترین شخصیت عراق محسوب می شود. ناامنی های موجود در سطح جامعه و وجود گروه های نظامی متعدد موجب عدم فرمانبرداری جریان های نظامی و غیر نظامی از دولت عراق شده بود. در این میان صدام حسین با تشکیل میلیشیایی قدرتمند و پس از گذشت مدت زمانی توانست با سیاست سرکوب خشونت بار و ایجاد رعب و وحشت زمینه تبعیت گروه های عراقی از دولت مرکزی را فراهم آورد، امری که بر قدرت او در هیات حاکمه یبش از پیش افزود.
صدام از ضعف مفرط حسن البکر (رئیس جمهور وقت) به بهترین نحو بهره برده و نهایتا وی را ساقط می نماید.


صدام حسین در دنبال کردن اهداف بلند پروازانه خود جهت سیطره مطلق بر قدرت از حربه های کهن قبیله ای بهره جست. گردآوری جمعی از اطرافیان وفادار و مورد اعتماد، توطئه علیه رقبا و حذف یا دور کردن آنها از پیرامون قدرت، نزدیک شدن به مرکز قدرت و وابسته کردن رئیس جمهور به خود. صدام موفق شده بود گروه بیشماری از جوانان خشن و ماجراجوی قبایل زادگاه خود، تکریت را تربیت و متشکل کند و به تدریج در رأس مهمترین پست های امنیتی قرار دهد. او به هواداران متعصب و خشن خود چنین تلقین کرده بود که مقامات اداری و مدنی هیچ اهمیتی در اداره کشور ندارند، و زمامداران واقعی کشور، مقامات امنیتی آن هستند.

شفیق کمالی، عدنان خیرالله، صالح مهدی عماش، عبدالکریم مصطفی نصرت و… تمامی رقبای صدام حسین در حزب بعث در طول دهه هفتاد میلادی کشته، حذف و یا از راس قدرت به کنار نهاده شدند. اوج اقدامات خشونت بار صدام را می توان در شامگاه هشتم اوت ۱۹۷۹ مشاهده کرد که وی تمامی رقبا را گردن زده و با خونسردی هر چه تمام تر و با عبور از اجساد به سوی بالکن ساختمان ریاست جمهوری رفته و برای هوادارانش دست تکان می داد. تمرکز بر نیروهای امنیتی و تبعیت نظامیان از صدام حسین روز به روز موقعیت حسن البکر را تضعیف می نمود تا آن که در سال ۱۹۷۹ با کنار زدن حسن البکر از قدرت در یک کودتای بدون خونریزی رسما حکومت رعب و وحشت را در عراق بنیان گذاشت. حکومتی که در طول ۲۴ سال صدارت صدام حسین با مرگ میلیون های عراقی، ایرانی، کویتی و کرد به پایان رسید.

صدام حسین در سال های دهه هفتاد میلادی به شدت بر وزن خویش در معادلات عراق و منطقه افزود. صدام در کنار ملک فهد پادشاه وقت سعودی
صدام حسین با تهییج افکار پان عربی و جلب حمایت برخی توده های عراق و اتکا به در آمدهای هنگفت حاصل از فروش نفت مبادرت به ایجاد نوسازی در سطح عراق نمود. اقدامات صدام عملا تمامی قدرت های ذره ای قبیله گی، نژادی و قومی موجود در عراق را از میان برده و با تمرکز قدرت در دستان خویش به پیش برد اهدافش مبادرت می ورزید. وی در تاریخ ژوئیه ۱۹۷۹ دستور به برگزاری گردهمایی مجمع رهبران حزب بعث داد. او در این مراسم که بنابر سفارش وی فیلمبرداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خیانت کار به‌شمار می‌آمدند خواندو به آنهادستور داد بیرون بروند. این اعضا که برچسب «خائن» به آنها زده شد، از جلسه بیرون برده شدند تا در مقابل جوخه ی آتش، تیرباران شوند. پس از اینکه فهرست به پایان رسید، صدام به همه کسانی که هنوز در جلسه حضور داشتند به خاطر وفاداری‌های گذشته و آینده‌شان تبریک گفت.
شمار زیادی از اعضای ارشد حزب بعث در چندین مرحله توسط صدام حسین به جوخه اعدام سپرده شدند
صدام حسین با بهره گیری از موج عربی و اقدام به کارهای عوامانه عناوین متعددی نظیر سوار کار فقیر،  سردار قادسیه، چابک سوارعرب، آفتاب ملت، رهبر حکیم توده های انقلابی، پدرملت و… را به خویش اختصاص داده بود. صدام برای تثبیت لقب رهبر حکیم توده های انقلابی تا  زمان حمله به کویت ۳۱۲ جلد کتاب منتشر کرد. بیشترین مطالب این کتاب ها شامل دستورات و نصایح حکیمانه برای اطفال ونوجوانان دوره های ابتدایی ومتوسطه مکاتب بود. وی ظاهرا تلفن خاصی را بین خود و مردم برقرار نموده بود و هرکس می توانست از این طریق با صدام مکالمه و صحبت آزاد داشته باشد.


صدام گاهی خودرا صلاح الدین ایوبی میخواند. گاهی متمایل بود که اورا استالین عرب بنامند. گاهی درصدد مقایسه خود با هارون الرشید خلیفه مشهور عباسی که تمدن اسلامی در دوران او به نقطه اوج رسیده بود، می برآمد.  و بدین مناسبت عکس های او در لباس ها و شکل های گوناگون  درسراسر عراق به چشم می خورد. سازمان جاسوسی عراق همیشه درصدد یافتن منازلی بودند که عکس صدام را نمیداشتند. عکس ها،  اورا درحالات مختلف نشان میداد: «درملاقات با مردم عادی، درصحبت با اطفال مکتب، درحین اندرز و نصیحت، دروقت ایراد بیانیه، درحالت تفکر، درحین مطالعه و نوشتن، درحالت سوار بر اسب، درلباس بدوی، درلباس رزمی و گاهی درلباس اروپایی. علاوه بر این، از شروع رهبری صدام در حزب بعث و دولت حزب مذکور تا یورش نظامی به کویت صدها هزار ساعت دستی درعراق توزیع گردید که بروی صفحه آنها عکس صدام منقوش بود.


تاسیس سازمان های مخوف پلیسی و امنیتی
صدام حسین در قامت رهبری سکولار و ناسیونالیست جهت پیشبرد اهدافش در جامعه متکثر عراق ناگزیر به اتخاذ دو استراتژی می بود، وی می بایست یا زمینه مشارکت تمامی اقشار و اقوام عراقی را در ساختار قدرت مهیا می نمود و یا این که به مقابله خشونت آمیز با مخالفین می پرداخت. سیاست های سکولاری و تاسیس نهادها و انجمن های غربی تنها مورد حمایت ۲۰ درصد از جامعه عراق بود. شیعیان عرب عراقی که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می دادند عملا از قدرت خارج شده بودند، کردها نیز بدلیل سیاسی بعثی-عربی صدام حسین رسما فاقد کوچک ترین مشارکتی در سطح جامعه بودند.

صدام در حال عبادت!
صدام حسین جهت مقابله با خطرات احتمالی از سوی گروه ها و جریان های قبیلگی و مسلح مبادرت به تاسیس سازمان های مخوف پلیسی و امنیتی نمود. طه یاسین رمضان از دوستان نزدیک صدام و رئیس ارتش خلق این کشور به عنوان بازوی نظامی حزب بعث به فعالیت می پرداخت. در کنار ارتش خلق، سازمان اطلاعات کل عراق (استخبارات) قرار داشت که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت بود و از استفاده از هرگونه ترور و شکنجه ابایی نداشت. این سازمان توسط برزان ابراهیم التکریتی که برادر کوچک‌تر و ناتنی صدام بود اداره می‌شد. ناظران خارجی از سال ۱۹۸۲ به این سو به این باور بودند که این سازمان در عملیات‌های مختلف، مخالفان صدام حسین در داخل و خارج از کشور را نابود می‌کند.

صدام، گرایش های میهن‌پرستی عراقی را با این ادعا که عراق نقش تعیین کننده‌ای در تاریخ جهان عرب ایفا نموده است مورد صحه می گذارد. او به عنوان عالی ترین مقام عراق همواره به دوره عباسیان که در آن بغداد مرکز فرهنگی-سیاسی جهان عرب بود اشاره می کرد. یکی از نشانه‌های تحکیم قدرت وی، پرستش شخصیت او بین بخشی از جامعه ی عراق بود. هزاران تصویر، پوستر، مجسمه و نقاشی دیواری در گوشه و کنار عراق نصب شده بودند. چهره وی را می‌شد روی ساختمان‌های اداری، مدارس، فرودگاه‌ها، مغازه‌ها و اسکناس عراق دید. پرستش شخصیت وی نمایان گر تلاش‌های او در جهت پاسخ گویی به عناصر گوناگون جامعه عراق بود. صدام گاهی در لباس اعراب بدوی، گاهی در لباس‌های سنتی کشاورزان عراقی (که خود در هنگام کودکی به تن می‌کرد) و حتی گاهی در لباس کردها ظاهر می‌شد. همچنین او گاهی در لباس‌های غربی نمایان می‌شد و با این کار می‌خواست تصویری از یک رهبر شهری و نوگرا را در اذهان تداعی کند. برخی اوقات خود را به شکل یک مسلمان مؤمن در می‌آورد و با عمامه و ردا به سوی قبله نماز می‌خواند و در مقابل، گاهی اوقات لباس‌های غربی به تن می‌کرد، عینک دودی به چشم می‌زد و تفنگی را روی شانه خود نگه می‌داشت.

 قتل فجیع آیت الله محمد باقر صدر
روحانیت شیعه مستقر در جنوب عراق از بدو شکل گیری حکومت بعث در کشورشان به انحای مختلف نسبت به سیاست های این حزب و پیامدهای آن موضع گرفته اند. آیت الله سید محمد باقر صدر که پس از آیت الله حکیم به سان مرجعی بی همتا در عراق فعالیت می نمود بارها در برابر اقدامات ضد دینی و ضد اخلاقی سران بعثی کشورش موضع گیری می نمود. نیروهای وابسته به دستگاه های امنیتی عراق ایشان را چندین بار بازداشت نموده و تحت شکنجه های روحی و جسمی  شدید قرار می دادند، اما ارادت ایشان به اسلام و تلاش برای رهایی مردم کشورش از یوغ بعثی ها مانع از فعالیت شان نگردید.

صدام در حال زیارت از کربلا!
نزدیکی فکری آیت الله محمد باقر صدر به امام خمینی زمینه نگرانی فزاینده حزب بعث را به ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی فراهم نموده بود. موضع گیری های شهید صدر و حمایت های بی دریغ وی از نهضت امام خمینی در انتها به شهادت ایشان منجر گردید. نیروهای امنیتی عراق با انتقال ایشان به بغداد و پس از شکنجه های متعدد زمینه مرگ این مرجع اعظم را مهیا نمودند.
 آیت الله محمد باقر صدر مرجع عالی شیعیان عراق و خواهر گرامی شان توسط دژخیمان حزب بعث به شهادت رسیدند
بعثی های تحت رهبری صدام حسین به مرگ ایشان اکتفا نکرده و بلافاصله و پس از انتقال بنت الهدی صدر موجبات مرگ خواهرش را تحت وحشیانه ترین اقدامات فراهم نمودند.
 امام خمینی، در پیامی که به مناسبت شهادت مظلومانه آن دو شهید داد، سوگمندانه نوشت: «….مرحوم آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او که معلمین دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود، به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیتهای عزیز از موالیان خود برده اند….»

صدام در حال زیارت از کربلا

قساوت نسبت به اطرافیان
نقل است که صدام حسین جهت تثبیت موقعیت خویش در کشور و ایجاد رعب و وحشت نزد اذهان عمومی بارها اقدام به تصفیه های خونینی در سطح کشور نموده است، تصفیه هایی که گاها حتی دامان نزدیک ترین اشخاص به شخص رهبر عراق را نیز گرفته است. هر گونه خطر و یا خیانت به شخص صدام حسین با مرگ طرف مقابل پاسخ داده می شد.

حسین کامل (داماد صدام) با وجود دریافت امان نامه پس از ورود به بغداد اعدام شد
حسین کامل داماد صدام حسین نمونه مناسبی در این باره است. وی که پیشتر و صرفا به جهت نسبت فامیلی با صدام از یک محافظ ساده به درجه سپهبدی رسیده و زمام امور سه وزارت خانه کلیدی نفت، دفاع و صنایع جنگی را بر عهده داشت پس از فرار به عمان (پایتخت اردن) با درخواست صدام مبنی بر بازگشت به بغداد و اعطای امان نامه مواجه شد اما بلافاصله پس از بازگشت به فجیع ترین شکل ممکن اعدام شد.
خانواده ای قدرتمند برآورد فضای حاکم بر ۲۴ سال حکومت بعثی ها در عراق حکایت از آن دارد که علی رغم قدرت بی چون و چرای صدام حسین، شماری از اطرافیانش به ویژه عدی و قصی هر یک برای خویش دستگاه و سیستم مجزایی را تعبیه نموده بودند به گونه ای که عدی صدام حسین هم زمان چندین زندان، دادگاه، نیروی نظامی، شبه نظامی، شبکه تلوزیونی، روزنامه را به شکلی مجزا اداره نموده و حکومتی را برای خود تاسیس نموده بود.

دیکتاتور پیشین عراق سه بار در طول زندگی اش ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال ۱۹۶۳  با ساجده طلفاح دختردایی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجه ی این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح،  دو پسر به نام‌های «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نام‌های «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اوایل سال ۱۹۹۷ به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۹۶ در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته می‌شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد. او سمیرا شاه‌بندر را در سال  ۱۹۸۶ و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود.
از مهمترین جرائم و اتهامات وارده به عدی پس از سقوط حکومت بعثی این بود که او وقتی رئیس کمیته المپیک عراق بود، دست به شکنجه و زندانی کردن ورزشکاران بازنده می کرد و به عمد با چوب خیزران فوتبالیست ها را ترکه و آنها را با الفاظی هم چون سگ و میمون مورد خطاب قرار می داد. او بازیکنان فوتبال را پس از هربار شکست در مسابقات مجبور می کرد تا با توپ بتونی فوتبال بازی کنند. هاشم حسن، دروازه بان و قحطان شاطر را تنبیه کرد و دستور داد آنها را سه روز شلاق بزنند.
عدی صدام حسین به داشتن روابط گسترده ضد اخلاقی شهره بود. وی توامان ریاست کمیته ملی المپیک عراق را برعهده داشته و بارها ورزش کاران عراقی را به دلیل عدم کسب نتایج مناسب شکنجه و زندانی کرده است
راز شکنجه گاه های صدام و آنچه او بر سر مردم کشورش آورده بود تا مدت ها سر به مهر باقی ماند تا اینکه بعد از سرنگونی رژیم بعث، پرده از این راز بزرگ برداشته شد. پس از انتقال دست نوشته های صدام به واشنگتن، در میان آنها اسناد و مدارکی از جنگ تحمیلی ایران و عراق و نامه صدام به فرماندهان ارتش خود بعد از آزادی خرمشهر توسط رزمندگان ایرانی وجود داشت که در آن نوشته بود:« به خاطر دردی که به من وارد کردید، خانواده هایتان را خواهم کشت. کاش همه شما در خرمشهر کشته می شدید. خودم شخصا مسؤول این افتضاح را خواهم کشت.»
 قصی(راست) و عدی به عنوان پسران صدام حسین از قدرت بالایی در سطح جامعه برخوردار بودند. قصی پس از صدام دومین شخصیت پرنفوذ و قدرتمند این کشور محسوب می شد.

تنها برای یک نمونه گفته می شود که در یکی از دادگاه های صدام که برای رسیدگی به پرونده دجیل (بیشتر اهالی این شهرک به اتهام تلاش برای ترور صدام قتل عام شدند) برگزار شد، در حالی که صدام و هفت نفر از مقام های ارشد نظامی اش که در این واقعه مقصر بودند حضور داشتند، چند نفر اسرای قتل عام دجیل به دادگاه خوانده شدند تا علیه صدام شهادت بدهند، شرح وقایع و آن دوران و آنچه این چند شاهد به زبان آورده بودند در روزنامه ساندی تایمز منتشر شد.شاهد اول زنی بود که به دستور قاضی دادگاه و به خاطر مسائل امنیتی هیچ وقت اسمش فاش نشد، او از پشت پرده صحبت می کرد و صدایش هم بعد از تغییر داده شدن به کمک ابزارهای صوتی پخش می شد. این زن درباره روزی که اسیر شده بود گفت:« وقتی که اسیر شدم، ۱۶ سال بیشتر نداشتم. چند سرباز عراقی به من حمله کردند و مرا به شدت کتک زدند. با شوک الکتریکی مرا شکنجه می دادند و هر روز تا سر حد مرگ کتک می زدند.» وقتی در دادگاه از این زن سؤال شد که آیا مورد آزار و اذیت جنسی هم قرار گرفته یا نه، سرش را به نشانه تأیید تکان داد و شروع به گریه کرد. بعد از شنیدن این صحبت ها وقتی قاضی دادگاه از او پرسید که از کدام یک از متهمان شکایت دارد؟ زن فقط به صدام اشاره کرد و گفت:« وقتی هزاران نفر مثل من زندانی و شکنجه شدند چه کسی جز این مرد مسبب همه این هاست؟»

صدام در کنار پسرانش قصی و عدی

عدی پسر بزرگ تر صدام نیز بارها و بارها متهم به آزار و اذیت جنسی و قتل زنان جوان شده بود. صاحب یکی از تالارهای عروسی در بغداد درمورد فساد اخلاقی عدی گفته است:« در اواخر دهه ۱۹۹۰ پس از این که عدی مجلس عروسی ای را که به آن دعوت شده بود ترک کرد، همه متوجه شدند که عروس گم شده است. از آنجا که عروس از خانواده های سرشناس شهر بود تمام محافظان حاضر در عروسی، درها را بستند و به هیچ کس اجازه خروج ندادند. مهمان ها نمی دانستند که چه بلایی به سر عروس آمده اما داماد که به خوبی می دانست عدی عروسش را دزدیده است به طرف یکی از محافظ ها رفت و با برداشتن اسلحه او خودکشی کرد.»

یکی از افسران نظامی محاکمه شده در عراق پس از صدام در رابطه با قصی پسر دیگر صدام در رابطه با اقدام وی در منطقه سویرا می گوید « وقتی که قصی به دستور پدر به منطقه سویرا که حدود ۳۰۰ اسیر شیعه را در آنجا نگهداری می کردند رسید، با هفت تیری که در دست داشت به چهار نفر نزدیک شد و در حالی که فریاد می کشید و حرف های رکیک به زبان می آورد با شلیک گلوله به طرف شان آنها را کشت. بعد دستور داد همه اسیرها را قتل عام کنند. پس از آن سوار اتومبیلش شد و به سمت بغداد حرکت کرد.»
وفاداری بی قید و شرط قصی به پدرش، باعث شد کم کم در مقام خود ارتقا پیدا کند و به فرماندهی گارد جمهوری  و سازمان امنیت خاص عراق دربیاید. تا جایی که تا قبل از براندازی حکومت صدام، قصی دومین مرد قدرتمند عراق و به عنوان اصلی ترین عنصر در زندانی کردن مخالفان سیاسی و شکنجه خانواده های آن ها شناخته شده بود.

 

جنگی به نام دفاع از دورازه ی عربیت!
دهه پنجاه، شصت، هفتاد و هشتاد میلادی سال های اوج اندیشه پان عربیسم در میان جهان عرب است. پان عربیسمی که با تلفیق سوسیالیسم و گاها اندیشه های کمونیستی بیش از پیش رادیکال تر می شد. رهبر فکری این جریان را می توان جمال عبدالناصر رئیس جمهور فقید مصر دانست که باور داشت با اتحاد میان اعراب ضمن عبور از مشکلات توان رویارویی با دشمنان اعراب به ویژه اسرائیل بیش از پیش مهیا خواهد بود. شخصیت هایی چون حافظ اسد، معمر قذافی و صدام حسین نیز بعدها در پی احیای اندیشه های ناصر برآمدند، امری که با جاه طلبی آنها جهت تسلط بر تمامی جهان عرب و کسب رهبری اعراب همراه بوده است.
 صدام حسین با تکیه بر این اندیشه و با احیای برخی تضادهای ریشه ای میان عرب ها بر عجم ها بر طبل نژادگرایی کوبیده و تلاش نمود تا از حمایت اعراب جهت دستیابی به مقاصد بلندپروازانه اش در حمله به ایران استفاده نماید.

امام خمینی بارها به رهبران عرب نسبت به مطامع صدام هشدار داده و بیان داشته اند که صدام پس از ایران به سراغ آن ها خواهد آمد، امری که بلافاصله و پس از اتمام جنگ ایران و عراق با حمله صدام به کویت محقق شد.
حکومت بعثی عراق در طول های سال های پیش از انقلاب ایران با با دولت شاهنشاهی تا مرز درگیری پیش رفت، اما قدرت نظامی محمدرضا شاه و حمایت ایالات متحده از وی همواره موجب تضعیف جایگاه صدام حسین در معادلات منطقه ای شده بود، امری که نهایتا صدام را به دست کشیدن از خواسته هایش در قبال اروند رود و مناطق مناقشه انگیز مرزی کشاند و موجب امضای قرارداد الجزایر شد.
 صدام به بهانه حمایت از امت عربی به ایران حمله نموده و وعده داد تا مدت زمان کوتاهی به تمامی مقاصدش دست یابد
وقوع انقلاب اسلامی در ایران و هرج و مرج ناشی از انقلاب نوپای این کشور مورد بهره برداری صدام حسین واقع شد و دیکتاتور عراق را بر آن داشت با لغو یک سویه قرارداد الجزایر به جمهوری اسلامی ایران حمله نماید. طرح موضوعاتی نظیر حمایت از اعراب خوزستان، الحاق اروندرود به عراق، تسلط بر مناطق نفت خیز خوزستان و حمایت از اعطای جزایر سه گانه به امارات متحده عربی همگی در راستای جلب حمایت اعراب منطقه از وی صورت پذیرفت. به باور صدام حسین موقعیت متزلزل جمهوری اسلامی موجب خواهد شد که ارتش بعثی در زمانی کوتاه وسعتی گسترده از ایران را تصرف نموده و زمینه انضمام بخش هایی از این کشور به خاک خود را فراهم می نماید، امری که با گذشت هشت سال محقق نشده و سرانجام صدام را ناگزیر به پذیرش همان قرارداد الجزایر نمود.
صدام حسین در طول جنگ تحمیلی حمایت تام قدرت های بین المللی را پشت خویش احساس می نمود و این امر بر ترغیب وی جنگ تحمیل حداکثر هزینه ها به ایران در طول جنگ می افزود. وابستگی صدام به بلوک شرق موجب چراغ سبز شوروی به حمله به ایران شد. سقوط حکومت وابسته به آمریکا در تهران و مواضع ضد آمریکایی انقلابیون نیز با عدم مخالفت آمریکا با حمله به ایران از سوی عراق مواجه شد. امری که با گذر زمان عملا آمریکا به سان متحدی در کنار صدام حسین قرار داد. شواهد جنگ تحمیلی حاکی از آن است که قدرت های بین المللی ضمن اعمال تحریم های فزاینده نظامی بر ایران کمک های گسترده نظامی و لجستیکی را از آن صدام حسین می نمودند. به واقع بنا به نظر بعضی صاحب نظران، جنگ ایران وعراق در واقع از تیر ماه ۱۳۵۹ آغاز شده بود، زمانی که برژینسکی در مرز اردن‌-عراق با صدام حسین ملاقات کرد و تعهد نمود از هجوم سراسری ارتش عراق علیه ایران حمایت کند‌.

صدام حسین در این جنگ حمایت تام مسکو و واشنگتن را پشت سرخویش احساس می نمود
اعراب حاشیه خلیج فارس نیز ضمن طرح مباحث دروغین من جمله خطر سرایت انقلاب ایران به این کشورها عمده هزینه های مالی جنگ را برای رژیم بعثی عراق تامین می نمودند. امام خمینی (ره) بارها به سردمداران عرب هشدار دادند که تداوم حمایت مالی از صدام حسین ممکن است در آینده خطراتی را از آن این رژیم ها نماید. هشداری که بلافاصله پس از اتمام جنگ ایران و عراق محقق شده و با حمله صدام به کویت جنبه عینی یافت.
جنگ تحمیلی عراق به جمهوری اسلامی صدمات جبران ناپذیری را در حوزه های انسانی، اقتصادی، اجتماعی و… از آن ایران نمود، برآورند سازمان ملل از هزینه های جنگ بر آن است که رژیم بعثی قریب به ۹۱ میلیارد دلار به ایران خسارت وارد نموده است، رقمی که بسیار کمتر از خسارت وارده برآورد می شود. به گفته ی کارشناسان ایرانی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار به زیرساخت های اقتصادی کشور آسیب وارد شده است.
 علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی مسئول عمده استفاده از سلاح های کشتار جمعی از سوی رژیم بعثی عراق بوده است (لحظات حضور وی در دادگاه ۲۰۰۶)


علاوه بر صدمات مادی، خسران های معنوی و انسانی بسیاری به جامعه کشورمان وارد آمد. قریب به ۳۰۰ هزار شهروند ایرانی شهید شده، صدها هزار تن مجروح گردیده و میلیون ها آواره شدند.
 رژیم صدام حسین بارها در طول جنگ مبادرت به استفاده از سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی می نمود، رخدادی که نه تنها با واکنش و مخالفت سازمان های حقوق بشری مواجه نگردید بلکه حمایت پنهانی آن ها را نیز در پی داشت. بنابر اسناد منتشر شده از نهادهای بین المللی در سال های اخیر عمده تسلیحات کشتار جمعی رژیم صدام حسین توسط شرکت های آلمانی، هلندی و سایر قدرت های غربی تامین می شده است.

نسل کشی کردها
از زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی تا شکل گیری حکومت جمهوری در عراق، کردهای شمال این کشور به اقدامات گوناگونی جهت جدا شدن از عراق دست زده اند. ملامصطفی بارزانی رهبر حزب دموکرات را می توان با نفوذترین رهبر کرد در دهه های اخیر دانست که جهت تحقق رویای کردها به مقابله با دولت مرکزی عراق پرداخت.
فارغ از مقاطع کوتاهی که در آن دولت مرکزی عراق به واسطه موقعیت ضعیفش ناگزیر به انعقاد قراردادهایی صلح آمیز با طرف کرد شده است، در تمامی سال های حاکمیت بعثی ها به رهبری صدام حسین و حسن البکر، بغداد به سرکوب گسترده آن ها پرداخته است. اخراج دسته جمعی آن ها به خارج از عراق، تغییر بافت جمعیتی در شهرهایی چون موصل و کرکوک و در پیش گرفتن سیاست مشت آهنین از جمله اقداماتی بوده که همواره مد نظر حزب بعث عراق قرار گرفته است. صدام در سال ۱۹۷۰ توافقنامه‌ای با کردها امضا کرد که در آن به رهبران کرد خودمختاری داد، ولی این توافقنامه به زودی از سوی صدام شکسته شد. نتیجه آن، نبردی بی‌رحمانه بین دولت و گروه‌های کرد بود. در این نبردها حتی روستاهای کردنشین ایران نیز بمباران شدند که این کار باعث تیرگی روابط ایران و عراق گردید.
قیام کردها در طول سال های حکومت صدام حسین بارها به شکلی خون بار پاسخ داده شده تا جایی که نهادهای حقوق بشری و بین المللی مصادیقی از این اقدامات را مشابه جنایت علیه بشریت و نسل کشی نامیده اند. نمونه ای از اقدامات فجیع صدام حسین در قبال کردها را می توان در ۱۷ آوریل ۱۹۸۷ مشاهده کرد، روزی غم بار و تراژدیک که در فاصله ای کوتاه زمینه مرگ هزاران غیر نظامی کرد را فراهم نمود. صدام که پیش از آن نیز به کرات از سلاح‏های شیمیایی علیه مردم و رزمندگان ایرانی استفاده کرده بود، در این روز حتی به شهروندان خود رحم نکرد و با بمباران شیمیایی حلبچه، مردم این شهر کردنشین را با استفاده از عوامل کشنده اعصاب، حادثه تلخی را رقم زد که جان بیش از ۵۰۰۰ نفر را گرفت و هزاران نفر را مصدوم کرد. بازماندگان و نجات یافتگان این حادثه هنوز یاد و خاطره این حادثه تلخ را فراموش نکرده‏اند و درد و آلام ناشی از این جنایت هولناک هنوز از چهره مردم و گوشه و کنار این شهر رخت بر نبسته است.
 گورهای دسته‏ جمعی بسیاری پس از سقوط صدام در کردستان عراق کشف شده که همگی شواهد روشنی برای ارتکاب جرم نسل‏ کشی می ‏باشند.

اشغال کویت و آغاز زوال صدام
اتمام جنگ با ایران مقارن است با بروز کشمکش با همسایه ی ثروتمندی به نام کویت. صدام حسین که در طول هشت سال سپری شده در دستیابی به مقاصدش در حمله به ایران ناکام مانده بود جهت تحقق رویاهایش این بار کویت را مورد هجوم قرار داد. سقوط اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی نظام دو قطبی دست صدام را در این حمله باز گذارده بود، به باور او رژیم عراق می توانست از خلاء قدرت موجود در جهان به بهترین نحو استفاده نماید. دستیابی به آب های آزاد از طریق کویت را می توان دیگر دلیلی دانست که صدام حسین کویت را استانی از عراق بنامد.
 حمله به کویت را می توان بزرگترین اشتباه استراتژیک وی دانست که زمینه زوال رژیم بعث در عراق را فراهم نمود
در این میان از ذخائر عظیم نفتی کویت نمی توان چشم پوشی نمود. این ذخایر تقریبا با ذخایر نفت عراق برابر بودند. از همین رو صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرد و توانست ظرف ۳ ساعت کویتی ها را تسلیم و خاک آن را به عراق ضمیمه نماید. صدام حسین در پی القای این مطلب واهی به اعراب بود که جنگ او با ایران باعث شده است که کویت از حمله قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزه خلیج فارس بوده است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند و این امر بهانه را برای حمله ی به کویت فراهم نمود.

ارتش عراق در کمتر از سه ساعت کویت را اشغال نمود
تصرف کویت را می توان بزرگترین اشتباه محاسباتی صدام دانست، امری که نهایتا زمینه زوال وی را فراهم ساخت. بلندپروازی های او نگرانی فزاینده شیوخ خلیج فارس را در پی داشت. اعراب خلیج فارس که تا سال های پیشین از متحدین وی در مقابل این محسوب می شدند با در خواست از آمریکا به مقابله به اشغال گری صدام پرداختند. ایالات متحده آمریکا و ناتو نیز با بهره مندی از فضای فروپاشی شوروی در راستای القای رهبری تام و تمام خویش بر جهان برآمده و به بهانه مقابله با زیاده خواهی های صدام حسین عازم خلیج فارس شدند. نیروهای ناتو موفق شدند در حملاتی پیاپی زمینه خروج نیروهای عراقی از کویت را فراهم کنند.
عراقی ها در همه حال مجبور به تبعیت و ستایش از شخصیت صدام حسین بودند

صدام حسین بدون درک احتمال حمله آمریکا به این کشور بلافاصله در پی تغییر معادلات بر آمد و با اتخاذ مواضع ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در پی شکاف میان جهان عرب اقدام کرد. وی بلافاصله پس از آغاز حملات ناتو گفت: « این جنگ که مادر جنگ ها (ام المعارک) است پس از اینکه شیطان بزرگ (ایالات متحده) جنایتش را مرتکب شد آغاز گردید.»

صدام حسین خود را مدافع خلق عرب می پنداشت
صدام اظهار داشت که : «عراقی ها، اعراب و مردم مسلمان هر ضربه را که دریافت کنند با دو ضربه پاسخ خواهند گفت. این جنگ پایان عمر امپریالیزم جهانی به رهبری امریکا خواهد بود و ما حقوق از دست رفته خود را باز خواهیم یافت. فلسطین آزاد خواهد شد، اشغال جولان و لبنان پایان خواهد یافت و هر انسانی در سرزمین عربی آزاد خواهد بود. نقشه های شیطانی و شوم قصر سفید نقش بر آب خواهد شد و تمام نیروهای استکبار و سرکوبگر نابود خواهند شد.»

حملات ۱۷ کشور ناتو برای صدام و حامیانش گران تمام شد به حدی که زیربنای اقتصادی و ثروت ملی عراق در جریان چهل روز بمباران هوایی امریکا و متحدینش منهدم گردید. اما زمانی که تهاجم زمینی آمریکا و متحدینش را خطری در سقوط حاکمیت خود یافت برخلاف لاف و گزاف هایش مبنی برمقاومت و پایداری دستور عقب نشینی سریع و بدون قید و شرط قوای خود را از کویت صادر کرد. او تمام شرایط امریکا را پذیرفت و نشان داد که مساوی با زورگویی و بلند پروازی هایش زبون و ذلت پذیراست.
صدام حسین جهت ایجاد شکاف میان جهان عرب بلافاصله اقدام به اتخاذ مواضع ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی نمود و بیان داشت که در پی آزادسازی جولان، فلسطین و غزه برآمده است
شغال کویت توسط بعثی های عراق و ضربات مهلک آن ها به اقتصاد این کشور موجب مقابله جامعه جهانی با اقدامات صدام گردید، امری که به مرور صدام را بیش از پیش تحت فشار گذارده و به انزوای بین المللی کشاند. تحمیل قطعنامه شورای امنیت به صدام مبنی بر پرداخت غرامت به کویت، قیام شیعیان در جنوب و کردها در شمال و اعمال منطقه پرواز ممنوع در کردستان در کنار تحریم های اعمال شده بر صدام عملا وی را به شیری بی یال و کوپال تبدیل کرده بود که روز به روز موقعیتش تضعیف می گشت.
 ضربات مهلک ناتو به رژیم بعثی موجب عدول صدام از تمامی مواضعش گردید و بلافاصله از کویت عقب نشینی نمود

موشک پراکنی عراق به سوی تل آیو
مسئله فلسطین همواره از اهمیت بسزایی نزد جهان عرب برخوردار بوده است. بسیاری از رهبران ناسیونالیست عرب هم چون جمال عبدالناصر جهت استحکام موقعیت خویش در میان اعراب همواره تلاش نموده اند خود را بزرگترین حامی فلسطینی ها و در مقابله با اسرائیل نشان دهند.
صدام حسین نیز در مقاطعی از تاریخی جهت کاستن از فشارهای بین المللی به این حربه متوسل شده و خود را حامی فلسطینی ها نشان داده است. بطور نمونه هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ (اشغال کویت) هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیه فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهاد صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و آمریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد.
 صدام با درک اهمیت مسئله فلسطین نزد جهان عرب همواره با طرح آن در پی تثبیت و ارتقای موقعیت خویش بر می آمد
عدم پذیرش ضرب‌العجل شورای امنیت موجب شد که آمریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ  ژانویه ۱۹۹۱حمله هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کنند. صدام حسین بلافاصله و در راستای ایجاد شکاف در میان متحدین عرب آمریکا مبادرت به شلیک ۳۹ موشک به سوی اسرائیل نمود، امری که با پاسخ رژیم صهیونیستی مواجه نگشت. صهیونیست ها جهت حفظ اتحاد اعراب با آمریکا در برابر صدام حسین نسبت به موشک پراکنی بعثی ها به سوی رژیم شان واکنشی در خور نشان ندادند.


 یاسر عرفات از حامیان سرسخت صدام حسین در طول جنگ عراق بر علیه ایران و کویت بود که این امر زمینه انزوای وی میان جهان عرب را فراهم نمود
حمایت از آرمان فلسطین و گروه های فلسطینی و نهضت های رادیکال منطقه محور تحرکات سیاسی صدام حسین در منطقه و جهان عرب در سال های حکمرانی اش بود. بسیاری از فلسطینی ها او را همواره یک دوست می پنداشتند. هر چند صدام از این اهرم برای باج گیری از کشورهای ثروتمند عرب به خوبی استفاده می کرد.

یک دهه تحریم و فشار
با پایان جنگ دوم خلیج فارس روابط ایالات متحده و عراق هم چنان متشنج ماند. در  آوریل ۱۹۹۳ سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیس‌جمهور سابق امریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در ماشین بمب‌گذاری‌شده را خنثی کردند. امریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۹۳ حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.
مقامات آمریکایی اعلام نمودند که نیروهای استخباراتی عراق در پی ترور بوش پدر در کویت برآمده اند که این امر ناکام مانده است
دهه نود میلادی را می توان بدترین دوران برای مردمان عراق دانست. برهه ای که از یک سو کشورشان تحت شدیدترین فشارهای بین المللی قرار داشته و از ورود کمترین تجهیزات و امکانات بی بهره است تا جایی که دولت مرکزی جهت خرید غذا ناگزیر به تن دادن به طرح نفت در برابر غذا است و از سوی دیگر دیکتاتور ی صدام حسین زندگی عادی مردمان را در درون کشور ساقط نموده است. گفته می شود که تحریم‌های سازمان ملل بعد از حمله عراق به کویت بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۱/۲ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند.
قوس النصر که با نام شمشیرهای قادسیه نیز شناخته می شد در مرکز شهر بغداد به دستور صدام و برای نشان دادن پیروزی بر ایران ساخته شد
گروه‌های قومی و دینی عراق با استفاده از وضعیت به وجود آمده زمینه را برای شورشی جدید در کشور آماده دیده و به آن اقدام کردند. با اوضاع جاری پس از جنگ در عراق، ناآرامی‌های اجتماعی و قومی بین شیعیان، کردها و واحدهای نظامی ناراضی می‌توانستند خطر بزرگی برای دولت صدام باشند. شورش‌های کردها در شمال و شیعیان در جنوب و مرکز عراق با بی‌رحمی تمام پاسخ داده شد.
تحریم های بین المللی وضع شده بر علیه عراق و سیاست های دیکتاتور مآبانه صدام در دهه نود موجب مرگ قریب به یک میلیون عراقی شد
آمریکا که خود، عراقی‌ها را تشویق به شورش علیه صدام کرده بود هیچ کمکی جز کنترل منطقه پرواز ممنوع عراق نکرد. ترکیه با هرگونه استقلال کردها مخالف بود و عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه‌کار عرب از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند انقلاب ایران هراس داشتند. صدام که توانسته بود پس از شکست در جنگ، بحران‌ها را نیز کنترل کند، با کشوری مواجه بود که از نظر اقتصادی و نظامی به شدت آسیب دیده بود و او هرگز نتوانست آسیب‌ها را جبران کند. او دائما بقای خود را نشانه پیروزی عراق در جنگ با آمریکا اعلام می‌کرد. این پیغام صدام شهرت زیادی در جهان عرب پیدا کرد.

قیام شیعیان در جنوب عراق در ابتدای دهه نود میلادی توسط بعثی ها به خون کشیده شد
برآوردی از سال ها حکمرانی صدام حسین نشان می دهد که خودسری وی در حمله به کویت و تلاش برای اشاعه قدرتش در سراسر خاورمیانه با نگرانی ایالات متحده و اروپایی ها روبرو شده و همین امر موجب پایان تاریخ مصرف صدام حسین برای آنها شده است. اعمال تحریم های فزایند در دوره کلینتون موسوم به داماتو جهت مهار هم زمان ایران و عراق و قرار دادن اسم این کشور در کنار کره شمالی و ایران تحت عنوان محور شرارت نشان از پایان اعتبار بعثی ها نزد حامیان پیشین شان دارد.
ریاض ابراهیم وزیر بهداشت دولت صدام حسین در پی بیان انتقادی کوچک در جلسه هیئت دولت در همان جلسه با شلیک گلوله از سوی صدام حسین اعدام شد
صدام حسین در سال های پایانی حکومتش جهت جلب رضایت افکار عمومی اقدام به اعمال تغییراتی در سطح کشور نمود. وی اصرار زیادی داشت تا خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعه عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۲۰۰۱ حکم اعدام همجنس‌بازان، تجاوزگران و فاحشه‌گان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود. اموری که هیچ یک نتوانستند زمینه ماندن وی در راس قدرت را تضمین نمایند.
 صدام جهت افزایش مشروعیش داخلی اش در سال های پایانی حکومت بعث، مبادرت به اقداماتی ظاهری نظیر اعمال برخی احکام اسلامی در داخل کشور کرد
ستمگری در زیر شلواری
صدام حسین جهت افزایش قدرت اقتصادی و نظامی خود در دهه هشتاد میلادی طرح غنی‌سازی اتمی عراق را با کمک فرانسه آغاز کرد. اولین راکتور اتمی عراق اوسیراک نام گرفت. اوسیراک نام خدای مرگ در مصر باستان بود. این راکتور بعدها توسط حمله هوایی اسرائیل (۱۹۸۲) نابود شد زیرا اسرائیل بر این باور بود که عراق می‌خواهد از این راکتور برای تولید اسلحه‌های مبتنی بر مواد اتمی استفاده کند.


 طارق عزیز وزیرخارجه صدام حسین (پس از بازداشت ۲۰۰۶)
رژیم صدام حسین در طول جنگ هشت ساله بر علیه جمهوری اسلامی بارها از سوی هم پیمانان بین المللی اش به سلاح های کشتار جمعی مسلح گشت. با این حال و پس از شکاف میان بغداد و واشنگتن فشارها بر دولت بعثی عراق به بهانه توسعه سلاح های کشتار جمعی این رژیم افزایش یافت. فشارهایی که نهایتا در سال ۲۰۰۳ به سقوط رژیم صدام حسین در حمله ی ائتلاف آمریکا و بریتانیا منجر شد.
 ایالات متحده آمریکا به بهانه دستیابی احتمالی رژیم صدام حسین به تسلیحات کشتار جمعی به عراق حمله نموده و رژیم مضمحل شده بعثی را در کمتر از سه هفته شکست داد.( مجسمه صدام در بغداد ۲۰۰۳)

جرج بوش پسر با بهره گیری از فضای مبارزه با تروریسم پس از حملات مشکوک ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مبادرت به حملات به جریان ها و دولت های به اصلاح تروریستی نمود. وی هدف خود از این اقدام را مقابله با تروریست ها دانست. حملات ارتش ائتلاف به عراق بدلیل ضعف مفرط دولت مرکزی عراق و نارضایتی فزاینده مردم این کشور به راحتی توانست در کمتر از سه هفته به اهداف خویش دست یافته و بر تمامی عراق چیره گردد.

سقوط رژیم بعثی عراق موجب متواری شدن تمامی وابستگان به این رژیم، به ویژه شخص صدام حسین شد. اما در نهایت وی پس از مدت ها در شهری به دام افتاد که سرنوشتش در آن جا رقم خورده بود. او ۶۶ سال پیش در نزدیکی همین شهر (تکریت) به دنیا آمد و این بار با ریش انبوه و موی پریشان از عمق حفره ای تنگ و تاریک سر بیرون آورد. در هیبت پیرمردی ناتوان، دست ها را بالا گرفت و با صدایی خسته و خفه گفت: «من صدام حسین هستم. رئیس جمهور عراق». این بار چشمانش خالی و نگاهش بی فروغ بود.
 صدام حسین در سال ۲۰۰۶ و در منطقه ای حوالی زادگاهش در دالانی یافت شد

اعضای هیئت حاکمه موقت عراق پس از گفتگو با وی اعلام کردند که او از گذشته خود پشیمان نیست و معتقد است که تنها یک «حاکم سخت‌گیر» بوده‌است.
صدام حسین بلافاصله پس از کشف محل اختفایش اعلام کرد: «من صدام حسین هستم، رئیس جمهور عراق»
در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۰۵ روزنامه‌های سان انگلیس و نیویورک پست، عکسی از صدام را در زندان در حالی که تنها یک زیرشلواری به پا داشت، با عنوان «ستمگر با زیرشلواری» چاپ کردند. صفحه سوم این روزنامه صدام حسین را در حالی که با یک زیر شلواری سفید در حال شستن لباس است نشان می‌داد. در عنوان این صفحه نوشته شده بود: «شخصیتی رقت‌انگیز در حال شستن شلوارش در زندان. (…) اکنون او روی یک چهارپایه کوچک پلاستیکی صورتی می‌نشیند و وظایف یک زن رخت‌شور را انجام می‌دهد.»

انجام آزمایش پزشکی جهت کسب اطمینان از هویت صدام حسین
دادگاه ویژه محاکمه صدام در ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۵ دیکتاتور پیشین عراق به اتهام قتل عام اهالی روستای دجیل به اعدام محکوم کرد، امری که سرانجام در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶  به وقوع پیوست.
 صدام در وضعیتی رقت بار در حال شستن رخت هایش در زندان است
اعدام فوری صدام حسین در حالی صورت پذیرفت که وی اسناد بسیاری از سال ها حکومت بر عراق و ارتباطات این کشور با قدرت های بین المللی من جمله ایالات متحده را در اختیار داشت. اسنادی که می توانست زوایای پنهانی از رخدادهای جنایت باری هم چون دسترسی این رژیم به سلاح های کشتار جمعی، چرایی حمله به ایران و کویت و سرکوب شیعیان و کردها در جنوب و شمال عراق را نشان دهد.
صدام حسین در دادگاه (۲۰۰۶) از اقداماتش من جمله استفاده شیمیایی بر علیه ایران دفاع می نماید
او در بازجویی‌های پیش از اعدامش درباره ی حملات شیمیایی به ایران و کردها گفت: «کشتار کردها و ایرانیان با سلاح‌های شیمیایی یک ضرورت بود که شخصا دستور آن را صادر کردم.»
اعدام زود هنگام صدام حسین مانع از دستیابی جامعه بین المللی به اسرار او شد، امری که منافع آمریکا و اروپایی ها را به خطر می انداخت.


دادگاه ویژه در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۴ (۱۸ ژوئیه ۲۰۰۵) صدام را متهم به قتل‌عام اهالی روستای دجیل به بهانه همکاری آنها در ترور وی در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) کرد. و همین مورد موجب صدور حکم اعدام بر علیه او گردید.
برزان ابراهیم رئیس سازمان اطلاعات بعث و امنیت و عواد حامد البندر رئیس دادگان انقلاب حزب بعث در دادگاه (۲۰۰۶) به اعدام محکوم شد
صدام با ثبت انواع جنایات شناخته شده بین‌المللی از جمله نسل‌کشی، جنایت علیه صلح، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی در کارنامه تاریک خود، چهره‌ای منحصر به فرد در فهرست جنایتکاران قرن بیستم به شمار می‌رود که از این جهت به هیتلر، موسولینی و پل پوت پهلو می‌زند.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس