شهید رضا جلوخانی

تفنگم را بیاورید تا سینه دشمن را سوراخ کنم که دیگر تحمل این همه نامردی را ندارم.آخر این ملت آزادی خواه و حق پرست چه کرده است که این چنین ناجوانمردانه علیه اش بسیج گشته اند.آخر مگو در این دیار استقلال و آزادی جرم است که این چنین ملت های اسلام را به محاصره اقتصادی و نظامی می کشتند.

ای مادرم کفنم را بیاور تا بپوشم که خون من ازخون امام حسین (ع) و علی اصغر به خون خفته رنگین تر نیست. به جهان خواران شرق و غرب بگوئید اگر خانه و کاشانه ام را به آتش بکشند ، اگر گلوله هایتان قلبم را سوراخ کند آرزوی شنیدن یک کلمه ضعیف و زبونی و آرزوی فروختن دینم را به گور خواهید برد.

به آنها بگویند که اگر پیکرم را زنده زنده پاره کنند، اگر پاره های تنم را در آتش بسوزانند، اگر خاکسترم را به دریا بریزند از دل امواج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم اسلام پیروز است.

کفر و نفاق نابود است، به پدر و مادر عزیزم سلام می رسانم و از آنها می خواهم که چون من در بیمارستان بودم نتوانستم روزه هایم را بگیرم لذا زحمت کشیده و برایم یک ماه روزه بگیرید از خواهرانم می خواهم که مثل زینب عمل نمایند و پیام مرا که پیام ده نمودن ایلام و نجات مظلومان است به جهان برسانند.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته رضا جلو خانی ۶۱/۸/۱۰

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code