شهید معلم علیمردان موحد

دسته: شهدای معلم
شنبه - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

 

در یک خانواده مذهبی و مقید به دستورات اسلامی در روستای اینچه سعید نظام از توابع ماهنشان زنجان متولد گردید. به علت نبود امکانات آموزشی در زادگاهش مقطع ابتدای را در روستای ابدال سپری نمود . آن گاه برای ادامه تحصیل راهی زنجان شد و در منزل یکی از بستگانش مشغول به درس خواندن گردید تا اینکه در خرداد ماه ۵۸ به صورت متفرقه علاوه بر دیپلم طبیعی موفق به دریافت دیپلم مربی گری نیز شد و در ۳۰ دی ماه  همان سال کارت معافیت از سربازی را دریافت کرد.

تاسیس تیم فوتبال پاس
او یکی از زحمتکش ترین ، مخلص ترین و دل سوز ترین مربی جامعه ورزش زنجان در رشته فوتبال بود . می توان اعتراف کرد که انسانی وارسته از تمامی جهات زندگی بود . او ورزش را در جهت اهداف انضباط نفسانی ، شکوفایی و نشاط روح ، مایه همکاری و خدمت به دیگران ، احترام به هستی انسان ها و انسانیت انسان ها ، گذشت و ایثار می دانست. او کسی بود که قهرمان پروری را نمی پسندید و همیشه قهرمان واقعی را جنبه خصوصیات والای انسانی ، همدلی و دوستی جستجو می کرد. ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در کسوت مربی و سرپرست ، تیم فوتبال پاس را در خیابان سرچشمه سابق( طالقانی کنونی) تاسیس نمود. با توجه به مشکلات زمان و آگاهی کاملی که از جو موجود داشت جوانان را در آن باشگاه گرد هم آورده از هدر رفتن نیروی جوانی آنان در ان برهه زمان جلوگیری می کرد با درآمد باشگاه افراد مستضعف را کمک های مالی می نمود. به همین دلیل عوامل رژیم پهلوی او را شناسایی کرده باشگاه پاس را تعطیل نمودند.
البته باید اذعان داشت که تیم پاس او را در سطح استان جزء بهترین تیم ها محسوب می شد و در مسابقات مقام های خوبی را به خود اختصاص می داد. ایشان در سال ۱۳۶۰ مسئول هیئت فوتبال استان زنجان بوده که در این زمینه نیز خدمات شایسته ای به جوانان ورزش دوست زنجانی داشته است.

فعالیت های سیاسی شهید
معلم شهید که به خوبی پی به اعمال منحوس پهلوی برده بود بهترین شکل مبارزه خود را از منظر ورزش می دانست . با تاسیس باشگاه ورزشی جوانان را به گرد خود جمع کرد و در خلال آموزش ها و تمرینات ورزشی اهداف اسلامی خود را پیاده می نمود. همین که جوانان و نوجوانان را از ورطه گناه و کارهای لوده دور می نمود بهترین خدمت را به جامه می نمود . تا اینکه عوامل نفوذی رژیم پی به اهداف شهید موحد برده در صدد تعطیلی فعالیت های ایشان برآمدند. شهید والا مقام در پیروزی انقلاب نقش فعالی داشت و اعلامیه های حضرت امام را همه جا حتی به دورترین ناط می رساند و چون مردم دیگر در تمامی راهپیمایی ها شرکت می نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از طرف امام جمعه زنجان ه حفاظت از مکان ها و ادارات حساس شهر زنجان همت گماشت. او همچنین تا ۱۱/۹ /۶۰ در ارگان های انقلاب مامور به خدمت بوده است.

استخدام در آموزش و پرورش:
در سال ۱۳۵۹ به عنوان معلم پیمانی به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد. خدمت صادقانه خود را در لباس مقدس معلمی که سال ها آرزوی آن را داشت از روستای سعید کندی، اوچ تپه، شهید مشتاقیان ، شهید اصغر حیدری و دبستان نقی بنایی زنجان شروع نمود. وی همچنین به زبان انگلیسی تسلط داشته است.

حضور در جبهه های جنگ:
علم شهید پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی در تهران راهی جبهه های حق علیه باطل گردید. او چند بار به جبهه ها عزیمت نمود. سخنرانی های ایشان که از جبهه به صورت نوار کاست به یادگار مانده است نشان از ایمان ، شجاعت و صداقتش می باشد.شهید موحد مسئولیت گروه های آر پی جی ۷ از گردان ذوالفقار تیپ محمد رسول الله را بر عهده داشت و مدت ها در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران  عاشقانه فعالیت  می نمودو او سال اول رشته پرورشی در مرکز تربیت معلم شهید منتظری پسران تهران بود که در تابستان ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شد و خود را مهیای وصال به جانان نمود.

وصیت نامه

به یاری خدای سبحان صبح نزدیک است و جانبازی عاشقان انشاء الله و نینوای ایران پس نامه ایست که در سمت نداشتن وننوشتن وصیتنامه شاید به جای وصیتنامه من باشد من که معتقد به ( انا لله و انا الیه راجعون ) هستم و نبوت حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران را شهادت می دهم و امامت علی (ع) و اولادش را با جان دل به و منتظر ظهور مهدی موعود و انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی که بعثت جدیدی برای مستضعفان جهان می دانم و ایشان را به ولایت و امامت جامعه اسلام با تمتم وجود پذیرفته ام .در جهانی که در پیش دارم وداریم کاملاً فکر کرده ام و آگاهانه به این معتقدم( وان الله انفسهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و ذلک هو الغفور العظیم ) همانا خداوند جان ومال و را به بهای بهشت از ایشان خریداری نموده که در راه خدا جهاد می کنند پس می کشند و خود کشته می شوند واین خود پیروزی عظیمی است «من المومنین رجال صد تو اما جاهد الله علیه من قضی نجبه و بینهم من ینتظر وما بدلو»از مومنان شایسته مردانی هستند که صادقند وپیمانی که با خدای خویش بستندو عده ای دیگر برعهد خویش راسخند و در آنها هیچ تغییری ( تغییر در عهدشان ) پدید نخواهد آمد وبرعهد خود وفا خواهند کرد .

پس رجایی ، باهنر ، بهشتی و چمران برعهد خود وفا کردند وما نیز برعهد خود وفا خواهیم کرد و خون خود را برای آبیاری درخت توحید ورسوای شرک وکفر ونفاق هدیه خواهیم نمود واما باید بگویم که پیروزی را سلاح بدست نمی آورد بلکه نثار خون و حقانیت خونهای قربانی بدست می آورد چنانکه خون حسین (ع) هنوز هم می جوشد و امروز یارانش به رهبری فرزندش خمینی بت شکن که بتها را یکی بعد از دیگری می شکند و به یاری الله و دین الله و رسول الله و ثار الله می شتابد به یاری الله خواهم کشید و دین خدا را چنان یاری خواهیم کرد که خدا برفرشتگان فزاید که جانبازی فرزندان آدم را ببینید و بدانید که اینها (فتبارک الله احسن الخالقین) هستند وبه ثار الله پیوستن با نزدیک است و باید بگویم برای جوانهای که در نسل و زمان من هستند، که ما نسلی هستیم که نباید لحظه ای به خود فکر کنیم ودر فکر خود باشیم ما باید شبانه روز در یاد خدا و خدمت به مردم مستضعف باشیم واین نسل باید فدای راه خدا شوند تا نسل آینده بتواند خون شهیدان وادامه دهنده راه آنان باشند مسئولیتی که امروز ما داریم بیش از آنی است که فکر می کنیم چرا که نسل امروز  باید خودش را فدا کند تا نسل دیگر نسل آینده در فرهنگ و تمدن اسلامی یا اصیل برگردد و نسل گذشته که اکثر خوی ورزش و فرهنگ سابق در مغزشان جای داده شده و صدمه ای به اسلام نزنند من نسل جوان امروز الگوی نسل فردا و بازدارنده از منکرات نسل دیروز است و این به رحمت الهی و تلاش زیاد انسان را در این راه پیروز می گرداند و اما در اولین مرحله شناخت زمان هست که به فرموده امام اولمان که می فرماید خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده ودر کجا قرار دارد و به کجا می رود اگر کسی چنین شناختی به خود و جامعه و فرهنگ خود و دین خود داشت آنوقت باید دشمن را شناخ دشمن که همیشه در کمین است اگر انسان شناخت که خود در جبهه حق است پس دشمن او باطل است حالا باید شناخت که باطل در چه چهره ای و چه قیافه ای ظاهر می گردد و که در چهره نفاق شرک و کفر به اتحاد باطل به مبارزه حق می آید پس باید سلاحی مجهزتر باطل پیدا کرد و آن سلاح جز حق و مثل حق و بالاخره خداگونه شد ، خیر دیگری در آخرت است که انسان  می تواند در مقایل باطلهای نفس خود و دیگران بایستد ومردانه بجنگد و پیروز شود و الا پیروزی ممکن نیست چرا که هیچوقت باطل نمی توند با باطل بجنگد اصلاً باطل با باطل جنگی ندارند بلکه کمک یکدیگرند از شناختهایی که به جزئیات تقسیم می شود یکی هم شناخت دقیق تاریخ اسلام وتجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اسلام است اگر خدا مرا به قبول کرد و به فیض شهادت نائل شدم این دفعه امید زیادی دارم ، به مادرم توصیه می کنم که از خویشتن در مرگ خود من مقام والا برسم خوشحال باشید که از اینکه پیش خدا می شوید و اینکه با هستم پیش و کسی که در امانت خیانت نکند و سالم به صاحبش بدهد باید خوشحال باشد.
و خوشحال باشد که امام حسین (ع) را با دادن یک فرزند کمک و یاری کرده است و به فرمان امام حسین (ع) لبیک گفته است در مورد تربیت برادران و خواهرانم بیش از حد سعی کنید که فرهنگ اسلامی و قرآن و دعا وتاریخ اسلام را بیاموزند و آنکس که الله را شناخت و محو ابدیت شد از سرچشمه عارفین به الله آب خورد دیگر دیوانه می شود و دست از جان می شوید

 آنکس که تورا شناخت جان را چه کند                   فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی خـــــود و جهانــش بخشی                 دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

 والسلام علیکم
علیمردان موحد
 

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس