شهید زین العابدین محمدی


تاریخ‌تولد  :01/09/1345
تاریخ شهادت  :24/05/66
خداوند مى فرماید:«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» عنکبوت ۶۹ ((کسانى که در راه ما جهاد کنند، از راههایى آنها را هدایت مى کنیم» بالاترین آزادیها، آزادى از خود است .«امام خمینى»
اى جوانان و عزیزان مسلمان! نکند خداى ناکرده در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. اى عزیزان! مبادا در غفلت بمیرید که على در محراب شهید شد.اى مادران غیور! مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیرى کنید که در آخرت جواب زینب را چگونه خواهید داد که داغ ۷۲ شهید را به دل زد. همه شما مثل خانواده وهب باشید و حتى از نیامدن جسد عزیزانتان ناراحت نباشید که مادر وهب فرمود که: سرى را که در راه خدا داده ام، پس نمى گیرم.

برادران و خواهران!

استغفار و دعا کنید که بهترین وسیله براى تسکین قلبها و دردهاست و همیشه به یاد خداوند باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز نگذارید دشمنان در بین شما تفرقه بیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا کند.اگر چنین کردند، روز بدبختى و سیه روزى مسلمانان است و جشن ابرقدرتهاست.
برادران!

حضورتان را در جبهه هاى حق بر باطل ثابت کنید و در امام بیشتر دقت کنید. عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید و خلوص و صداقت خود را همچنان حفظ کنید. اگر فیض شهادت نصیبم شد، آنها که در خط امام نیستند، بر من نگریند، اما آنها هم از رحمت خداوند غافل نشوند که به خداوند امیدوار شدن آخر به فلاح و رستگارى مى انجامد. سلام مرا به امام عزیز برسانید و بگویید: تا جان در بدن داریم، مثل مولایمان حسین (ع) در سنگرها ایستاده ایم.
شما پدر و مادر و برادران و خواهرانم!

خودتان را براى تحمل رنجها و سختیها و مصیبتها و ناکامیها و ناروایی ها آماده سازید و دل قوى داشته باشید که خداوند متعال پشتیبان شماست و تنها اوست که شما را از این ناهمواری هاى روزگار نجات مى دهد. اگر مى خواهید در مقام و عظمت شما خللى وارد نشود، هیچگاه به شکایت رو نکنید و آنچه را که از قدر و منزلت الهى شما مى کاهد بر زبانتان جارى نسازید.
پدر و مادر عزیزم! درست است من براى شما فرزندى لایق و به دردخور و عصاى دست شما نبوده ام ونشده ام، مرا حلال کنید و ببخشید. از رفتنم ناراحت نباشید که امانتى بیش نبودم. به عظمت خداوند زبانم قاصر است از سخن گفتن درباره شما. نمى توانم به گونه اى از زحمات شما تشکر و قدردانى کنم که لایق آن باشد، پس به بزرگى خودتان این فرزند نالایق خودتان را حلال کنید که از آتش جهنم آن طورى که درباره آق والدین ها فروزان است، مى ترسم.
برادران و خواهران عزیزم! من این برادر نالایق، براى شما نیز برادر خوب و به درد بخور نبودم. نمى توانم سخن بگویم، مرا ببخشید.دیدار بعدى در قیامت
خدایا! خدایا! تو را به حق زهرا، از عمر من بکاه و بر عمر این پیر جماران بیافزاى.
زین العابدین محمدى ۱۶/۱۱/۶۴ (امضاء)
«نیـایـش»
امام باقر (ع) مى فرماید: «به خدا قسم از مردم جز دو خصلت نخواسته اند: به نعمتهاى خدا اعتراف کنید که برایشان مى افزایند و به گناهان اقرار کنید که آنها را بیامرزد».
بار خدایا! از کارهاى ناشایستى که کرد ام، به تو پناه مى برم از جمله از اینکه حسد کردم. تظاهر به دانستن مطلبى کردم که اصلا نمى دانستم. زیبایى قلم خود را به رخ دیگران مى کشاندم. در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم و مرگ را فراموش کردم. زبانم را بیهوده آلوده کردم و قاه قاه خندیدم و سختى آخرت را از یاد بردم. معبودا! از اینکه در راهت سستى و تنبلى {کردم} و براى دوستم آرزوى کفر که ایمانم نمایان شد. خداى من! دروغ گفتم که آنجا حق این بود که راست بگویم. پروردگارا! چگونه بگویم؟ با چه زبانى؟ شرم آلود و پر از گناه و با کدام دل آکنده که این چشمها از دید آنچه تو دوست ندارى، شاد مى شوند. از اینکه غیبت دوستم را کردم و من از ته دل خوشحال شدم در حالى که شنیده بودم که شدت عذاب غیبت خیلى زیاد است.
اگر گناه از بنده زشت و نارواست‌عفو که از سوى تو زیباست.
خدایا! قطره قطره خون در رگهایم در جستجوى توست، این عجوزه هزار داماد آهنگ شکستن عزم مردان کرده است و عمر را به کابین مى طلبد، توفیق پایدارى و استقامت عنایت فرما.
اى ستار العیوب بر گناهان این گنهکار پرده بکش‌که من به امید تو امیدوارم، مرا ببخش
والسلام                                           
با تشکر زین العابدین محمدى ۱۶/۱۱/۶۴ (امضاء)

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code