شهید پرویز یوسفی

دسته: وصیت نامه
سه شنبه - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
شکر و سپاس خدایی  را که بر آدم منت نهاد تا خود انتخاب گر راه خود باشد…  در دوران زندگی هر فردی یک روز امتحان می شود. هستند کسانی که از این امتحان الهی پیروز  بیرون می آیند، در این زمان که دین حق و حقیقت در خطر است. تمام ملل جهان کمر به نابودی آن بسته اند و در این زمان یک کشور اسلامی ایران مورد حمله دشمنان خدا قرار گرفته و ظیفه شرعی خود دانستم که  پای درچکمه کنم و دین خدا را یاری نمایم و نیز به ندای حسین علیه السلام رهبر دینم  پاسخ دهم و در کربلای ایران  جان بی قابل خود را نثار دین و راه حسین علیه السلام نمایم چون  می دانم که مرگ با شرافت بهتر از زندگی با خواری و مذلت است.

ما که وارث راه حسینم، نباید مرگ با خواری انتخاب کنیم پس این راه را انتخاب کردم.

 برادران و خواهران و مادر جان و پدر جان! امیدوارم بعد از من نگران نباشید، من افتخار می‌کنم که در این راه قدم گذاشتم.

خانواده ی عزیزم! اگر من شهید شدم، بر مزار  من گریه نکنید.

اگر  اسیر شدم، انتظار آمدن یک اسیر را نکشید که مجروح شدن به ملاقات هجوم  نیاورید واگر ناپدید شدن فراموش کنید و به یاد شهید گم گشته در قبرستانی که رفتید  من نیز فاتحه بخوانید.

یک پیامی هم برای ملت عزیز ایران دارم: ای ملت شهید پرور ایران! بی تفاوت نباشید و هر کدام به دست خودتان می توانید بکوشید. کارگر در کارخانه و کشتزار، سرباز در  جبهه، معلم در مدرسه، روحانی در اجتماع و همه مردم در صحنه هرکدام تا می‌توانید فعالیت کنید، تا این انقلاب را به پیروزی کامل برسانید که مقدمه ای برای انقلاب جهانی حضرت بقیه الله…  می باشد و در این از هیچ کس نهراسید. جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین در میدان نبرد شهید شده،جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد، مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد
ای مادران:  مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر  خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که  تحمل ۷۲ شهید را نمود.
هم مثل خاندان ” وهب  جوانان تان را به جبهه های نبرد بفرستید و  تا جسد او را تحویل نگیرید زیرا  مادر وهب فرمود  سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم.

  ای اقوام و خویشاوندان بر من اشک نریزید، اگر مرا دوست دارید راهم را ادامه بدهید و با شرکت در جبهه ها و کمک های مالی پشت جبهه های اسلام را یاری کنید و گرنه من نمی‌خواهم بیایید و بگویید بد بخت شد،  فلان شد،  من به بهترین راه ها  رفتم و به بهترین  آرزوهایم رسیدم و این قابل درک نیست مگر برای آنان که خدا را از هر چیز بیشتر دوست دارد.

ای برادران! استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان ها برای تسکین درد هاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید، و هرگز دشمنان بین شما تفرقه  نیاندارند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین گردد روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست.

حضورتان در جبهه های حق بر علیه باطل ثابت نگه دارید و امام را از یاد نبرید.

تاریخ اعزامی ۱۱/۶/۱۳۶۱

منطقه جنگی خرمشهر فتح کربلا

نوای نینوا دارد بسیجی                          صدای آشنا دارد بسیجی
درون جبهه میبینی که در سر                  هوای کربلا دارد بسیجی
به روی سینه و پشت بسیجی                 نوشته یا زیارت یا شهادت
شب حمله شب از جان گذشته                شب حمله شب میثاق بستن
شب حمله شب دیدار مهدی است            به سنگر سر کشیدن کار مهدی است
میان سنگر و دشت و بیابان                     بسیجی وعده  دیدار دارد
شب حمله شب میثاق یاران                     که میبارد گلوله همچون باران
بسیجی زیر لب گوید خدایا                     نگهداری کن از پیر جماران
به صدیقان و پاکان سحر خیز                  یه اشک دیده شب زنده داران
درون جبهه ها رزمندگان را                      خداوند خودت پیروز گردان


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس